نقیضه ی بندری!
“هان ای دل عبرت بین، از دیده نظر کن هان”
هــر گــوشه ی بنـدر را ، آیینه ی عبـرت دان
چون فصل زمستان شد،این سفره پُر از نان شد
جمـع اند ز ِ هر صنفی، در مـرکز ِ هرمزگان
دزد و دغــل و قــاتل ،معــتاد و خـل و جاعل
بـا سایــر ِ همــدستان، مشغــول ِ بـــده بستان
ســرتــا سر ِ شهــرِ ما ،ممــلو ز گــدا بـــاشد
در کوچه و بازارش،یا گوشه ی هـــر میدان
خوابــیده زنــی یــک ســو،دَه بــچه کنار ِ او
طفلان همگی بَد بو ،بی پوشک و بی تنبان!
مــردی به نظر قــاطی ،بـا ظاهر ِ اسقاطی!
بــا خـــواندن ِ اورادی ، جیــبت بـــزند آسان
بـــی کار و گدا و دزد ،بگرفته امان از خلق
این جــاست تـه دنیا ،یــا مـرکز یک استان؟!
آن گوشه یکی اَلدنگ ،مست از می و گیج از بنگ
هــی مــژده دهــد روزی: بندر بشود کرمان!
مــا خــود بــه خـدا داریم، یعنی که گدا داریم
پس رحم بکن بر ما ، ای کشور پاکستان…(۱)
ظــرفیت ِ مـا پـُـر شد ، نان ِ هـمه آجـــر شـــد
اوضــاع چنـان شــد که ،خــر گم بکند پالان!
پی نوشت:
۱-اشاره شده است به هجوم همه جانبه ی گداهای قد و نیم قد پاکستانی به بندرعباس به ویژه در فصل زمستان







چه خوب گفتی واقعا
اون موقع ها که درگهان کار میکردم شهر پر شده بود از گداهای پاکستانی به نحوی که قدم از قدم بر میداشتی یکیشون میپرید جلوت و آستینتو محکم میگرفتو به زور ازت پول میخواست.مامورین محترم شهرداری و نیروی انتظامی هم که عین خیالشون نبود لابد فکر میکردن اینا توریستن!فقط زورشون به کارگرای بدبخت افغانی میرسید. اونا رو با چک و لگد از سرکار ساختمانی پایینشون میکشیدنو دیپورتشون میکردن.با این اوصاف احتمالا پاکستانی ها با ویزای کار میان که کسی کاری به کارشون نداره
سلام خالو جان واقعا عالی بود
درود و سپاس …
ممنون از توجه شما. انشالله بزودی و در فرصتی بهتر مجددا به این صفحه بازمیگزدم.
جوابیه با اجازت!
ای راشد لامذهب ، بیمار سراپا تب
شوخی تو نکن با لب،آیینه ی عبرت دان!
وقتی که گدا بندر ،انداخته است لنگر
جانا توچه میگویی، از مرکز هرمزگان
در ساحل آن دریا ،دیدم دو نفر تنها
دادند به هم هدیه،یااینکه بده بستان!
دیدم که گدایان هم ،سرگشته ی زانوغم
در توی خیابانها یا در سر آن میدان
یک گوشه جوانی بود ،با گل به نهانی بود
نوخاسته وبرنا،با شیک ترین تنبان!
هر طیب و هر لاتی؛ قطعا بشود خاطی
وقتی بکند قاطی ،جیبت بزند آسان!
تعریف مکن بندر،شهرست ویا که شر
ارزانی شده پرپر؛ در مرکز شهرستان
آن گوشه یکی اَلدنگ ،مست از می و گیج از بنگ
بر من زده بودی سنگ،از ساحل ان استان!
مــا خــود بــه خـدا داریم، یعنی که گدا داریم
پس رحم بکن بر ما ، ای کشور پاکستان…
ظــرفیت ِ مـا پـُـر شد ، نان ِ هـمه آجـــر شـــد
اوضــاع چنـان شــد که ،خــر گم بکند پالان!
خوب بود به جز لامذهب و ….
شد: ای ماه عزیز شب
ارادت
سرتاسراین کشور مملو زگدا باشد
نه اینکه فقط بندر اینگونیه خالو جان
سلام بسیار زیبا بود لذت بردم اساسی
با یه طنز قمردر عقرب به روزم تشریف بیاورید
[گل][گل][گل]
سلام،
همسایه از همسایه ارث می برد!
زین وصف که بنمودی زین بندر و زین استان
باید بروی زانجا ، ای راشدِ خالو جان
سلام خالو زیبا بود
خشکسالی
دگه صحرو پر از کوگ و غزال نی/
گراز و گرگ و پلنگ و یک شغال نی/
تماماً شونزتو نسلش بدو کور/
چرا فصل بهار خیر و اکال نی/
واعظ ۹۱
سلام
ریبابود. خدا ی مشکلات بندر و غیر بندر را حل کناد
در آن هنگام که می گردد نفس در سینه ها خاموش
نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد.
نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را…
نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند.!
ولی ای دوست . . .
اگر روزی رفیقی مهربان آمد ز تو پرسید :
فلانی کو ؟ ؟ ؟
بگو در سنگر ناکامی و حسرت بسی جان داد . . . . . . . . . . . . .
ولی تا لحظه ی آخر چنین می گفت :
امید من … رفیق من …
من فکر کنم “خالو” گویی تو بما “یالان” *
یعنی که خران آنجا گم کرده بوند پالان !
* یالان = دروغ
درود
اوضاع کشور عالی ست احتمالا منظورتان وال استریت است…
درود بر خالو راشد ….
دست مریزاد.
سلام استاد!
نقیضه ی بسیار زیبایی بود بر شعر خاقانی. واقعا لذت بردم . دست مریزاد!
سپاس
ما شاگرد شما هستیم قربان!
سلام استاد

ممنون که زود زود ج میدید
من هرچی شعرمو زیروبالاش کردم نتونستم مشکله وزنیش رو بفهمم
باران قطع شد
سلام خالوجان
عاااااااااااااااااااااااااااااالی
دندان به جگر بگذار چند روز دگر خالو
چون فصل بهار آید خالی بشود استان!
(یعنی از استان شما میان استان ما ( همدان)!!
سلام.غزل «آینه» را بخوانید از دوست بزرگوار و استاد گرامی جناب «سید مجید باقری» به این آدرس:
mestaar.blogfa.com
ای وای استاد چشمم شور است؟؟

کاش نگفته بودم که زود زود ج میدهید….
خالو جان این سروده همه اش از نمط عالی بود مگر بیت آخرش .
قربونت. اتفاقا بیت آخر رو بعد اضافه کردم
به قول شاعر که میگه :
بــر سـر راهـم نشسته جـا بـه جـا صـد ها گـدا
پیـش رو و پشت ســر، ایـنجـا گـدا، آنـجا گـدا
تـوی بـازار و خیـابـان ، کـوچـه و میـدان شـهـر
پشت هم هی میـرسـد چـون مـوج در دریا گدا
این یکی افلیج و آنیک لمسوآن دیگر شلست
بــیشـــتر امـا از ایــنهـا هســـت ، نـابــیـنا گــدا
زن گـدا ، بچـه گـدا ، شوهر گـدا ، خواهر گـدا
پیـر هشـتـاد و نـود سـالـه گــدا ، برنــــا گــــدا
یـک دم ار پشـت چـراغ قـرمـزی تـرمز کـنـی
دور مـاشیـن تـو گـردد جمع ، یک دنــیا گـدا
شیـشــه مـاشیـن شـود بــا دستمال او کـثـیـف
پنجاه تومان گـر دهی کمتر ، کـنـد دعـوا گدا
بـر نـدارد دسـت ، تـا پول از تـو نستاند به زور
رد نخواهد شد، نـه با مشت و نـه بـا تیـپا گـدا
از برایت میکند در قوطیاش ، اسپـنـد ، دود
شـعـر میخوانـد بـرایـت ســاده و شیـوا گـدا
در کـنـار جـوی آب و در پـنـاه هـر درخـت
صبح و شب بینی کـه کرده جابجا لالا گدا
وضعشان از وضع مخلص صد برابر بهتر است
بیگمـان داراتر اسـت از مردم دارا گـــدا !!!!!!!!!
زیبا بود و به جا …… ناز نفست خالو

سلام خالو جان
همه جا آسمان همین رنگ است….
البته این وصف حال اکثر مناطق جنوب است. اهواز نیز دست کمی از بندرعباس ندارد.
درود بر خالو ، ظهر ساعت یک عازم پاتختم چنانچه اوامری بود امر فرمده تا با کمال میل اجابت کنم.
سلام استادخالو
خوش احوال؟؟؟؟
شعرهاتان را هرچه میخوانم سیر نمیشوم…کاش روزی برسد من هم بتوانم اینگونه شعر بسرایم…..
مم نون
عالی بود
به شیخ هم سر بزن
شاد باشی
آقا سلام و دو صد شرمندگی.
همان اول هم شماره درست بود. کم سعادتی از بنده کمترین است. البت روزگار ناخوشی را سپری میکنم. یعنی همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید. یک دو بیت برایت فرستادم. بهرحال عذر تقصیر. زیاد در اینترنت و آن ترنت نیستم.
بهترینها را در کنار خوشی و سلامت برایت آرزومندم. بیتعارفات.
مخلصت عمادالدین قرشی
سلام عزیز
ممنون از لطف شما
ما کلا مخلصیم
.
اول فکر کردیم شعر محلی می شود! بعد دیدیم جهان شمول شد!!!
شاد باشی همیشه
عالی اما طفلان یعنی دو طفل
جمع طفل اطفال است
و کلمه عربی به علامت (ان)فارسی جمع بسته نمیشه
إیراد وارد نیست-میتوان کلمات عربی را باعلامتهای فارسی (ان)یا(ها )جمع بست مانند کتاب که جمع ان لزوما کتب نیست می توان کتابها هم بکار برد
سلام

شک نیست که این مشکل تقصیر زمستان است!
با خواب زمستانی؛ کو مسئله خالو جان؟!
کم ناله کن ای خالو ؛ زین شهر گدا پرور
گسترده بود این وضع ؛ در مملکت ایران !
سلام خالو جان ممنون که هوندی….اگم هنوز ندای هرمزگان هستی؟ اتونم متنی چیزی امهستن براش بفرستم؟به مه هم سر بزن با یه ترانه به روزم
در خدمتیم کاکای گلم
برگو ز چه رو خالو این را نتپاندی تو
در شعر قشنگ خود پس قافیه ی پستان ؟!
سلام جناب انصاری.نقیضه ی بسیار زیبایی بود بر شعر خاقانی.منتظر شما هستیم.دوست داریم پس از مدت ها نام شمارا در قسمت نظرات وبلاگمان ببینیم…. موفق باشید
سلام
با یادنامه مرحوم پدرم بروزم و منتظر حضورتان
درود
واقعا لذت بردم.
پاکستانیها به شهر ما هم تشریف آوردند.!!!
سری به وبلاگ حقیر هم بزنید.
منتظرتانم.
استاد جان سلام
حاجتی دارم با سه صلوات دعایم میکنید؟؟
دستت درد نکناد خالو. طنزت براه.
منزل نو مبارک آقای راشد انصاری عزیز.مثل این که بد وقت خدمت رسیدم،در شهر مهمان ناخوانده دارید و سرتان شلوغ است!
سلام خالوی عزیز…
این کارو توی انجمن خوندی و در موردش صحبت شد.
منتظر کارای جدیدت هستم.
شاعر باشید…
بندر در کشور ماست و کشور بی در و پیکر کر است!
دورد بر خالو راشد
درود خالو
خوشحالم که ره بدین خانه شپردم.
بدان بوشهر بتر از گمبرون است
بسی …. در اندرون است
اگر اجازه می فرمایید لینکتان نمایم
با سلام و احترام.
مثل همیشه زیبا و روان و خوش وزن.
سلام به خالو راشد. نقیضهی بندریات را خواندیم و خندیدیم و رقصیدیم و…

سلام بر خالو شاعر بندر
بلندی های جولانش مرا کشت
سلام و ارادت
قشنگ بود…دعوتید
ضمنا اگر مایلید تبادل لینک کنیم
آقاجان به نظری هم به قشم بنداز. هم به گداهاش ( مثل ما ) هم به پولداراش.
خیلی با مزه بود و خوشمان آمدن ها!!!
به به چه عجب یادی از ما کردید جناب عبدی عزیز؟!
سوژه های استان کم نیستند از گدا بگیر تا وضع قطع برق و تا بارش باران که با آمدنش همه چیز می رود برق اینتر نت وتلفن بعدش هم نانوایی ها تعطیل می شوند و الی آخر
موفق باشید