نقیضه ی دلبخواهی!

در گلستانِ محبت، خار می خواهد دلم
از زبانِ دلبرم لیچار می خواهد دلم!

بر خلاف دیگران که تندرست و سالم اند
یک تَنِ ناسالم و بیمار می خواهد دلم

آن چه در ذهن شما باشد دقیقاً عکسِ آن
خوب یا بد! ساعتی ده بار می خواهد دلم!

مدعی گر صوت بلبل می پسندد، من ولی
زوزه ی گرگ و سگ و کفتار می خواهد دلم

مثل اجدادم به جای خانه و ویلای شیک
زندگی در گوشه ی یک غار می خواهد دلم

کارهای بد نمی دانم چرا شیرین ترند!
بعدِ هر کار بدی! تکرار می خواهد دلم

چشم هایم مثل باباطاهر ِ عریان شدند
هر چه می بینند ، لاکردار می خواهد دلم!

تازگی ها اهلِ دود و دَم شدم شکر خدا!
شیشه و بنگ و نخی سیگار می خواهد دلم

گر چه زندان های ما یک پا هتل هستند، لیک
از خوشی مُردم در این جا، دار می خواهد دلم!

دور دوم آمد و یارانه ی ما قطع شد
جای این یارانه ها، من یار می خواهد دلم!

اشتهایم تازگی بدجور بالا رفته است
چون شتر را بعد از این با بار می خواهد دلم

صلح و سازش با جهان هرگز ندارد فایده
جنگ و قتل و غارت و کشتار می خواهد دلم

بس که مسئولینِ ما در دیپلماسی محکم اند
حال و روزِ دوره ی قاجار می خواهد دلم!

گر چه حتی هیچ مکروهی نخوردم هیچ وقت
خود به خود نصف شب استغفار می خواهد دلم

تخم مرغ و گوجه ی گندیده مالِ اُملت است!
سوت و کف از جانب حضّار می خواهد دلم

سروده:راشدانصاری

۷۷ نظر (نظرات شما) در ”;نقیضه ی دلبخواهی!“

  1. سلام بر خالوی عزیز و مهربان
    شعر زیبایتان را خواندیم و لذت بردیم
    جسارتن فکر می کنم اشکال کوچکی در این مصرع باشد
    خود به خود نصف شب استغفار می خواهد دلم Smirk

  2. گرچه مارا درد بسیاراست لیکن مد به مد
    درد امروزی و ناهنجار می خواهد دلم

    چشم بر مال و منال دنیوی بستم ولی
    عود این یارانه را بسیار می خواهد دلم

    حال با شیرین ترین وزن وردیف و قافیه
    شعر طنزی تازه از انصار(ی) می خواهد دلم

  3. ابراهیم گفت:

    چون دل انگیز است طنزش ، یک غزل
    ازجناب مستطاب راشدانصار میخواهد دلم

    لذت بردیم استاد ۰ پاینده باشید و خنداننده به لطف حق ۰

  4. بیخبر ماندیم از میزان رشد اقتصاد
    کو فلانی!؟ اندکی آمار میخواهد دلم!

    دیش را بیخیخ..!!، چون که مخلص از کانال سه
    یک دو تا مجموعه ی کشدار می خواهد دلم!..
    ………………………………………………
    درود بر خالو راشد عزیز.
    حقیقتا سوت و کف زیبنده ی این طنز زیبا بود. Smirk

  5. واقعا عالی بود. این هم سوت و کف از جانب حضار چچچچچصصصصصصصچچچچچچچصصصصصصچچچچ

  6. بادرود .. عموئی با معذرت که مزاحم هستم .. چوب دو سر طلا از مهدی سهلی ۱۳۳۵.
    دلاذارا بیادت میکنم هر شام زا ریها .. همه بالین من تر میشود از اشکبا ریها .
    بتا از خال ریزت اتشی افتاده بر جانم .. چه خال ریز و جا ن سوزی فغان زین ریزه کاریها .
    اگر با من جفا کاری کنی ای ماه بی مهرم .. کنم نفرین که افتد کار تو در . شهر داریها
    زدوشم گر که باری بر نداری هست امیدم ..که له گر دد قدو با لای تو در زیر . باریها
    اگر وصل تورا یا بم شبی در حال سر مستی .. بپا یت مینهم با بوسه ی خود . یاد گا ریها
    برو در لا له زار و مه رو یان را تماشا کن … دلم چون لا له خون شد از جفای . لا له زا ریها
    خداوندا زدست بنز جان ما بلب امد .. برو ای بنز لا مصب دو صد رحمت به . گاریها
    از این خرج گران واین حقوق کم خداوندا .. رود در اخر مه بر فلک داد . اداریها
    کجا دست و دل عضوی پی خدمت رود دیگر .. اگر در هم فرو ریزد بنای حق گذاریها
    سواریها فرا وا نند در کشور ولی ایگل .. نصیب ما نشد جز گرد و خاک این سواریها
    درون باغ مهران شیره ایها جمله میگویند .. کجائی شیره تر یاک فر یاد از خماریها
    شبی اندر تما شا خانه ای گفتا مدیر ان .. که حیرانم من از پر روئی این افتخاریها
    برو در کا فه شیمرا ن ببین غا رتگریهارا .. دو تو مان قیمت پیپسی کولای پنجزاریها
    کبابش پاره کی گردد بدون اره و چاقو .. فغان زین مرد بی انصاف و واز این زهر ما ریها
    میان ریش پشمینت ندیدم رسم دینداری .. چه ای تا جر از ریش تو وایت پشم کاریها

  7. سلام
    ظاهرن که دل شما روی دل برخی مسئولین جا خوش کرده
    ————————–
    به لحاظ روانکاوی این ها همه علائم کمبود عشق با کلیه مظاهر آن و تبعات و تعلقات آن است
    در شهری که عشق با تمام معانی و ابعاد و نسخه ها و با تمامی ریشه ها و مصادیق عینی آن و در تمامی سطوح گم بشود خب نتیجه همین است که شما و بنده می بینیم جوانان ازدواج نمی کنند و ازدواج کرده ها بچه نمی آورند و یا طلاق می گیرند و یا جدا زندگی می کنند و یا رابطه بین همسران به حداقل می رسد جلسات زنان با زنان زیاد و جلسات مردان وتو می شود مردان آب آور خانه می شوند مردان فقط راننده و کارت بانکی هستند و ارزش شان در حد همان دو روز اول ماه است که پولی در حساب دارند مردانگی شان فقط در شناسنامه و در حد کارت ملی و ثبت عنوان خانواده در صفحه یارانه است و محبت را هم فقط در کتب اساطیری می توان یاد کرد و امروز دیگر اسامی تهمینه لیلی شیرین زلیخا محبوبه و … از هویت و فرهنگ ما خارج شده و حتی یاد نام های گلاره و نسترن و شقایق ما را به یاد فیس بوک می اندازد و بر دیوار اتاق خانه ها دیگر عکس هایشان هم نیست و در خیابان هم همان نام های رزمی جاری است که گویا هنوز دوران جنگ ادامه دارد. آیا ما در جنگیم؟ چقدر؟ کجا؟ با کی؟ تا کی؟ و چرا؟ Really Pissed

  8. یکی از کارهای خوبت بود خالو

  9. خیالِ کج گفت:

    خالوجان عالی بود

    و چه حسن ختام زیبایی

    راستی زیارتتون نکردم دوباره آدرس را میگذارم

    “چپیده ایم همه در لحاف یارانه!
    http://www.snn.ir/NSite/FullStory/?Id=307280&Serv=4&SGr=41

    ممنون

  10. علی اسلام نیا گفت:

    سلام استاد
    ما دلت بخواهد یا نخواهد سوت و کف می زنیم . مگر می شود برای خالق چنین سروده ی زیبایی سوت و کف نزد و احسنت و بارک الله نگفت
    تبارک الله احسن الخالقین

  11. خالوی عزیزم سلام :
    شعر زیبایت باب دل است و گرمی بخش هر محفل ، سعادت و سلامتی شما را از یگانه خالق هستی خواستارم .
    ز دل گویــی دمی اشعــــار طنــــــاز
    عجین است گفته هایت با دوصد راز
    سپــــاس گویم تو را از خــاک بهـــده
    دمــــادم می نمــــــــاید یـــــــادت آواز
    موفق باشی . سید محمد آواز

