انقلاب در عصر ِ حَجَر!
پادشاهی بود در عصر ِ حَجَر
کلّه پوک و کلّه شّق و کلّه خر!
حضرتش دایم به فکر عیش و نوش
خوش خوشانش می شد از این جنب و جوش!
از قضا آن شاه ِ بی وجدان و لش
یک وزیری داشت مانند ِ خودش
بی سواد و قلّدر و بابا شمل
عاشق و دلداده ی ماه ِ عسل!
کیف ِ او از کیف ایشان کوک تر
کلّه اش از کلّه ی وی پوک تر!
غافل از ملت، حریص ِ عشق و حال
شهره ی این کار در بین رجال
گرچه دور از دانش و فرهنگ بود
خلق را گاهی نصحیت می نمود
کای خلایق چیز ناجوری ست پُست
کان ِ علم و معرفت بایست جُست
گفت، یعنی نانِ خود بایست خورد
هر کسی از کان ِ خود بایست خورد
پیش ِ ما دنیا به غیر از خاک نیست
دولتی چون دولتِ ما پاک نیست
هی فروکن، ریشه کن مانند ما
مهرورزی پیشه کن مانند ما
**
وای از آن جایی که گفتار و عمل
نیست یکسان نزدِ افرادِ دغل
وضع ِ کشور گشت خر تو خر بسی
معترض بر وضع ِ حاضر هر کسی
غفلت ِ شاه و وزیر از حال ِ خلق
آتشی افکند در احوال ِ خلق
نه کسی دادِ کسی را می شنید
نه کسی ناز ِ کسی را می خرید!
با شهنشاه و وزیری آن چنان
اَمن و آسایش همه رفت از میان
مردی و غیرت حسابش بسته شد
ملتی از بی حسابی خسته شد
یک طرف بی کاری و یک سو فساد
کس ندارد روزگار اینسان به یاد
از گرانی، مانده مردم هاج و واج
تا ثریا رفت نرخ ِ اسفناج!
عده ای گفتند، از راه ِ ثواب
چاره ی این درد باشد انقلاب
پس به پا خیزید ای مردان ِ مرد
حتم پیروزیم ما، در این نبرد
**
ملتِ با غیرت از بهر ِ قیام
کرد پای خود به کفش ِ انتقام
دسته دسته مردمان ِ جانفشان
آمدند از هر طرف، پیر و جوان
تا شود آزاد گردن ها زیوغ
مملکت شد جایتان خالی شلوغ!
دستِ ملت آجر و سنگ و چماق
دستِ دولت توپ و تانک و اسلحه!
(از کراماتِ همان عالی جناب
قافیه در بیتِ بالا شد خراب
در میان ِ فتنه و جنگ و گریز
قافیه کی می شود پیدا عزیز!)
جنگ شد مغلوبه، افرادِ وزیر
از نظامی تا امیر و تا اَجیر
چشم هاشان کاسه ی خون از غضب
جوی خون کردند جاری بی سبب
گرچه آخر دستِ دولت کار داد
این تقابل از دو سو کشتار داد
هرچه می دیدند آتش می زدند
نعره های کو نفس کش می زدند
یک طرف شد پیرمردی واژگون
آن طرف تر نوجوانی غرق ِ خون
در چنین هنگامه ی قاراشمیش
دو، دو ِ غارتگران گردید بیش
سارقی، خوش کار ِ ملت می ستود
خوشتر از آن مال ِ مردم می ربود!
موج ِ هَرج و مَرج تا آمد پدید
مرغ ِ خوشبختی همان دَم پر کشید
در پس ِ درگیری و آن گیر و دار
رفت کلّی کلّه ها بالای دار
**
بعدِ چندی در میانِ خاک و خون
شاهِ خائن عاقبت شد سرنگون
پوزه ی وی بر زمین مالیده شد
خوب دقت کن: چنین مالیده شد…(۱)
این هم از آن پادشاه و آن وزیر
هر کجا شاه است گو عبرت بگیر
ما وَقع را شرح دادن مشکل است
پای طبعِ سرکش ِ من در گِل است
خواستم وصلش دهم با آب و تاب
بر حکایت های بعد از انقلاب
جوهر خودکار ِ «خالو» شد تمام
قصه را بردم به پایان والسلام!
پی نوشت:
۱ـ این مصراع تصویری است







منتظر بعد انقلابش هستیم خالو!بحر طویلی گفته ایم خوشحالمان می کنید ببینید
سلام
استاد من این متن را دوبار خواندم یک بار فکر مربوط به سال ۸۸ است و به دنبال تعیین تکلیف محصورون بودم- دیدم نه از ۵۷ هم دارد- دوباره خواندم ببینم که شاید مربوط به ۴۰ سال پیش سال ۴۲ باشد بار دوم که تا آخر خواندم دیدم نه واقعا مال همان عصر حجر است !!! که سنگ و چماق قافیه خراب کن هم دارد.
امیدوارم در این سفر زمان به شما خوش بگذرد به سال ۱۳۹۲ رسیدید ما را هم خبر کنید.
ولی جدا خیلی خوب بود ما که کیف کردیم چون امروز یک دو ساعتی دیر آمدیم سر کار تازه شروع به چای و اینترنت و به به.
خوبی سروده شما به این است که به قول نقد نویسان سینمایی بنویسم مثل فیلم های جناب اصغر خان فرهادی بسیار عزیز آخرش هم تعلیق دارد به به.
نظر لطف شماست….
سلام…….
می شه ادرس وبلاگ قدیمی خوتون رو بدید که شعری از شما رو که اشتباه درج کردم رو درست کنم؟؟؟؟؟؟
ممنون می شم…………..
سلام.قسمت بالای همین سایت که نوشته مطالب قدیمی …در ضمن ۲۲شهریور ۸۶ درج شدهwww.khaloorashed.blogfa.com
درود. مثنویی برای تمام زمانه ها . با زیان و پرداخت محکم. به سلامت عزیز.
ممنون
جوهر خودکار ما که باقی است
خالوی شیرین زبان خود ساقی است
خالوی شیرین زبان گل گفته است
وه چه زیبا با تامل گفته است
با تشکر خواندمت ای اوستاد
طشت شاهان هم ز بامان اوفتاد
باسلام و با سلام و باسلام
چاکر مخلص کندختم کلام
سپاس استاد
سلام
خواندمت استاد. . . . .
سلام استاد
این مثنوی شاهکاره. فکر کنم جزو کارهای ماندگارتان شود…
و اگر چه در این شعر به زمان و مکان خاصی اشاره نشده اما فکر کنم در ارتباط با پادشاهان هوسباز و دیکتاتورهای عربی گفته باشی که اخیرا یکی پس از دیگری سرنگون شدند
سلام بر دوست مهربان و طنزپردازم
آقا دم شما گرم که همیشه ما رو خجالت میدید و افتخار میزبانیتون رو به ما میدید
خواندم طنز قشنگ شما رو
خوب شد به اوضاع شاه بعد از انقلاب اشاره نکردید! ریزبینی! های خوبی بود
به امید دیدار خالو جان
راستی اینجا را هم بشنوید ثواب دارد
http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=1101283
از هجر تو هر چند ملول آمده است
با سینه ای از عشق تو فول آمده است
خالو راشد بیا به استقبالش
آرام دل تو(!) بوالفضول آمده است!
چه عجب جناب سلیمانپور آمده است! ما فقط در تهران امروز شما رو می بینیم
سپاس
ممنون ………..تصحیح شد………..
سلام استاد عزیز….به روزم…
سلام خالو جان بسیار زیبا
مخصوصا قسمت تو پرانتز: توجیه قافیه خراب
دارمتا
هستمتا
سپاس
سلام استاد عزیز.
بسیار زیبا و روان سرودی گرامی.
اینکه مخاطب رو برای شعر قبل از انقلاب تو کف قرار دادی عااالی بود.
منتظریم.
ممنون محسن جان
درود بر خالوی کبیر و سپاس از این ره آورد زیبا و ارزشمند
سلام بسیار عالی بود شیرین ترین شعر شما در این چند ماه همین بود ضمنا هر کسی بایست خورد از کان خود هم جالب بود
سپاس دکتر
سلام خالوجان
کاش شعرتون به عربی ترجمه میشد که ملت مصر همچین خودشو بدبخت نکنه!
بسیار عالی بود.
باید که از این غصّه بمیرد دل من
عذر از لب قندت نپذیرد دل من
این قدر که بوسه می خورد از لب تو
ترسم مرض قند بگیرد دل من
“سعیدعندلیب”
آمدم دوستم “تا نگویند که از خاطر من رفته گلم”
سلام
خالو راشد خود که می دانی دادام
قصه اینگونه نمی گردد تمام
بهرشرح قصه خودکاری دگر
توی بندر نیست آیا ؟ یا مگر
پس بپر بازار اما با جهش
شرح کن این ماجرا را تا تهش
این شعر بلند از آن دسته کارهایی بود که مخاطب به هیچ عنوان خسته نمی شه…
خیلی ممنون بابت این شعر قوی
سلام و ارادت
———–
در این کویر غم
حضور نسیم طنز
ز سیمایی حزین
همچو همان لنگه
کفشی است در کویر
غنیمتی شمریم و
کمی به او خندیم
[گل][گل][گل]
سپاس
گر چه ظاهر ،داستان در ماضی است
لیک این خواننده، یک پا قاضی است !
می دهی “خالو ” تو با این پیچ و تاب
شرح “حال” خود، به قبل از انقلاب !!!
با سلام -این شعر عالی بود… من که تمام شعرای شما رو خوندم… این که تموم شد به خودم گفتم عالی بود…
ممنون….
سلام

ممنون که به وبلاگ من سر زدید و دعوتم کردید،شعرتان بسیار زیبا بود.
من هم گه گاه شعر می گویم،اگر دوست داشتید دوباره به وبلاگم بیایید و در قسمت “موضوعات وبلاگ” روی گزینه “شعر” کلیک کنید تا شعر های خودم و دیگران بیایند
خوب بید خالو
سلام، خالوی ارجمند:
مثل سریال های خودمان اوایلش عالی و از نیمه به بعد…متعالی!!
بناچار اخطاریۀ لیدر خویش بر شما عرضه می داریم:
یا خالو، این حزب ما نیست هالو…..!
لطفاً، تَفَحّــََصََ یَتَفَحّصُُ تَفَحّـُص؛
«حزب خران» گفته بکوبان به میــخ
یا که بکَن ریشـــــــۀ غـــــم را زبیـخ
پس چه زنی گاه به میـخ و به نعــل
باز مکش این دل ما را به ســـــیخ!!
در پناه بی پناهان، شاد زی.
سلام و احسنتم
واقعا باید هر کشوری که حکومتش پادشاهی اداره می شود حواسش جمع باشد
اشاره ی خوبی کرده ای به بلاهایی که سر این دیکتاتورهای عرب آمد
سلام
شما بزرگوارید
سلام بر خالوی بزرگوار …. سریالی بود اما خواندنی و طناز . ولی خالو جان از این به بعد هم فکر جوهر خودکار باشید و هم ذهن آلزایمری ما ! .
درود بر حضرت راشد انصاری
استاد عزیز، جالبه امشب فکری مثل خوره افتاده به جونم و اون هم اینکه چرا ما آدما دقیقا همون چیزی هستیم که داریم انکارش میکنیم؟
پرست مثل همین وزیر پاچه ورمالیده که توصیفش فرمودید
(گرچه دور از دانش و فرهنگ بود
خلق را گاهی نصحیت می نمود
کای خلایق چیز ناجوری ست پُست
کان ِ علم و معرفت بایست جُست
گفت، یعنی نانِ خود بایست خورد
هر کسی از کان ِ خود بایست خورد
پیش ِ ما دنیا به غیر از خاک نیست
دولتی چون دولتِ ما پاک نیست)
لذت بردم.
البته اگر برای درس یادگرفتن نبود ازتون نمیخواستم وقت بذارید و آپدیت جدید هکیم رو که نظم هست ببینید، خدا رو چه دیدید که کاراش به آدمیزاد شبیه نیست، شاید از حضور پر برکت اساتید ما هم تونستیم حرفی بزنیم.
