Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home3/dideban/khaloorashed.didebani.com/wp-includes/pomo/plural-forms.php on line 210 دوبیتی | سایت شخصی راشد انصاری
محرمانه عرض میشود این “آقا اجازه ؟” ما را هم لینک بفرمایید به بچه گیمان نگاه نکنید بعضی وقت ها حرفهای گنده گنده هم میزنیم البته نه در حد بلندی های جولان!!www.agha-ejaze.blogfa.com
سلام
ممنونم خالو از حضور ونظر در سایت علامردودشتی ها ، باشد که بتوانیم در محضر استادمان خالو راشد درسمان را درست پس بدهیم ، ما را به امید خودمان وامگذار
یاحق
درود بر شما جناب انصاری عزیز!
امیدوارم کیفتان کوک باشد و روبه راه باشید.
گاهی زبان قاصر است از پاسخ به مهربانی دوستانی چون شما.
عفو کنید اگر نیستم. هستم اما چه بودنی!
لطف شما و سایر دوستانم بسیار است که احوالپرسم می شوید، نشان از خلیفه الهی دارید.
چند کاریکلماتور تقدیم حضورتان می کنم به پاس مهربانی تان. این مختصر را پذیرا باشید تا مجالی دیگر!
انار سینه چاک پاییز است.
باران که می بارد چترها آفتابی می شوند.
برگ ریزان پاییز دل انار را خون می کند.
باد آزادی را به رخ پرچم می کشد.
سرش به سنگ می خورد موج، وقتی پشت به دریا می کند.
برای آن که زمستان برود، در باغ سبز نشانش می دهند.
بخاری، مجلس گرم کن خوبی است.
موش که می شوم، گربه ها هم تحویلم می گیرند.
از حصار غم زمانه آزاد و در بند دلخوشی ها باشید.
با احترام: کواشی
مرا آزاده و یل آفریده
اگر هم کور و هم کل آفریده
در این وادی که اشکالات کم نیست
مرا حل المسائل آفریده
برای دشمنان دین و میهن
مرا زهر حلائل آفریده
نمی دانم؛ ولی در این میانه
هدف از خلقت راشد مرا کشت!!!!!!
سلام خدمت خالو راشد عزیزم:
مرا آزاده و یل آفریده
اگر هم کور و هم کل آفریده
در این وادی که اشکالات کم نیست
مرا حل المسائل آفریده
برای دشمنان دین و میهن
مرا زهر حلائل آفریده
نمی دانم؛ ولی در این میانه
هدف از خلقت راشد مرا کشت!!!!!!
ممنونم از حضور صمیمانه ی شما ، من هم آدم و دوبیتی شیرین و دلنوازتان را خواندم و لحظه هایی در ذهنم تکرار کردم : بلندی های جولانش مرا کشت! , لذت بردم چون همیشه شاد و خندان باشی استاد عزیز.
استاداین بارسوم بودکه اومدم به دلیل عدم نگارش آدرس ایمیل
نوشته هام پاک شد/فی البداهه ای که برخاسته ازهیجان مرورنظرات بود۳بارباانواع مختلف نوشته شد چون کپی نکرده بودم
این هم تجربه ای بودبرای من/
اگرمایل به تلادل لینک هستیدخبرم کنید
راستی ممنونم که منوبانوشته هاواشعارواندیشه تون آشناکردید
یاحق
رباعی هات جای خودش اما این داستان بی بی و اون برگها که توی مویرگهاش نطفه مردانگی پنهان بود منو برده تو فکر که یه روز یه مردی اونو اونجا کاشته حالا کی یه نامرد اونو از اونجا قطع می کنه؟!
[caption id="attachment_1054" align="aligncenter" width="320"] خالوراشد را در کانال تلگرام دنبال کنید[/caption]
فروش آنلاین کتاب های من
[caption id="attachment_558" align="aligncenter" width="210"] کتاب “لطفاً میخ نشوید” اثر راشد انصاری[/caption]
کتاب های جدید منتشر شده
[caption id="attachment_1050" align="alignnone" width="200"] کتاب "طنزهای انثاری!" اثر راشد انصاری[/caption]
[caption id="attachment_1051" align="alignnone" width="200"] کتاب "از افاضات شیخ انصاری" اثر راشد انصاری[/caption]
[caption id="attachment_1047" align="alignnone" width="200"] کتاب "پشت خنده پنهانم" اثر راشد انصاری[/caption]
[caption id="attachment_1044" align="alignnone" width="200"] کتاب "لبخند موزون" اثر راشد انصاری[/caption]
عجب کشتار نامردانه ای بود
ولیکن هم ترا مردانه اش کشت
محرمانه عرض میشود این “آقا اجازه ؟” ما را هم لینک بفرمایید به بچه گیمان نگاه نکنید بعضی وقت ها حرفهای گنده گنده هم میزنیم البته نه در حد بلندی های جولان!!www.agha-ejaze.blogfa.com
همه از وی گریزان گشته اما
حمایت های ایرانش مرا کشت !
سلام
زیبا بود
ولی خالو بلندیهای جولان الان خطر ناکه ها!
سلام
ممنونم خالو از حضور ونظر در سایت علامردودشتی ها ، باشد که بتوانیم در محضر استادمان خالو راشد درسمان را درست پس بدهیم ، ما را به امید خودمان وامگذار
یاحق
میان آن همه پستی بلندی
بلندی های مامانش مرا کشت!!
خیلی زیبا بود استاد واقعا زیبا
سلام جناب راشد
ممنون از لینک… و دوبیتی زیبایی هم از شما خوندم … میام همیشه استاد
خوشبختانه وب شما امکاناتش بالاست !
درود بر شما جناب انصاری عزیز!
امیدوارم کیفتان کوک باشد و روبه راه باشید.
گاهی زبان قاصر است از پاسخ به مهربانی دوستانی چون شما.
عفو کنید اگر نیستم. هستم اما چه بودنی!
لطف شما و سایر دوستانم بسیار است که احوالپرسم می شوید، نشان از خلیفه الهی دارید.
چند کاریکلماتور تقدیم حضورتان می کنم به پاس مهربانی تان. این مختصر را پذیرا باشید تا مجالی دیگر!
انار سینه چاک پاییز است.
باران که می بارد چترها آفتابی می شوند.
برگ ریزان پاییز دل انار را خون می کند.
باد آزادی را به رخ پرچم می کشد.
سرش به سنگ می خورد موج، وقتی پشت به دریا می کند.
برای آن که زمستان برود، در باغ سبز نشانش می دهند.
بخاری، مجلس گرم کن خوبی است.
موش که می شوم، گربه ها هم تحویلم می گیرند.
از حصار غم زمانه آزاد و در بند دلخوشی ها باشید.
با احترام: کواشی
سپاس از بزرگواری تان
باعث افتخارم شد که وبلاگم را نگاه کردید.
شعری که روز جمعه در دیده بان خواندید بسیار عالی بود.
نه دم دارم نه اشکم نه کوپالو
منم پیر و خرفت و زشت و هالو
بگو در بین اینها من کدامم
یه موش مرده یه قورباغه یه اغو
اینم قیافه ام که مورد پیگرد قانونی واقع شده
درود
چنین توصیف رندانش مرا کشت …
سلام دوبیتی با مفهومی بود و موهوم
سلام
عجب ایهامی دارد این بلندیهای جولان در حد لایگا!!!
سلام
عجیب ایهامی دارد این بلندیهای جولان
مرا آزاده و یل آفریده
اگر هم کور و هم کل آفریده
در این وادی که اشکالات کم نیست
مرا حل المسائل آفریده
برای دشمنان دین و میهن
مرا زهر حلائل آفریده
نمی دانم؛ ولی در این میانه
هدف از خلقت راشد مرا کشت!!!!!!
سلام خدمت خالو راشد عزیزم:
مرا آزاده و یل آفریده
اگر هم کور و هم کل آفریده
در این وادی که اشکالات کم نیست
مرا حل المسائل آفریده
برای دشمنان دین و میهن
مرا زهر حلائل آفریده
نمی دانم؛ ولی در این میانه
هدف از خلقت راشد مرا کشت!!!!!!
بلندی های جولانو ولش کن
بیاو تیر مژگان و ولش کن
تو این اوضاع داغونی که داریم
دمشق و سرت و لبنان و ولش کن
سلام..ممنون ..و نیز تبریک برای این خانه ی جدید …و عجبا که لینک وبلاگ من هنوز اینجا اثاث کشی نکرده!!!!!!!
آقا وبلاگ ما را هم دریابید! 
درود بر خالو راشد
در زلف چون کمندش سرهای بریده ی زیادی هست ان بی جرم و بی جنایت روی بلندیش که خدا می داند چه خبر است!
شاد باشید
استاد راشد ، دوست عزیز سلام
ممنونم از حضور صمیمانه ی شما ، من هم آدم و دوبیتی شیرین و دلنوازتان را خواندم و لحظه هایی در ذهنم تکرار کردم : بلندی های جولانش مرا کشت! , لذت بردم چون همیشه شاد و خندان باشی استاد عزیز.
مخاص شما حسین ناژفر

سلام،
اقا مصطفی صادقی راست میگه، مواظب باش!
درود بر شما
جالب بود قربان
درود برخالو راشد عزیز
ازاین که لطفتون شامل حال ماهم میشه سپاس
به استثنای این پستی ،بلند
زبان نامسلمانش مرا کشت
سلام خالو
خواستم مثل همیشه جسارت کنم و با شعر،کامنت بگذارم اما…
خالو بنظرت میشه با دوبیتی از خجالت مادر زن/مادرخانم در اومد؟
خالو اگه امتحان کنی….خالو این فقط یه پیشنهاده ها.فردا چیزی از چشم ما نبینی
درود خالو
سلام خالو
منم میگم که چشمانش مرا کشت
چو قر میداد میزانش مرا کشت
ندیدی وقت رقصیدن توخالو
کپل از پشت تنبانش مرا کشت
استاد ببخشید فضولی کردیم شادباشید
با سلام و احترام.
بسیار زیبا.
زیبا بود
سری به ما بزنید و راهنمایی بفرمایید
اشاره بسیار ظریفی در بلندی های جولان، مخصوصا در جولانش است که به قول آقایان، اشاره فهما میفهمن!
درود بر راشد عزیز که کشته شد ه !!
آفرین
از نوار غزه اش خبر نداری خالو!!
سلام
خسته نباشی
به روزم با آلودگی هوای نفس و آسمان تهران
با سلام
تیر عمود وسط باغ بهشت؛آیا جا به جایی شهدای گمنام شهر بندرعباس کار درستی است،از شما دوست گرامی تقاضا می شود در این موج وبلاگی شرکت کنید ؛شما می توانید مطلبی را در این ضمینه کار کنید یا طبق یک نظر در کانون استان موضع خود را در مورد جا به جایی شهدا به ما اعلام کنید؛لطفا در این موج وبلاگی شرکت کنید.
جهت اطلاع از موضوع جا به جایی شهدا به لینک زیر مراجعه کنید:
http://kvh.parsiblog.com/Posts/621/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86+%D8%B4%D8%AF%D9%86+%D8%B9%D9%84%D8%AA+%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%AC%D8%A7%D9%8A%D9%8A+%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%8A+%DA%AF%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85+%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2+%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86+%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D9%86/
زیبا بود و بدیع

شاد باشی
من که دست به عصا شدم، شما هم که مردی!

ای بابا…
سلام خالو
ممنونم از راهنمایی هات
چشم ..
سلام قشنگترینم!
سلام قشنگترینم!
ای بهترین طنز پردازان
…. ودست اندازان!
سلام و عرض ارادت استاد
سلام بر خالو راشد بزرگوار…
قند مکرر بود این دوبیتی ما هم لذت مضاعف بردیم خالو.
زیبا بود خالو جان
بلندی های جولانش خیلی باحال بود
[گل][گل][گل]
استاد سلام
امید که همیشه قلمتان پویا
ذوقتان پایا
و طنزتان زیبا باشد
در وبلاگتان گشت و گذاری داشتم که موجب مزید لذت شد و قرین مسرت
موفق باشد
مشایخی
سلام استاد
سروده زیبایی بود
قلمتان مستدام
نه پستی های جولانش مراکشت
نه نرگس هاومژگانش مراکشت
همی گویم که تاخواندم بمردم
شراب ناب عنوانش مراکشت
استاداین بارسوم بودکه اومدم به دلیل عدم نگارش آدرس ایمیل
نوشته هام پاک شد/فی البداهه ای که برخاسته ازهیجان مرورنظرات بود۳بارباانواع مختلف نوشته شد چون کپی نکرده بودم
این هم تجربه ای بودبرای من/
اگرمایل به تلادل لینک هستیدخبرم کنید
راستی ممنونم که منوبانوشته هاواشعارواندیشه تون آشناکردید
یاحق
فریدون فروغی داداش
راستی اگر با تبادل لینک موافقی بهم بگو
درود ، خدا حفظ کند این مادر بزرگ را ، همیشه شصت ساله باشه !
دعوتید به کلبه شیخ ، به صرف غلزلواره ای طنز !
شاد باشی
درود بر خالو راشد عزیز و بزرگوار

پستی بلندیهای دیدنیی داشت …
شعرتونو میگم!
پس نوار غزه چی خالو؟!
درود
میهمان شیخ مایید !
به صرف غزلواره ای طنز !
شاد باشی
[گل]
مرا هم کشت خالو جان, مرا هم کشت.
سلام… همیشه ” ما در بزرگ” شدنمون شک داریم …
بلندی های جولانش مرا کشت آفرین داری خالو جان!
با روزهای دور از تو به روزم…..[گل]
منتظرت عزیز
سلام خالو راشد عزیز
رباعی هات جای خودش اما این داستان بی بی و اون برگها که توی مویرگهاش نطفه مردانگی پنهان بود منو برده تو فکر که یه روز یه مردی اونو اونجا کاشته حالا کی یه نامرد اونو از اونجا قطع می کنه؟!
با درود
کروب رضایی