بندر ِ پس از باران

تـکه ابـری گوش شیطان کر ، که پیدا می شود
شـهر ِ بــندر دیدنی هایش هــــــویدا می شود!

برق ِ استان می پــرد با رعـــد و بــرق اولی
بــعد از آن هم نوبت تکذیـب و حاشا می شود

شــــهر در خاموشی ِ مطلق فرو گردد ،سپس
قاطـی پاتـی! خـط ِ تلفن های این جا می شود

فی الـمـثل مـردی اگر با هر زنی گیرد تماس
می رود خط روی خط و مشت ِ او وا می شود!

قطره ای باران که می بارد پس از چندین دهه!
قطـره قطـره جمـع گـردد تا که دریا می شود

بـعد ِ یـک ساعت که بنـدر شد همانند “ونیز”
زیـر و رویش بـس سزاوار ِ تماشا می شود!

خانـه ها در زیر ِ آب و مردمان بر روی آب
صحنه ها گاهی چه زشت و گاه زیبا می شود

ورزش ِ قــایق ســواری را اگــر رونق دهند
حـتم دارم در خیابان شور و غوغا می شود!

وای از آن روزی که باران با خودش باد آورَد
با نسیــمی هر درختی کــنده از جـا می شود

شاخ و برگ ِ این درختان هفته ها مهمان ماست
کی برای شاخ و برگی… مَرد دولا می شود؟!

آن که می گوید برو این ها به ما مربوط نیست
اتفـاقــا تــوی پســتش نـیز ابـقا مــی شـــود!

یا مشاور می شود ، یا این که می گردد وزیر
حکم ترفیعش در این جا زود امضا می شود!
………………………
منتــظر هسـتند بعضی تـا رسد طـوفان نوح
شاید آن ها طرح شان آن روز اجرا می شود!

چـیزهای دیگری هم می شود در شعر گفت…
منتـها هــر چیز ِ ما ، یک چیز معنا می شود!

در چنین وضعی نباید کرد شک!”خالو” که حل،
این زمان با ابر ِ “چینی” مشکل ِ ما می شود!

۵۶ نظر (نظرات شما) در ”;بندر ِ پس از باران“

  1. اسطوره گفت:

    گرچه در باران نرخ ماهی ها کمی ارزان شود
    در دل ماهی فروش چون هول و پروا می شود
    روز بعدش را بگو چون ابر بارانی برفت
    قیمت ماهی چو موج پایین و بالا می شود

  2. سلام بر بزرگ ترین شاعر جنوب کشور…
    خوش چسبید

  3. سلام
    زیبا بود
    این مشکل خیلی از شهرهاست از جمله شهر ما

  4. بارک الله زین سخن آرایی ات ای محترم / گر نمایم وصف شعرت عاجز آید این قلم !
    الحق والانصاف ….

  5. مژده بر هر بیسوادی که پی درس است و مشق

    پس رَوَد در مکتبِ خالو که ملّا می شود

    سلام خالو

  6. باکت وشلوار خالو راشد ما آن زمـــــــــان

    صاحب یک شعرطنز خوب وزیبا می شود

    خالوراشد عزیز باسلام
    بایه طنزترانه منتظرنظرشما بزرگوار هستم بیایی ونظر ندی معلوم میشه زیاد اهل دم کرده ی گل گاوزبان نیستی

  7. شهر ما شیراز هم با شبنمی در صبح گاه
    یاد بندر کرده و مانند دریا می شود

    خالو جان خودشو ناراحت نکن خدا را شکر همه در نعمات این دولت خدمتگزار شریکیم!

  8. ضمنن رندکده، رندک ، آوای خیال هم بروز شد

  9. سنوبال گفت:

    Big Smile
    گر رود در زیر آب شهر شما خالو چه غم
    تنگه ی هرمز فراخ از طول و پهنا می شود
    بعد از آن از هر طرف ناوگان جنگی سر رسد
    یک مکان ناب و دنج از بهر دعوا می شود !

  10. من که بندر نیومدم انشاءالله مشکلاتتون حل بشه
    ولی کلا همه جا اینجوریه اینجام که ما هستیم
    بارون که میاد برق و آب قطع میشه تلفن که قطع شد اینترنت قطع میشه نانوایی پخت نمیکنه تلویزیون هامون نمیگیره گاز هم میگه والله منم دوس دارم قطع شم تو رو خدا بزارین یه خورده دراز بکشم مثل بقیه ،از بس دل رحمیم به ایشونم نه نمگیم

  11. شهناز گفت:

    سلام استاد با با اینکه دورم به روزم…

  12. سلام!!!

    بسیار زیبا…

    چـیزهای دیگری هم می شود در شعر گفت…
    منتـها هــر چیز ِ ما ، یک چیز معنا می شود!

    مشکل ما هم والله همینه استاد…

    بما هم سری بزنید خوشحال می شویم !

    حق یارتون

  13. سلام بر شما دوست عزیز

    قلمتان نویسا باد

    با احترام

    با غزلی جدید به روزم

    و منتظرتان…

    زنده باشید

  14. لیلا گفت:

    سلام
    شعر بسیار زیبایی بود. مخصوصا آن جا که می فرمایید ….درپست خود ابقا می شود!
    موفق باشید Rose

  15. لاتیدان گفت:

    ما دعاگوی همیشگی حضرتعالی هستیم

  16. احسان گفت:

    سلام پرسیده یودین این شعر از عباس احمدی قمی یا سمنانی
    «سرّ من از ناله ی من دور نیست»
    گرچه اصلاً سور و ساتم جور نیست

    «سینه خواهم شرحه شرحه از فراق»
    تا بگویم فرق خر را با الاغ!

    به گمانم شعر از دکتر عباس احمدی قمی و باز هم به گمانم از کتاب جمله های معترضه است…
    ارادتمند…

  17. احسان ن گفت:

    مم نون خالو. زیبا بود

  18. انگولک گفت:

    سلام
    بازم خداوند پدر این چینی ها را بیامرزه که از بکارت مصنوعی گرفته تا ابر باران زا را درست می کنند.

  19. درود. لینکم کردی جبران ماقات شد!دقیقه ای پیش این بیت الهام شد شاید رشد کند:
    حلوا خورم ار چه هست بسیار
    افسوس که گریه کن ندارم….
    ایضا این بیت جدی الهام شد:
    چو گل خنده کردم اگر بامدادی
    همه عمر چون ابر بگریستم من… Really Angry

  20. درود
    مثل همیشه زیبا و روان بود
    شما هم می توانید مثل ما یک رود خشک وسط شهرتان بنا کنید تا همه آب باران برود توی آن!
    فقط من نمی دانم چرا اسم این کانال جذب باران زاینده رود گذاشته اند!
    شاد باشید

  21. خلیل گفت:

    سلام،

    پیشهاد آرش بد نیست!

  22. با سلام و احترام.

    بسیار زیبا و روان بود.

  23. ای دل أر عشرت امروز به فردا فکنی-مایه ی نقد بقا را که ضمان خواهد شد؟
    خالوجان زمستان خوبی را برایت ارزو می کنم .حالاامیدوارم نظر من برایت خیلی مهم نباشد. بقیه خوش ذوق تر إز من و بی کمان دوران بهتری هستند. و جون همه تعریف می کنندبس إشعارت خوب است استاد.دلت شاد

  24. با سلام
    مطالب شما در کانون وبلاگ نویسان برتر استان هرمزگان ثبت شد.
    لطفا در صورت بروز کردن وبلاگ خود مارا در جریان قرار دهید و یا لینک مطلب خود را برای ما بفرستید.
    موفق باشید.
    لینک مطالب شما در کانون:

    http://kvh.parsiblog.com/Posts/530/%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D8%AA+%D8%B4%D8%AE%D8%B5%D9%8A+%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%AF+%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%D9%8A+%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%3a/

  25. خالو جان این شرح حال همه این مرز بوم هست.
    اگه جای بندر اسم “گرگان” رو هم بذارم هیچ چیز نمیشه از این شعر کم یا اضافه کرد!!!

  26. نخودی گفت:

    درود دعوتید به دیدن گربه های من ، بیائید. Cat

  27. …عشق نوسترآداموسی!

    تی تیش مامانی میشوی و لوس، سارا

    هی وعده ی سرخرمنی بوس، سارا

    پایان عشق وعاشقی پایان دنیاست!

    بدقولی ات شد نوسترآداموس سارا

  28. درود دوست فرهیخته ام وبلاگ دریمه با موضوع ” صورت گرایی مهم ترین نظریه ادبی در ادبیات ایران ” به روز شد . حضور شما فرهیخته گرامی و نظر ارزشمندتان در بحث مورد نظر برای ما بسیار دارای ارزش و اهمیت است ؛لذا رسما از شما دوست گرامی دعوت به عمل می آید در بحث مورد نظر شرکت فرمایید . ممنون و سپاس
    [گل]

  29. سلام به راشد عزیز
    آفرین و آفرین و آفرین (انگار بچه رو تشویق میکنیم)

    سالم و سرحال و سرزنده و سرفراز و سر کیف و سر… بمانی.
    (این آخری را بد نگیرید!)

    و صد البته شاعر باشی و بمانی برای مردم ایران.

    شعر زیبایت ( Thunder ) را برداشته و در وبلاگ خود نهادم خالو جان

  30. سلام . باریکلا احسنت مرحبا . با سر اومدم سرزدم ولی تو شیشه نیومدم

  31. r گفت:

    Confused آفرین شاید وبلاگت که سایت شده رابطه مون کم شده

  32. سلام راشد خان. استفاده بردیم. دلم می خواهد طنز بنویسم اما نمیشه. طنز من همش شفاهیه.

  33. سلام استاد نازنین
    طنز زیبا ودل نشینی است.
    لذت بردم Dead Rose

  34. هابیل بیچاره که کشته شد . بشر امروزی همشون از نسل قابیلند !؟

  35. ابوطالب گفت:

    سلام خالو جان چه بگم؟ حرف حق مگه جواب ایشه؟
    مه هم به روزم با هی!هولدن بندری!
    سر بزنی خوشحال ابم Kiss

  36. مدهوش گفت:

    سلام استاد
    بنده یک متن ادبی گفته ام برای کنگره پیامبر
    در مورد توهین به مقدساتمان
    خواستم اگر مشکلی دارد متن را نقد کنید
    گاهی خستگی را خوب میبلعم.
    گاهی تمام افکارم را در تارهای عنکبوت اتاقم رها میکنم.
    میخواهم نفسهایم را اعدام کنم دیگــــــــــــــــر کارش از حبــــــــــــس گذشته است
    نفسهایی که برا دفــــــاع از له شدن مقدساتش گـــر نگیرد،نفس نیست.
    چطور بنویسم؟
    بند بند انگشتانم شل شده است
    قلمم رنگش پریده است
    آه…بغض گلویم را گرفته گلویم درد میکند گلو درد از روی بغــض که دوا ندارد!!!
    چطور بنویسم؟؟
    وقتی بی صفتان کف کفشهایشان اسم محجوبمان را با هزار ترفند حـــک میکنند…تا
    آنان هم که روحشان بی خبر است،با نعره ی گوشخراششان هم نوا شوند،زبانم از درد
    به خود میپیچد.
    کاش میتوانستم کاری کنم اما من که ۲۱ شاخه ی خشکیده بیشتر ندارم،،،
    شاخه هایم پر بار بود
    میوه هم داشت
    تازه به ثمر رسانده بودم
    امــــــــا با توهینات آن بی شرمان به پیامبرم یکباره خشــــــــک و سرد درد درد درد
    شاید همین شاخه های خشکیده ام برای سوزاندن زبانی که به خود جرات توهین به پیغمبرم را داده بـــــــس باشد. Fingers Crossed Fingers Crossed خوب بود؟؟

  37. مدهوش گفت:

    راستی جایتان خالی جهرم باران میاید … Chic Chic

  38. سلام دوست عزیز…

    با احترام و افتخار دعوتید به میهمانی وازه هایم…

    با کاری قدیمی بروزم

  39. سلام بر خالو راشد بزرگوار…

    مدتی که ما سرنزدیم از خواندن چه کارهای خوبی محروم مانده بودیم!!

    بسیار عالی بود. Big Smile

  40. مریم گفت:

    میگم خالو این شعرتون نافرم ما رو گرفته کلی باهاش حال کردم
    قلموتنو روان بادددددددددددددددد Grin

  41. درود
    یک دهان خواهم به پهنای فلک …

  42. مکن خالو تو اذیتِ ایی و اُن
    اَکردن مامورُن بَی تو نه زندُ
    اگر دستبند ببندن به دو دستت
    به چَک تو خنده اکنن همه دختن
    Star

  43. مکن خالو تو اذیتِ ایی و اُن
    اَکردن مامورُن بَی تو نه زندُ ن
    اگر دستبند ببندن به دو دستت
    به چَک تو خنده اکنن همه دختن
    Star

  44. سلام راشد جان . ما همیشه به نوشته های شما سر می زنیم ولی پای کامنت گذاشتن که میشه نگاه می کنیم می بینیم پنجاه ، شصت ، هفتاد نفر قبل از ما نظر دادن ، میگیم حالا میان اینهمه نظر آیا نظر ما به چشمش بخورد ، آیا نخورد ، فلذا منصرف می شیم و می ریم پی کارمان.
    راشد جان من بندرم ، تو هم که نشد یکبار ما را ببری حالا نه رستوران ، لااقل به یک محفل ادبی که توی شهر شما یک فرقی داشته باشیم با اینهایی که در شعرت گفته ای. همین برادران معتاد و امثالهم . راستی راشد جان این روزها به هر سایت سیاسی که سر می زنم ماجرای فرار معاون استاندار از پای سخنرانی صفار هرندی در بندر عباس دیده میشه . نه اینکه یکی از استانداران خراسان به جرم نشستن پای سخنرانی شیخ نقویان که داشته به رییس جمهور انتقاد می کرده ، از سمتش عزل شده حالا همه این سایت ها میگن آقای بامری زرنگی کرده و جایی که بدگویی رییس جمهور می شده ننشسته تا یک وقت عزل نشه! گفتم شاید این موضوع دستمایه طنز بعدیتان باشه بد نباشه. آخ دستم شکست بسکه تایپ کردم .خداحافظ

  45. درود بر شما
    مثل همیشه جان دار و زیبا گفته اید قلمتان جاری و عمرتان فراوان

  46. درود بر جناب انصاری
    به شدت علاقمند به اشعاری هستم که رنگ و بوی بومی دارند..دم شما گرم Clover Clover

  47. ناصر گفت:

    خیلی خوب بود…دست مریزاد…

  48. سلام خالو مگه بده بندر بشود کرمان؟
    هم پسته و هم زیره!
    کرمان که شیر شیره!
    البته شیره ایهام داره! Smile

اضافه کردن نظر به طراحی سایت

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo