نمی دانم چرا؟
تازگی ها شاد و خندانم ، نمی دانم چرا؟
گر چه از کارم پشیمانم ، نمی دانم چرا؟
از لبم دایم شکر می ریزد اما در عوض،
مـن خودم شکل ِ نمکدانم! نمی دانم چرا ؟
چای سردی را که نوشیدم شب دیدارتان
آتشی افکنده بر جانم! نمی دانم چـرا؟
با وجودِ غصه و درد و بلا و حرف مفت…
باز پشت ِ خنده پنهانم ، نمی دانم چرا ؟
ارزشم این سال ها پایین ِ پایین آمده ست
همردیف پول ِ ایرانم ، نمی دانم چرا ؟!
ریشه ی همنوع ِ خود را می کَنم از بیخ و بن
بنده هم حق دارم انسانم! نمی دانم چرا؟
چشم باید سیر باشد،ورنه حتی با حجاب
در نظرها لخت و عریانم ، نمی دانم چرا؟!
در میان ِ این همه گرگ گرسنه ، مثل شیر
سفت کردم بند ِ تنبانم ، نمی دانم چرا؟!
شاعری بعد از خرابی توی شعر ِ این و آن
ادعا دارد که “عمرانم” ! نمی دانم چرا؟(۱)
او اگر فعلا نمی داند، به من مربوط نیست
بنده اما خوب می دانم نمی دانم چرا؟!
خواب دیدم بعد از این که خارج از سالن شدم(۲)
عـازم سلول ِ زندانم ، نمی دانم چرا ؟!
پی نوشت:
۱-یعنی طرف ادعا دارد در حد و اندازه های زنده یاد عمران صلاحی است!این در حالی است که حیوونکی!در عمر خود فقط ۵ قطعه شعر طنز را سروده است!!
۲-سالن شعرخوانی







خیلی زیبا
جزاین انتظار نمی رود از خالو
قربانت
می خونمت خالو و حظ می برم
چاکریم استاد
در تحجّر مانده ام چون سنگ در دامان کوه!
دانشم گم گشت وحیرانم نمی دانم چرا!؟
باغ آبادم،به یغما دادم از شوق بهشت
بی بهشت وخانه ویرانم نمی دا نم چرا
هستی ام را بر برادر خوانده هادادم به شوق
در عوض من کنج زندانم نمی دانم چرا
………………………………
درود بر خالو راشد عزیز
من که روزی اوّلین بودم به گیتی ای عجب
در جهان سوّم ایرانم نمی دانم چرا
سپاس کریمای عزیز
دستت درد نکند راشد جان.این هم سهم بوالفضول
گاه حافظ، اهل شیرازم نمی دانم چطور؟
گاه سهراب،اهل کاشانم نمی دانم چرا؟
جان بعضی سخت لرزان است از اشعار من
منتها خود نیز لرزانم! نمی دانم چرا؟
ممنون
سلام جناب انصاری عزیزم
عالی بود.
منو یاد این شعر عمران صلاحی انداختی:
فریاد نمی زنم
نزدیک تر می آیم
تا صدایم را بشنوی
سلام بر خالوی عزیز
لاأدری نصف العلم
محظوظ شدیم
استقبال اهالی طنز از بازگشت استاد مناظره به عرصه! در:
“خرید برند هاشمی رفسنجانی + ترجمه مناظرات احمدی نژاد به زبانهای زنده و مرده!”
در اینجا:
http://www.khabarnew.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=1&Id=43987&Sgr=1
ممنون
سلام و سپاس بسیارزیبا بود
درود خالو
ادعا دارم گهی هالو و گاهی راشدم
گاه گاهی هم که زیدانم نمی دانم چرا
مشکلی دارم زدانشمند مجلس باز پرس
من چراچیزی نمی دانم نمی دانم چرا
گفت دانشمند مجلس من خودم مانند تو
یا که حتی بدتر از آنم نمی دانی چرا
اهل هر روزنامه و وبلاگ و سایتم روز و شب
زین میان غافل ز “کیهانم” !، نمیدانم چرا ؟
خواب دیدم دست من بر دست تو باشد گره

در کنارت توی زندانم نمیدانم چرا ؟!
درود بر خالوی همدرد
آقا نمیدونید چرا وبلاگ ممد طالبی بلاک شده؟
عالیست موفق تر باشید
من دلیل شادی ات را خوب می دانم ولی
کاملا برعکستان ،آشوب می دانم ولی
جان خالو یک کمی آهسته تر، زیرا که من
آخر اشعارتان را “چوب” می دانم….ولی….بی ولی جان خالو “بخاطر منم شده مواظب خودت باش مواظب خودت باش مواظب خودت باش
در شجاعت نیست شاعر همچو من، با این وجود
اهل شهرستان کاشانم نمی دانم چـــــرا؟
…..
و:
من خوش عمل آن سخنور آزادم
در زندگی ام هزارها «دل» دادم
با این همه در قلمروی شعروادب
پشمی ز «سر» فروغ فرخزادم…..
سلام استاد
عالی بود
آفرین
به این می گن شعر طنز
ممنون خانم جعفری
مرسی عالی بود
قربونت
ممنون
سلام استاد .
بسیار عالی بود . خواندم . . . و دوشنبه ها انجمن شعر ما با حضور استاد خاوند . به طعم چای داغ است .
مشتاق دیدار .
قربونت
سلام خاوند عزیز هم برسان
من می دانم چرا شاد و خندانی؛ چون دوران احمدی نژاد به پایان رسیده است.
سلام و درود به شما استاد بزرگوار جناب آقای انصاری
ضمن استفاده از مطالب پربار وبلاگ وزین شما و لذت از اندیشه های زیبایتان
به روزم
منتظر حضور گرم و نظر مبارک میمانم
همواره در پناه حق باشید
گرچه من شاد و نمکدان و شکر ریزم ولی
در درون خویش ویرانم ، نمی دانم چرا؟؟
درود خالوراشد عزیز
باطنزشب یلدا بروزم منتظر حضورتون
سلام
گرچه “چپ بودن خواب” رو ظالمانه به خانوما نسبت دادن و اصلش “چپ بودن خواب ظن” بوده امّا خواب بیت آخر این شعر چپ باشه الهی!
موفّق باشید و مانا

سلام…
خیلی خوب بود. از خواندن این شعر لذت بردم..سپاس
سپاس
بسیار زیبا بود.

سلام حض بردم احسنت بر این ذوق شاعری.
پاینده باشید خالو…..
با درود ..
گویند مرا چو زاد مادر ..پستان به دهن گرفتن امو خت .
شبها بر گهواره من …بیدار نشست و خفتن امو خت .
دستم بگرفت و پا به پا برد .. تا شیوه راه رفتن امو خت .
یک حرف و دو حرف بر زبانم .. الفاذ نهاد و گفتن اموخت .
لبخند نهاد بر لب من ..برغنچه گل شکفتن ام.پو خت .
پس هستی من رهستی اوست .. تا هستم و هست دارمش دوست .
از روانشاد ایرج میرزا
پیامبر اسلام فرموده . طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه .
قران کریم بار ها تذ کر داده .افلا تعلمون . افلا تتذکرون . افلا تعقلون .
چه خوب است که برخی از اهل سنت بجای کتب محمد عبدالوهاب که تعلیماتش سلفی وتکفیری میباشد وجز بد نام کردن اسلام وخرابی وکشتار بیگنا هان چیزی ندارد بیایند کتابهای عطار وخواجه عبد الله انصاری وسعدی وغیره مطالعه نمایند تا بدانند خدا وقران وپیا مبر چه میفر ما یند
نه اینکه زنها ودختر ها بعلت دانش امو ختن بقتل بر سا نند شما اهل سنت ایران همیشه دانا تر از ان نا دان ها و جاهل بو ده اید
سلام،
اگر می دانستیم، وضعمان بهتر بود. با سپاس
مثل همیشه زیبا…
با رگ خواب به روزم
منتظر حضور سبزتان هستم…
شاعر بمانید
قشنگ و زیبا
خسته ام از چاله ها و چوله های شهرمان
در پی چاه زنخدانم نمی دانم چرا؟
درود بر خالو
با درود .. یادی از کاکا توفیق
در دوران جنگ امریکا و ویتنام کاکا نوشته بود موش کشی بطریقه امریکا ئی .اینکه یک موش در نظر میگرفتند وا نرا چاق وچله وفربه مینمو دند بعد انرا گرسنه میکردند وانرا بداخل لانه موشها رها میکردند وهرچه موش ضعیف بود لت وپار میکرد که منظور همان سران دولتهای ان دور ه بود .
انگلیس مذاهب وفر قه هائی ما نند باب و بها ووها بی و احمدی قا دیا نی برپا کرد ولی عند الله انها ما نند فر قه های گمراه وضاله القا عده وطالبان وسلفی وتکفیری که امریکا بر پا کرد نبودند که اینک امریکا انرا بطریقه موش کشی اش بجان مسلما نان انداخته ورو زانه ده ها و صد ها نفر بیگناه را قتل عام میکنند
خداوندا من اعانه ظا لما فقد سلطه الله علیه . انها را بر خودشان مسلط بگردان
بااین که سی ام روز برج آذرماه است
منتظرحقوقم هنوز نمی دانم چرا؟
سلام
وزنش مشکل داره….
باوجودرخ نمودن ,روز سی ام وای من
همچنان من منتظردرخانه نالانم چرا؟
استادانصاری خواهش می کنم نظرتان را درباره این تک بیت مرقوم بفرمایید از نظروزن ومحتوا
وزن تا حدودی درسته اگه روز سی ام بشه روز آخر بهتره اما ردیفش غلطه و به شعر بنده نمی خوره چون نمی دانم چرا شده چرا
ممنون
درود بر شما
جناب خالو راشد عزیز و ارجمند، خواندیم و کیفور شدیم و کوک…. زنده باشی طنّاز پرکار و باصفا. دست مریزاد.
.
.
با فصلنامۀ؛ «پیک شادی» _ شمارۀ ۳ _ پاییز ۱۳۹۲
مشتاق دیدار شما خوبانم.
خیر پیش.
خیلی قشنگ بود
باخبرچاپ کتابم به روزم ومنتظر
تازگی ها شاد وخندانی؟می گویم چرا
می فزایم من پشیمانی !می گویم چرا
آن لب شکر فشان را ازکجا آورده ای؟!
چون نمکدان نی که قندانی می گویم چرا
آنچه نوشیدی نبود آن چای سرد!
بیگمان تو مست وحیرانی! می گویم چرا
با همه رنج و بلا و در دسر
باز پشت خنده پنهانی ؟!می گویم چرا
گرچه آمد ارزشت هرروز پایین ای عمو!
ارزشت را خود نمی دانی! می گویم چرا
گرکنی تو ریشه هم نوع خودرا رو بکن
چون توحق داری تو انسانی! می گویم چرا
بی حجابی را مکن داخل تو درشعرت عیان
دادمت هشدار عریانی!!!می گویم چرا
چون خرابی می کنی شاعر تو در شعر وغزل
ادعا نی کن که عمرانی می گویم چرا
کی نمی داند ؟نفهمیدم چه شد
من نمی گویم توخود دانی می گویم چرا
تو ازآن سالن به این سالن بیا
در ((اوین)) داریم مهمانی !می گویم چرا
گرصمد آقا بگوید باز شوخی کرده ام
لیک همچون بید لرزانی می گویم چرا
ممنون صمدآقا
ولی خودمونیم خرابش کردی!
درود و دست مریزاد!
ممون دکتر
سلام م م م م م م م
احوال خالو ؟ دلتنگتم غالبا .ممنون که به یاد ارواح هستی .
سه شنبه ها شیراز حوزه ی هنری ماوای دوستان بهتر از برگ درخته .بیو نون و نمکی هست .
سپاس
حتمن خدمت می رسم
سلام خالو راشد گرامی! ممنون که خبر دادید.
من این بیت را خیلی دوست داشتم:
چای سردی را که نوشیدم شب دیدارتان
آتشی افکنده بر جانم! نمی دانم چـرا؟
نمی دانم چرا!!…
موفق باشید و سربلند.
سلام استاد
شما بعد از خارج شدن از سالن عازم گلستانی نه زندان
موفق باشید و سربلند
ممنون
درود بر استاد گرامی و ارجمند
سلام استاد .خودمان می دانیم ! ما یک بچه دهاتی هستیم تازه به شهر آمده . الاغ مان را فروختیم لب تابی خریدیم وب میگردیم. شاگرد تازه کاریم چه کنیم! به قول قدیمیا که میگن
تا گوساله گاو شود دل صاحبش (مادرش) آب شود. لطف کردین وقت گذاشتین واسه من.
سپاس فراوان از شما.
در هوای زیر صفر زیر صفر زیر صفر
من که گرمم میشود گاهی نمیدانم چرا
دمای هوای اردبیل به منفی ۲۳ رسید
التماس دما
خدا حفظتون کنه استاد
سلام . دلم لک زده بود واسه یه شعر اینجوری … مرسی
لینک شدید
سلام خالو
استفاده میکنم عالی . ممنون
شما لینگید . بهم سر بزن خوشحال میشم
سلام بر استاد انصاری عزیز
سلام
فکر می کنم این شعررا در سایت شاعران یا همین جا خوانده ام شعر زیبایی بود
ممنون ار این که سرزدید
ممنون
سلام خالو…
داغ دل که زیاد شد و جیب تهی قصد قصیده ای کردم. چه کنم که از هر چیز دراز و کش دار میترسم!
گفتم غزل بگویدم دیدم سنمم با دو سه میلیارد به دام افتاده!
یا به قولی خمسه هامان با سه بیتی می پَرَند!
در نهایت درماندگی و شرمندگی و تأسف و با ترس از نرگس خیام!
به بابا طاهر خودم پناه بردم.
گفته اند آن سروران ظرف منان پر تر نما



حالیا گر میخوری سهم منان هم رد نما
گر همی گویی که طیب و طاهر است
گوی و میدانت بفرما ، این منان را خر نما!
قحطی عشق است من ، از دست لوت باورم/بازهم محتاج بارانم نمی دانم چرا؟
ارادت همچنان باقیست
سلام خالو جان من بازم اومدم دارم وبلاگ شما رو می خونم واقعا بیان شیوایی دارید. از تک تک آثارتان لذت می برم. مستدام باشید. در ضمن لینکتان کردم.
سپاس
سلام خالو
زیباست بزرگوار . منو به وجد میاره طنز شما
موفق باشید استاد
ممنون
سلام خالو
زیباست بزرگوار . منو به وجد میاره طنز شما
موفق باشید استاد
سپاس بزرگوار
آقای انصاری شما یک کانال تلگرام بسازید توی این دوره کسی سر به وب لاگ نمیزنه
سلام
کانال تلگرام که دارم بزرگوار
https://t.me/rashedansari