برقرار باشید و شاد
درود بر حضرت راشد انصاری
استاد عزیز، جالبه امشب فکری مثل خوره افتاده به جونم و اون هم اینکه چرا ما آدما دقیقا همون چیزی هستیم که داریم انکارش میکنیم؟
درست مثل همین وزیر پاچه ورمالیده که توصیفش فرمودید
(گرچه دور از دانش و فرهنگ بود
خلق را گاهی نصحیت می نمود
کای خلایق چیز ناجوری ست پُست
کان ِ علم و معرفت بایست جُست
گفت، یعنی نانِ خود بایست خورد
هر کسی از کان ِ خود بایست خورد
پیش ِ ما دنیا به غیر از خاک نیست
دولتی چون دولتِ ما پاک نیست)
لذت بردم.
البته اگر برای درس یادگرفتن نبود ازتون نمیخواستم وقت بذارید و آپدیت جدید هکیم رو که نظم هست ببینید، خدا رو چه دیدید ! کاراش که به آدمیزاد شبیه نیست، شاید از حضور پر برکت اساتید ما هم تونستیم حرفی بزنیم.
برقرار باشید و شاد
در اولین فرصت خدمت می رسم
درود بر خالو راشد
واقعا خیلی زیبا مثل همیشه
سلام بر خالوی گرانقدر و آفرین بر ذوق سرشارشان
سلام بر مرد نیک روزگار
درود بر خالو راشد و اشعار زیبایش….
سلام دوستان با یکی از دیدنیهای کرمانشـاه بروزم(((تکیه بیگلربیگی)))خوشحال میشم بهم سر بزنی[گل][گل][گل]
کرمانشاه دارای دوتکیه تاریخی و گردشگری می باشد۱-تکیه معاون الملک۲-تکیه بیگلربیگی
۱-تکیه معاون الملک وجاذبه های آن:این تکیه بزرگترین تکیه در شهر کرمانشاه می باشد که زیباترین کاشی کاری دنیا و موزه مردم شناسی وآرامگاه معاون الملک در این مجموعه می باشد…
نشانی تکیه معاون الملک:کرمانشاه-مرکز شهر خیابان حداد عادل
۲-تکیه بیگلربیگی و جاذبه های آن:اولین پارینه سنگی در زاگرس وخاورمیانه و همچنین آیینه کاری منحصر به فرد در مجموعه تاریخی تکیه بیگلربیگی قرار دارد.
نشانی تکیه بیگلربیگی:کرمانشاه-اول بازار روبرو مسجد جامع نرسیده به بازارسنتی کرمانشاه-کوچه صارم الدوله.
[گل]برای باز شدن عکسها اندکی صبر کنید[گل]
سلام برای خودم برداشتم!عالی بود
استاد میخوام یکی از کتابات رو بگیرم که باحال تر باشه کدومو پیشنهاد میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟
ممنون مرتضی جان
کتاب های من همیشه شش هفت ماه پس از انتشار نایاب می شدن اماهیچ گاه پول نداشتم که به چاپ های بعدی برسونم و کسی هم حمایت نمی کرد…
http://m-arasteh.blogfa.com/
تقدیم استادگرامی خالوراشد
خیلی خیلی فوق العاده بود خالو جان
آفرین بر شما
سلام مثل همیشه عالی. جز این هم انتظار نمیرفت.
من تازه کارم. ممنون میشم نظرتون رو درباره شعر جدیدم (آخرین شلیک) بنویسید.
در ضمن، بنا به گفته ی مسئولین در جلسه ی اخیر هیئت دولت، خیلی میخوامت دادا!
درود بر خالوی عزیزترین!جناب راشد انصاری عزیز و دوست داشتنی!خیلی دلتنگتان هستیم…من مدتهاست که از فضای وبلاگ و وبسایت به عرصه ی فیض بوک کوچیده ام اما همیشه این خانه برایم خواندنی و شنیدنی بوده و همیشه از آن دست پر بر گشته ام…و همیشه هم سر می زنم تا پستی را از دست ندهم…همیشه باشید و سرشار از شعر و حرفهای نو…به امید دیدار نزدیک
ممنون میلاد جان
در حال حاضر کجایی ؟
مدتیه انجمن شعر تشریف نداری؟!
درود بر شما
ما ارادت قلبی و قبلی داریم
فعلا که مدتیه ساکن رشتم و اینجا هم زیاد انجمن نمی رم…و بی صبرانه هم مشتاق دیدارم
ممنون میلاد جان
در حال حاضر کجایی ؟
مدتیه انجمن شعر تشریف نداری؟!
سلام
به روزم ! دعوتی [گل]
سلام بر استاد خالو راشد
پیرهن را دکمه و شلوار را کش لازم است
مو ی آدم هر زمان بد رنگ شد مش لازم است
مرغ اگر یک کم گرانتر شد تو پایش را بخر

چون که در این زندگی هر روز نرمش لازم است
Free things are generally always welcomed by customers, employees and potential customers alike.
Third thing in yoga bags is the selection of its material.
However, thanks to a bevy of options offered by camera bag manufacturers, there is a seemingly endless list of storage possibilities.
لطفا فارسی
You can buy dessicant pads at camera supply shops or go cheap and steal several from aspirin and vitamin bottles.
لطفا فارسی بنویس
با سلام از شعر انقلاب در عصر حجر منظور شما کدام عصر حجر و کدام سرزمین و یا قومی بود
اگر منظور شما زمان حال است که پس عصر حجر نیست.زیرا در عصر حجر توپ و تانک و این همه اگاهی در بین یک ملت و یا یک قوم وجود نداشت و پادشاهی هم نبود نکاتی که اشاره کردید بسیار موزیانه و طعنه امیز می باشد و با خود فکر کردید هرکس فهمید که هیچ هرکس نفهمید کار شما گرفته است زیرا یک انسان اگاه و دارای پرورش فکر درست از شعر شما شخصیت شما را خواهد شناخت یا انسان حقیقت جو و حقیقت گویی هستید یا یک دروغ گو که اصل روزگار را واژگون بیان کرده اید
سلام بر س.ا عزیز
شما اما نه دروغ گو هستید و نه خودت را به نادانی زده ای بلکه از ظرایف و لطایف طنز سر در نمی آورید …اولا یک اثر هنری خوب این یا آن است که هر کسی تعریف و برداشت خودش را از آن داشته باشد که این به خودی خود چیز بدی نیست و اتفاقا خوب است.ثانیاشاعر برای بیا ن حرف خودش می تواند از زبان اشیا ، جانوران و….سخن بگوید پس اگر با منطق و عقلانیت بخواهیم با شعر و به ویژه طنز که رندانگی های خاص خودش را دارد، برخورد کنیم مگر می شود بز یا اسب یابه فرض مثال قاشق و چنگال با انسان صحبت کند؟! ثالثا کسی که آثاری را خلق می کند نباید توضیح بدهد چون به فرض مثال شاید این پرسش شما برای یک شهروند زاهدانی یا آذربایجانی یا آن ور آبی که بنده را نمی شناسند نیز پیش بیاید! خب بنده که ضمیمه اثرم نیستم تا برای همه توضیح بدهم! رابعا از کجا معلوم این پادشاه خیالی منظور دیکتاتورهای عرب نیستند که اتفاقا یکی پس از دیگری نابود شدند و….خامسا از کجا معلوم که….شاید هم این پادشاه خیالی است و یا شاید هشداری است به حکومت هایی که به صورت پادشاهی اداره می شوند و در پایان مخاطب آزاد است هر برداشتی را داشته باشد…
باسلام پس از دو روز پاسخ شمارا در یافت نمودم از اینکه مرا دروغ گو و نادان ندانسته اید سپاس گذارم ولی یک چیز را خیلی جدی به شما می گویم شعر شما از دیدگاه من نه تنها طنز نیست و از لطایف هم نیست بلکه بیان کننده ی واقعیت های جاری در زندگیمان می باشد البته امیخته به طعنه…که من دوست داشتم روشن بودن زمان شعر را کاملا اشکار می ساختید زیرا ان وقت به جسارت و شجاعت و روح والای شما درود می فرستادم و یقین پیدا می کردم که راه کمال را طی مینمایید…در این راه (راه کمال)اگر قطره ای یا ذره ای از نور الهی را ملاقات نمودید سلام من را برسانید و دست من را نیز بگیرید تا با این نور اشنا شوم امید وارم از طریق نور الهی راه درست را در جهت اگاهی جامعه ی بشریت پیدا نمایید
باسلام
خواهش می کنم
عرض کردم که متاسفانه در کشور ما هر کسی در هر حوزه ای حتی غیر تخصصی خود اظهار نظر می کند و گرچه این به آزادی بیان و دموکراسی بر می گردد و به نظر بنده هم مردم آزادند در رابطه با هر چیزی نظر بدهند اما به فرض مثال من نوعی که هیچ سررشته ای در کشاورزی ندارم ، هیچ گاه به خودم اجازه اظهار نظر را در خصوص بحث کشاورزی نخواهم داد….در خصوص حضرتعالی نیز ای کاش با نام واقعی و نه مستعار می آمدید و نظر می دادید و اول ثابت می کردید طنز پرداز هستید بعد…من فکر می کنم یک شاعر جدی سرا و مطرح حتی در ردیف شاملو …فروغ و یا نیستانی …منزوی ….ابتهاج ….سیمین و….نیز صلاحیت اظهار نظر در خصوص شعر طنز را ندارندچه رسد به….و اما اگر شما با نام واقعی تشریف آوردید و مشخص شد که مثلا آقای ابوالفضل زرویی…خرمشاهی….فیض…و امثالهم هستید و این حرف را می زنید قطعا اشکال از بنده است و باید در جهت رفع نواقصات در آینده کوشا باشم….عزیزم به پیر به پیغمبر آن پادشاه خیالی است و من نمی دانم می خواهید به چه کسی ربطش بدهید!!
سلام
برای یافتن لینک دوستی که قبلا نامش را اینجا دیده بودم و نظر داده بود آمدم و به نظر ناشناسی برخورد کردم که احساس می کنم دارد با هنر و به ویژه شعر و علی الخصوص ،طنز برخوردی غیرهنری انجام می دهد
دوست عزیز من نظر شمارا خواندم اما نمی دانم تاچه اندازه در وادی شعر و ادبیات سیر کرده اید اما این را بدانید شاعر،فردی عادی و زمان پذیر نیست که شما در شعر به دنبال زمان گشته اید.ادبیات برای خودش دادگاه دارد و می گوید کسی نمی تواند از شاعر بخواهد تا شعرش را توضیح دهد بلکه می تواند هر برداشتی که دوست دارد را از شعر شاعر داشته باشد و این دقیقا همان نظریه ی “مرگ نویسنده” است و به همین ترتیب مطالعه کنید هرمنوتیک و تفسیر و تاویل متن و به صورت خیلی تخصصی تر مباحث پدیدارشناسی و …. تا به حرفم برسید
به قول بیژن جلالی :شاعر لحظه ای در ابتدای زمان و لحظه ای دیگر در انتهای زمان است افسوس که شاعر هیچ گاه درزمان زندگی نمی کند.”
شعر و طنز جایگاهی رفیع دارد شما شاید ندانید که گهگاهی در محضر رهبر معظم انقلاب هم محفل شعر و اشعار طنز برگزار می شود و در یکی از همین جلسات شاعری گفت:دستی به جام باده و دستی به زلف یار…….پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم
اگر معیار قضاوت شما باشد که باید بیایند و این شاعر که احتمالا از دید شما موزی/موذی هم هست را بگیرند و ببرند و به جرم باده خوری حد بزنند تا بگوید طرف که بوده و چرا می خواسته پیراهن و احتمالا شلوارش را عوض کند.
اتفاقا آقا با شنیدن این شعر لبخندی نیز بر لبانش نشست
دوست عزیز معیارشما برای قضاوت در مورد آثار هنری مناسب نیست
ممنون احمد جان
ای کاش طرف خودش را معرفی می کرد…
http://www.meetschmitt.comnihao
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری
ugg london http://www.durandchocolatier.fr/solde/ugg-london.html
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری
ugg button bailey http://www.manoabeaute.fr/style/ugg-button-bailey.html
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری
des ugg http://www.auxgourmandisesdumarais.fr/boots/des-ugg.html
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری
ugg official site http://www.clinilineconcept.com/imitation/ugg-official-site.html
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری
ugg chocolat http://www.action-formation35.fr/australia/ugg-chocolat.html
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری
انقلاب در عصر ِ حَجَر! | سایت شخصی راشد انصاری