پُز

 

سالیانِ مدید پز دادی
هر چه زورت رسید پزدادی

ذره ذره قَمیش وِل کردی
اندک اندک شدید پُز دادی

هم به نسلِ قدیم خندیدی
هم به نسلِ جدید پز دادی

بعدِ عمری فشار و زوریدن!
با دو شعر سپید، پز دادی

بر سرِ سفره همسرت تا گفت
از برنج حمید، پز دادی!

در شب قدر با دو تا قطره
که ز چشمت چکید، پز دادی

تا به کارَت سریع تر برسند
پس به نام شهید پز دادی…

به رفیقِ قدیمی ِ خود که،
روی هر تپه (دید !) پز دادی

چون امیدت به مالِ مردم بود
به منِ نا امید پز دادی…
سروده:راشدانصاری

۱۴ نظر (نظرات شما) در ”;پُز“

  1. محمدی گفت:

    خیلی زیباست
    دستت درد نکنه خالوجان

  2. رضا شمسی زاده گفت:

    جالب بود استاد عزیز و مهربان

  3. رضا گفت:

    استاد سلام
    جسارتا با وجود تلگرام و اینستا و…. دیگر کسی به سایت نگاه نمی کند

  4. امینی گفت:

    آفرین به این قلم زیبا

  5. دانش گفت:

    خوب بود خالوجان بندر!

  6. رحیم جاهدی گفت:

    خالو جان پزتان عالی بود!

اضافه کردن نظر

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo