تبلیغات!

به قربان فضای انتخابات
سر و جانم فدای انتخابات

اگر یک ذره شُش هایت گرفته ست
تنفس کن هوای انتخابات

به گوشم می رسد از سمت سیما
هر از گاهی صدای انتخابات

تمامِ دردها درمان پذیرد
درین دارالشفای انتخابات !

نهفته گنج های بی شماری
برای ما، ورای انتخابات

نمک گیرت کند تا دور بعدی
اگر خوردی غذای انتخابات

دلِ من لک زده امسال بسیار
به جانِ تو برای انتخابات

چه می شد توی فرق بنده می خورد
همه درد و بلای انتخابات ؟!

کنم رنگین سر و ریش خودم را
از این پس با حنای انتخابات !

تذکر می دهم نوبت به نوبت
به دیگر مُهره های انتخابات

قبای ژنده ام را می فروشم
و می پوشم ردای انتخابات

بیا تا کور گردد چشم دشمن ،
تو هم در لابه لای انتخابات

***
نمی آید ز بنده شاه بیتی
خصوصاً در رثای انتخابات

درین اوضاع خیط اقتصادی
گرفتم من عزای انتخابات

دهان بنده اما قرصِ قرص است
بماند ماجرای انتخابات … !

سروده:راشد انصاری « خالو راشد »
به نقل از کانال تلگرام خالوراشد به این نشانی: https://telegram.me/rashedansari

در راستای رد صلاحیت ها….

درد دل یک کاندیدای بد !
خواب دیدم به نظر بد شده ام
نه که یک ذره ! که بی حد شده ام

دایم الخمرم و بالاتر از آن
جانی و خائن و مرتد شده ام

مانده ام بینِ بد و بدتر و حیف
پاک از این وضع مردد شده ام

روز از مال غنی مستم و شب
پیشِ پای فقرا سد شده ام

پدر اندر پدرم بد بودند
وارث جد و پدر جد شده ام !

مثل ترکیب اضافی هستم
که به صد واژه مقید شده ام

بدی من ، بدِ معمولی نیست
بلکه از نوع مشدد شده ام !

بد نبودم من از اول این قدر
به گروه خفنی « اد» شده ام !

هی به « آن مسئله » تأکید نکن
من که تأکید مؤکد شده ام

خواستم جَزر شوم ، بخت نخواست
از بد اقبالیِ خود مَد شده ام

قصد آتش زدنم را دارند
مثل شمعی توی معبد شده ام

رفته تا مرز تورم بدی ام
سود هشتاد و سه درصد شده ام !

بس که بد بوده ام ، از جمع شما
همچو یک صیغه ی مفرد شده ام

اگر این گونه نبودم ، ز چه رو
بنده در محضرتان رد شده ام ؟ !

نیست گوش شنوا حرفم را
مثل اقرار مجدد شده ام

بوی « جنت » به مشامم نرسید
طرد از جانب « احمد » شده ام

سروده:راشد انصاری « خالو راشد »
به نقل از کانال تلگرام خالوراشد: https://telegram.me/rashedansari
شما هم البته تشریف بیارین توو دم در بده!

برجام

صد شکر که فصل خوش ایام رسیده

شور و شعف و هلهله بر بام رسیده

 

گفتیم: چرا مردم ما این همه شادند؟

گفتند که برجام به فرجام رسیده !

سروده: راشدانصاری(خالوراشد)

ندهد…

از غرق شدن کسی نجاتم ندهد
امکان دوباره ی حیاتم ندهد

 

چون اهل بساطم از خدا می خواهند
هرگز برکت به سور و ساتم ندهد!

 

در مخمصه ی زمانه گیر افتادم
تقدیر به غیر مشکلاتم ندهد

 

من توی کف آب حیاتم ، اما
یک پارچ کسی آب قناتم ندهد!

 

امروزه خدای مهربان هم ، انگار
بی رشوه مجوز وفاتم ندهد!

 

بازیگر صحنه های نابی هستم
در صحنه اگر دوباره کاتم ندهد

 

بی پولی و بی کسی در آن دنیا نیز
حق گذر از پل صراطم ندهد!

 

از هر حیثی شبیه حافظ هستم
جز این که فلک شاخ نباتم ندهد!

 

من مستحقم ، به استناد این شعر
پس هیچ کسی چرا زکاتم ندهد؟!
سروده: راشدانصاری(خالوراشد)

نقیضه ی دوستانه

 

“ذوقی چنان ندارد [با] دوست زندگانی”
بگذار تا بگویم از دشمنان جانی…

 

دشمن به نارفیقی دارد شرف که گاهی
خنجر فرو نماید از پشت ناگهانی

 

(با نارفیق حتی نان و کباب خوردن
انگار استخوان را در حلق می چپانی!)

 

“آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است”
با دوستان خیانت، با دشمنان تبانی!

 

پستی اگر بخواهی یا منصبی درین جا
باید شوی سفارش از جانب فلانی….

 

در موقع گزینش گفتند:می توانی،
با چارده روایت قرآن ز بربخوانی؟!

 

گفتم که یک روایت، آن هم به زور! گفتند:
پرونده ی شما را کردیم بایگانی!

 

بنگر درین ولایت، یک بام و دو هوا را
بگذار تا بگریم چون ابر در جوانی

 

در عرصه‌ی سیاست خواهی شوی موفق
باید که فوت و فنِّ این کار را بدانی

 

از جیب ملت خود بردار آشکارا
در بین دشمنانت تقسیم کن نهانی

 

در حین خدمتت نیز قدری به فکر خود باش
قسمت نبود شاید، در مملکت بمانی…
سروده: راشدانصاری(خالوراشد)

صفحه 8 از 32« بعدی...678910...2030...قبلی »