  12. m گفت:

    با سلام به شما همشهری عزیز
    شعرهایت ستودنی است
    شاد باشی وسرفراز
    In Love

  13. m گفت:

    سلام شما را به پیوندها ی وبلاگ اضافه کردم اگر دوست داشتید شما هم لایک کنید-دهکویه لارستان

  14. ترش هستم من کسی دیگر نمی گیرد مرا
    یک نفر با اندکی ایثار می خواهد دلم

  15. عبدالمجيد زارع گفت:

    کارهای بد نمی دانم چرا شیرین ترند!
    بعدِ هر کار بدی! تکرار می خواهد دلم
    ّبس که مسئولینِ ما در دیپلماسی محکم اند
    حال و روزِ دوره ی قاجار می خواهد دلم!
    تخم مرغ و گوجه ی گندیده مالِ اُملت است!
    سوت و کف از جانب حضّار می خواهد دلم
    احسنت

  16. سلام ارادت دیشب تو برنامه قندپهلو کلی بهت خندیدیم ROTFL

  17. شعرخالو چون عسل شیرین و من مشتاق آن
    خواندن این شعرراصدبارمی خواهد دلم
    درود.

  18. به نام خدا:سوت و کف! ROTFL
    ……………………………………
    بس که زیبا بود و لذت بخش شعر آخرت (ون)
    خواندن صد باره اش انگار میخواهد دلم
    ……………………………………
    موفق و موید و پیروز و پاینده و شاد و “غیره” باشید.

  19. محمد محمدی گفت:

    سلام
    به نظر این جانب شعرهای شما یک سر و گردن از دوستانی که این روزها به عنوان شاعر طنزپرداز در کشور مطرح هستند بالاتر است. قدر خود و قلمتان را بدانید

  20. درود به شما استاد خیلی عالی بود
    بااجازه شما لینک شدید

  21. مخلصم
    بسیار لذیذ بود

    کارهای بد نمی‌دانم چرا شیرین‌ترند In Love

  22. شعر بسیار زیبا، نمکین و دلنشینی بود …

  23. رحیم رسولی:

    از شاه زی فقیه چنان بود رفتنم
    کز بیم مور در دهن اژدها شدم
    ـــــ ناصر خسرو
    ……………………………………………………….
    در سال هزار و … سده ی از آخر
    شب روز – و روز – شب نمی شد ، می شد؟!
    از آخر شهنامه خبر داشت اگر
    خواننده که جان به لب نمی شد ، می شد؟!
    آغاز هجوم ملخ و برگ درخت
    تاریخچه ی تقابل منبر و تخت
    تاریخ اگر صفحه ی مخدوش نداشت
    می مرد و رضا به تب نمی شد ، می شد؟!
    بوی گل آریایی و خاک حجاز
    گل در بر خار ، خوار و با این همه باز –
    در ریشه ی گل معامله بر سر خاک
    حتا شده یک وجب نمی شد ، می شد؟!
    چوپان و برادر شغال و سگ زرد
    ده قرن سگی به پارسی پارس نکرد
    گله به سگ تازی اگر شک می کرد
    گرگ این همه بی ادب نمی شد ، می شد؟!
    از موقعی که به وقت شرعی تن داد
    شد آلت دست عقربه ها ساعت
    گر داشت کمی حافظه ی تاریخی
    این قدر جلو عقب نمی شد ، می شد؟!
    اول کم و مختصر بریدند ، نشد
    بعدن زد و از کمر بریدند ، نشد
    حتا اگر از بیخ جدا می کردند
    از بیخ کسی عرب نمی شد ، می شد؟!
    از اول خلقت ایستا بود مگر؟
    انسان کلمه ست … پس بنا بود اگر –
    یک واژه به حرف ساکنی جلْب شود
    با یک حرکت جََلَب نمی شد ، می شد؟!
    ای شیخ اگر از حجره بدر می رفتی –
    دنبال همان کار دگر می رفتی
    در شرع تو خوابیدن با زنده حرام
    با مرده که مستحب نمی شد ، می شد؟!
    ماییم و شما و نقطه ی پایانی
    “ما را ز سر بریده می ترسانی؟”
    “گر ما ز سر بریده می ترسیدیم”
    یک شب که هزار شب نمی شد ، می شد؟!

