رباعی
می بینم
در بی هنری بسی هنر می بینم
اصحاب رسانه را پکر می بینم
تا جاده ی فرهنگ و هنر لغزنده ست
در پیچ و خمش تو را دمر می بینم
کاغذ
در جیب بغل که تا شدی ای کاغذ
خط خوردی و مثل ما شدی ای کاغذ
یک قایق کاغذی ز تو ساخته ام
بازیچه بـچه ها شدی ای کــاغذ







سلام
رسیدن بخیر
ای اهل هنر به جای لغزنده نرو
با دنده و بی دنده و یک دنده نرو
فرهنگ و هنر به درّه ای می ماند
هشدار! درون گور ناکنده نرو
سلام بر خالوی عزیز:
بازیچه بـچه ها شدی ای کــاغذ
در جیب بغل که تا شدی ای کاغذ
یک قایق کاغذی ز تو ساخته ام
خط خوردی و مثل ما شدی ای کاغذ
ببخشید که شعرتون رو بهم ریختم.
سلام
مخلص خالو
درود بر خالو راشد
درود بر خالوی عزیز بارانتان مبارک….
درود بر خالوی عزیز بارانتان مبارک…
آقا سلام عرض شد
لذت بردم از اشعار
با اجازه شعر “چرخ” را از بین نوشته های قدیمی تان برداشتم تا این هفته که دارد می آید در بخش طنز سایت چوک بگنجانم
شاد باشی
درود بر جناب انصاری بزرگوار
سپاس از حضور پرمهرتون
سعادتی ست برای من دیدار شما شاعر فرهیخته
پایدار باشید انشاالله
این بی هنری هم هنر بعضی هاست
یعنی که هنر،شوروشربعضی هاست
فریادِ بلندِ آ آ آ آ آ آ آی ، صد وای به تو
مخصوص دوتاگوش کر بعضی هاست!
سلام،
کاغذ چه قابلی داره!
فیس بوکی:
یک بوس ِ تپل مُپل به لُپ های شما
یک خارش هم به پاچه و پای شما
ترفیع، اگر به پست چاکر بدهید،
مالش بدهم دو دستی آن جای شما!// فرزین کشاورز
“ای نه دله ی ده دله هر ده یِله کن”
از ارز و گرانیِ طلا کم گله کن
یک دم به قناعت وَ دعا رو بِنَما
کم کم پدرت در آورد حوصله کن//محمد صالحی
شاید وسط همین اتوبان باشد
یا این که در آخر خیابان باشد
گفتند که هست زیر پای مادر
بابا، نکند بهشت زندان باشد// علی شوش
از ناحیه ی دماغ فیل افتاده
از مام وطن… ولیک آقازاده!
یک جمله برای وصف حاجی کافیست:
یک خر که خدا دیده و شاخش داده!
**
اینجا کسی می گفت: او رفته
آنجا کسی می گفت: در راهم
من شاعری دیوانه ام اما
“صد سال تنهایی” نمیخواهم…
**
در مورد نقشه های شیطانی شمر
بی رحمی و خوی غیر انسانی شمر
امسال دوباره روضه خوانی داریم
در مسجد کوفه با سخنرانی شمر
// الهه ملک محمدی
سلام به شما استاد بزرگوار
ممنون که به هشتاد و هشت آمدید
متاسفانه هر چی برای اصلاح مطلب تلاش کردم بلاگفا ثبتش نمی کرد
ممنون که تشریف اوردید و گفتید.
این دوره هنر به یک فنر می ماند
نر ،ماده و ماده هم به نر می ماند
دردیست رباعی هنر،خالو جان
…«مرد را دردی اگر باشد خوش است»
ربط است میان بی هنر با کاغذ
در آمده نان بی هنر با کاغذ
تا خورده هنر میان کاغذ بازی
…«هنر نزد ایرانیان است و بس!!»
اصحاب رسانه های سمعی بصری
یک مجری تازه ،مثل و مانند پری
خالو تو به دنبال هنر می گردی؟
…«شهریست پر کرشمه و حوران ز شش جهت…»
مانا باشید و بدرود
خدا خیرت بده خالو…میدونی قیمت کاغذ چقد رفته بالا؟ بازیچه ش کجا بود…کاغذ شده خداتومن…
سلام بر خالوی عزیز.
شاد باشید و برقرار. مشتاق دیدار.
سلام استاد چه خبر از اوضاع و احوال بندر؟
سلام بر خالو راشد عزیز…
از خوانش رباعی های طنز تان لذت بردیم.
امید که هیچ گاه مانند کاغذ تا خورده و خط خورده و… نشوید.
اونجایی که گفتیم گنجاندیم! مدارکش هم موجود است:
http://www.chouk.ir/anjoman-shear/tanz/3030-2012-11-27-09-58-44.html
سپاس
دیگه کار از اصحاب رسانه گذشته است خالو !
در رسیدن مملکت به لبه پرتگاه – آقای محسن رضایی به فکر آشتی با مردم افتاده است !
زیبا بود خالو جان
احسنت
بسیار زیبا
سلام و عرض ادب
راستش در رباعی دوم، مصرع یک وقتی “که” آمده توقع بود که در مصرع بعد ادامه پیدا کنه که اگر اینطوری شد مثلا اونطور بوده! همین حرفهای عامیانه!
و گرنه اگر به جای “که” ، “تو” می آمد خب خیلی بهتر می نشست!
چون دلیلی بر حرف اضافه ی ارتباطی نیست وقتی حرفی نیست…
درود
با احترام دعوتید
کرم نماوفرودآ… [گل]
جالب انگیز ناک بود!
رباعی های بسیار زیبایی بود. دستتان درد نکند.
با سلام خدمت خالو واقعا شعر خشیوند. دلم شَیوِد اُشُم شهر و دیارم&&&سُوار اسبی و دلبر کنارم. تفنگی بِ اَکولُم از جنس نقره&&&پر از تیر و فشنگ بِ اُن کَتارم. واعظ ت سرودن ١۴/٩/٩١
سلام.خوبی واعظ جان کاش خصوصی خودتو معرفی می کردی
اکولم …:
وزنو خراب کرده
یا: تفنگی به اکول از جنس نقره
سلام ممنون که به ما سر زدید کاراتون زیباست و از خواندنش لذت بردم درود و بازم سر بزنید ممنونم.
بسیار زیبا
درود بر خالوی نازنین
شاد باشی
با سلام استاد بزرگ
بنده اهل جهرم هستم شعرهایی سروده ام طنز
آقای دانیال رحمانیان شما را به بنده معرفی نموده
بنده از شما میخواهم که حقیر را راهنمایی کنید تا پیشرفت کنم… اگر خدا بخواهد…
یک نمونه از شعرهایم را میگذارم لطفا بنده را ببخشید که وقت گرانبهاتان را میگیرم
قیمه
چرا نذری فقط قیمه خدایا بکن این معده را بیمه خدایا
اگر نذری دهی قیمه چه باکی قبول حق ولیکن بود شاکی
نخود را آنقدر قبلش بخیسان اقلا کم شود نفخش بدینسان
تو ای مادر شدی یک هفته راحت ببین قیمه رسید اکنون بدادت
شده یخچال خانه آنقدر پر بخور قیمه همش بعدم نزن غر
بسیار از آشنایی با هنرمندی مثل شما آنهم بصورت کاملا اتفاقی خوشحال شدم. پاینده باشید.
قربانت گردم کاش نشانی گرامی وب یا سایتتان را داده بودید خدمت می رسیدیم
از خوندن این رباعیتون هم واقعا لذّت بردم