  24. درود
    در جشنواره امسال طنز تلخند همان طور که قبلن به عرض رساندم کتاب چاپ نشد سی دی آثار بود که اشعار شما به نام خودشما تصحیح شد سی دی را برایتان می فرستم
    پیروز باشید.

  25. سلام خالو
    خوبی؟
    من نیز خواندمت

  26. ممنون. تبریک با تأخیر مرا هم بپذیرید، و سال خوبی داشته باشید Snicker

  27. محمد گفت:

    شعر هایت خالو از دم افتضاحند افتضاح
    لیک شعر افتضاح انگار میخواهد دلم

  28. بس خطا کردیم و کسی چیزی نگفت از فرط لطف
    خسته گشتم، یک دو تا اخطار می خواهد دلم !

    از دم صبح ازل تا آخر شام ابد(با اجازه از جناب حافظ !)
    درد خالو را بدین اشعار می خواهد دلم …

    درود بر خالوی عزیز و مبتکر

  29. اصلاحیه !:
    بس خطا کردیم و کس چیزی نگفت از روی لطف

  30. درود بر شاعر مسلم طنز فارسی
    زیبا بود عالی
    بروزم دعوتی با (های کمک)

  31. درود
    خالوراشد عزیز
    همان طور که قبلن به اطلاع شما رساندم در جشنواره شعر طنز تلخندکتاب چاپ نشد وفقط آثار همان کتاب قبلی در قالب سی دی به شرکت کنندگان داده شد که دو شعر سرقتی شما را که دو نفر فرستاده بودند نام آن ها حذف گردید وبه اسم خود شما در سی دی ثبت گردید حتما سی دی مربوطه را برایتان ارسال خواهم کرد .

  32. سلام. باآرزوی سلامتی دعوتید به خوانش “در چ چمران خرد شدم..” و چند لینک [گل]

  33. جناب استاد راشد انصاری
    متن زیر را امروز بنده برای دوست عزیزم مهدی استاد احمد نوشتم و خواستم شما هم برای همدمی با من حداقل یک بار بخوانید با اجازه رونوشت تقدیم می گردد . انشاالله.
    ———————————————
    مهدی جان سلام . مدتی است روی ماه تو را ندیده ام. بیش از سه یا چهار ماه است که من توفیق چشم اندازی بر صورت تو را نداشته ام تا لبخند شیرین و نگاه مهربان تو را به خاطر بسپارم. چند روزی دلم هوای تو را کرده است اما حالا کو تا جلسات بعدی طنز در کدام سالن و کجا توفیق یار من باشد. یادم هست چندی پیش چون دیگه توی سالن جا نبود شما با بلبل زبونی در گوشه سن صمیمانه و آرام نشسته بودید و به سلام من جواب خوب و خوشی دادی. چرا ما دیگر فرصت مهرورزی به هم را نداریم. من تو را خیلی دوست دارم.
    اما اگر بیش از بنویسم تا درست حق مطلب را بخواهم ادا کنم و حتی در حدود محدوده های مجاز هم رعایت کنم خوانندگان ممکن است پیش خود تصور کنند که من مشکل تمایلات انحرافی دارم و اتهام های آنچنانی به قلم من بزنند که فلانی به جنس موافق متمایل است.
    راستی ما چرا نمی توانیم به همدیگر مهرورزی کنیم و احساسات خود را بنویسیم؟ در مورد جنس مخالف چرا نمی توانیم صفات خوب و رفتار درست و مقامات علمی هموطن یا همشهری خود را بستاییم و از او به راستی تمجید کنیم؟
    مگر چه ایرادی دارد که یک فرد از تلاش های فرهنگی یک نفر دیگر که از جنس مخالف اوست اما همفکر اوست و در یک جناح فرهنگی قلم می زنند تعریف کند؟
    چرا ارتباطات بین افراد این قدر تنگ و سخت ساختار است؟ مگر نمی گوییم که رشد اندیشه و بلوغ فکری در فضای تعاطی و تضارب و گفتگو و هم اندیشی میسر می شود؟ پس چرا عمل ما بیهوده این قدر محتاطانه است؟
    نمی دانم شاید هم همه این ها را که الآن و فقط برای شما نوشتم فقط از روی بیکاری و بی کسی و بی همدمی است.
    اما می دانم مهدی جان دوستت دارم و همیشه منتظر دیدن روی مهربان و لبخند زیرکانه و نگاه صمیمی تو هستم. میرناصر بوذری

  34. اورسجی گفت:

    سلام
    آواز می خوانم
    تاتو آغاز شوی

    قلمتان سبز
    مثل زیتون
    مثل سرو

  35. با سلام و ارادت
    با چراغ سبز و قرمز به روزم.عزت زیاد موفق باشید.

  36. ملکان گفت:

    با سلام و ادب خدمت شما دوست گرامی
    عجب روزگاریست این روزگار / فراز و نشیبش بود بیشمار!
    موفقیت های پی در پی شما را تبریک می گویم که الحق و الانصاف شایسته هستید…
    سروده های ناخوانده را خواندم و بسیار بسیار بهره بردم. ابیات شاهکاری در آنها وجود داشت
    که واقعاً از همه لحاظ کامل و جامع بودند در حدی که ابیات همسایه حسرتشان را می خوردند!
    همواره موفق و پیروز باشید.

  37. saeid گفت:

    سلام خالو جان

    فایل دوبیتی های باقر فداغی رو برای دانلود قرار دادم و میتونید از وبلاگم دانلود بفرمایید

  38. با درود ….. حتما تا حالا طنز ها و فکا هی ها و جو کهای زیادی شنیده اید ولی گمان نکنم به این فتاوی مفتیهای وهابی سلفی تکفیری رسیده با شد حالا چند تا از قول یکی از مفتیها بنام یا سر بر هامی مصری نقل میکنم تا لذ ت مضا عف ببرید
    ۱– خیار و موز برای زنها حرام است زیرا …..
    ۲– زن شوهر داری که در اداره کار میکند باید ۵ بار همکار مردش را شیر بدهد تا با او محرم شود وبدون حجاب با هم در یک اطاق کار کنند
    ۳ – برای زن روی کرسی . صند لی ویا مبل . نشستن حرام است زیرا جن ها با او امیز ش میکنند
    ۴ — زن وشوهر اگر در اطاق خواب لخت شوند بر یکدیگر حرام میشوند وباید از نو عقد کنند
    ۵ — زنهای اخوان المسلمین نمیتوانند با غیر اخوانیها ازدو اج نما یند و فقط باید زن اخوانی شوند
    ۶ — اگر مردی زنش را با یک مرد غر یبه لخت در اطاق ببیند نمیتواند تهمت زنا به انها ببندد مگر اینکه روی هم خو ابیده با شند و فرج در فرج با شد
    شادروان ایرج میر زا گفت معنی هیچ هم فهمیدیم .. حالا ما هم الحمد الله نمردیم و معنی فتوا دا نستیم

  39. با درود … عمو زاده گرامی همانطور که میدا نید ساعت ۹ شب است ودر دفتر بیکا ری ام نشسته وقلیان خدا خوب کرده که مدت هفتاد سال از لذت ان محروم بودم میکشم و پشت بند ش هم یک لیوان چای با عسل بستم وخواستم تعطیل کنم وبروم منزل که رقص و اواز های کردی و تر کی و عربی از سیما بینا گرفته تا ار کستر های گروه رستاک و گروه کام کارها وعقیلی و فلا حتی ببینم تا وقتیکه خوابم ببرد ولی یکهو بیاد داستانی افتادم که میخو اهم با زبان محلی بنویسم تا اگر خدای نا کرده نا را حتی داری لبخندی بزنی ونا را حتی را مو قتا فرا موش کنی . واما داستان .
    یکی از بچیی خو موگ شوو ست از کویت با ها محل رسم ان که خبر اتن که هر که شئی چی بفرسته بارن یک دوست لاری نی اوشوند اشوه گو هر چه تی با که میشوم ها محل شویدش لاری امود چن تا تکه شو با اوند اشگو ان پارچه شمدی واسی ننم ان دمپا ئی هم واسی ننم ان پارچه جومه هم واسی ننم فداغی خو موگ تو خو هر چه ان اگو یش ها سی ننم نپه سی باتون چه لاری اوش گو شه حروم به ذقومش به که چی اها سی ایبفر ستوم فداغی خو موگ شه پی وابی که مگه چه بودو که ا کده از ببتون بیزارش لاری اشگو اوم ناشاگوته کاری که ای در حق مو او شکرده یزید وشمر با امام حسین شو نکرده خلاصه شه پی وابی که بشوم چه بودو شاید بشابه درست اشبکنن لاری اوشگو ناشاگوته فداغی خو موگ اشگو حالا هر چه بود بگو محر مانه بین خوموگ به لاری اشگو امی تجاوز شه ننم کرده و…از ان بتو چه ان

  40. رضا گفت:

    آفرین بر خالوی گرامی

  41. سلام و عرض ادب. چند روز پیش کامنت گذاشتم اما انگار ثبت نشده. ضمن تبریک سال نو ، بعد از مدت‌ها به‌روزم Snicker

  42. علی اسلام نیا گفت:

    یعنی چه
    همه چی گشته گران یعنی چه
    بکنی هرچه نهان یعنی چه
    خَرِ ده یونجه ندارد بابا
    نگرانم نگران یعنی چه ؟
    زَنِ من گفته طلا می خواهم
    سخن از وعده ی نان یعنی چه؟
    شب و روزم شده غم ,ای یاران
    دل خوش خنده کنان یعنی چه ؟
    فنراز جا ی خودش در رفته
    خفقان بسته دهان یعنی چه ؟
    ننه ام گفته سیاست خوب است
    نه نه اروا (ارواح) نه نه جان یعنی چه /
    خرما کُره ی بی دم بوده
    به دمش بسته فلان یعنی چه
    همه جا در هم و بر هم گشته
    تو نگو حرف چنان یعنی چه
    تو بگو شیخ حسن این روزا
    زده ام حرف کلان یعنی چه
    تو که در وعده ی مردان گیری
    خبر از حق زنان یعنی چه
    خطر دشمن ما را ول کن
    ز خودی زخم زبان یعنی چه
    تو ز ایثار به ما ها گفتی
    هدف از گرز گران یعنی چه
    شب جمعه همه جا خیرات است !؟
    سحر است و رمضان یعنی چه
    من اگر بس نکنم اشعارم
    نق نق پیره زنان یعنی چه
    علی اسلام نیا – قشم

  43. کمنزیل گفت:

    درود بر راشد
    بسیار زیباست

  44. بیا خالو بیا ای باغ آلو
    بیا ای عطر برگ آلِبالو
    بیاور یک لواشک شعر شیرین
    از آن دیوان شعرت جان خالو

    سلام بر استاد خالو اشعار خوب و پر نغزی دارید همواره از خواندن آن لذت میبرم

  45. سلام؛
    عالی بووووووود!

    راستی! خوشحال میشم به “شهر هر” سر بزنید و نظرتون رو راجع به بچه طنزهاش بگین!

  46. الهام گفت:

    سلام حکایت طنزپردازی ماحکایت اون ضرب المثلی هست که میگه یکی داشت می مردزدردبی نوایی یکی میگفت زردک میخوای

  47. لاورستان گفت:

    درود بر خالوی عزیز وخوش اخلاق
    خیلی خوشحال شدم وقتی شما را در برنامه “قند پهلو” دیدم .
    کارهای شما عالی است .
    سرفرازباشید و بمانید.

  48. صابی گفت:

    اوهوم عالی بود.موفق باشین.

  49. رفيق شفيق گفت:

    به پایان آمدین دفتر حکایت همچین ان باقیست

  50. حسینی گفت:

    سلام
    درود!
    وبلاگ قفسی دردریا به روز می باشد.
    قدم رنجه بفرمایید.

  51. درود بر خالوی خش بندر نشین!

اضافه کردن نظر به مسعود سیریک

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo