مراسم استقبال

یک بار که در یکی از جشنواره های کشوری ( مطبوعات و خبرگزاری ها ) اول شده بودم ، در بازگشت به استان به محض ورود به سالن فرودگاه متوجه شدم تعدادی از مسئولین و هم استانی های عزیز شاخه گل به دست آمده اند استقبالم . در دلم گفتم چه عجب بالاخره مسئولین برای یک بار هم که شده به فرهنگ و هنر اهمیت دادند و به فکر استقبال از اهل قلم افتادند !
به هر حال خوشحال شدم ، دستی به سر و صورتم کشیدم و یواشکی هیکلم را در شیشه ی رفلکس درِ پشتی سالن برانداز کردم ، اما نمی دانم چرا هرچه به جمعیت استقبال کننده نزدیک و نزدیک تر می شدم احساس می کردم حواسشان به من نیست و جای دیگری را نگاه می کنند . گفتم شاید قصد غافلگیری داشته باشند ! اما همین که تقریبا رسیدم چند قدمیِ آنها در کمال ناباوری دیدم یک مرتبه کل جمعیت هجوم بردند به سمتی دیگر!
بین خودمان باشد کمی به غرورمان برخورد ، اما کنجکاو بودم ببینم آن گوشه ی سالن چه خبر است و این استقبال گرم به خاطر چه کسی است .
با گرفتاری و هل دادن و لگد کردن پای چند نفر ، موفق شدم در صفوف به هم فشرده هموطنان نفوذ کنم و تقریبا برسم به خط مقدم ! یا همان صف اول .
در آن جا خوشبختانه دختر خانم نوجوانی را مشاهده کردم که ظاهراً در مسابقات تکواندو کشور حایز رتبه شده بود.
بله دوستان، آن استقبال پرشور از کسی نبود جز ورزشکاری کم سن وسال .بلافاصله شاخه گلی را که در آن شلوغی از دست کودکی کش رفته بودم دو دستی تقدیم ایشان کردم ! و خیلی محترمانه در بین جمعیت محو شدم…..
نوشته ی:راشد انصاری

۵۸ نظر (نظرات شما) در ”;مراسم استقبال“

  1. چه گویم من ز استقبال پرشور
    که آید نوجوانش از ره دور
    در این میهن برای شاعرانش
    سر قبرش بگیرند ختمِ پرشور !

    بنوشند خون شاعر مثل زالو !
    شود دستگیر، فردی همچو “هالو” !
    برو شکر خدا کن صدهزار بار…
    سرت روی تن است ای جان ِخالو !!!

  2. اگر اینجا در آلمان می بودید، خود ما دو دسته گل را دو دسته خدمت تان می تقدیمیدیم.
    Cool

  3. جعفرزادگان گفت:

    باسلام و ارادت
    استاد بازهم که شعرهای طنز زیبایتان را از ما دریغ فرمودید؟
    شما شعر بگذارید من از دوستان خواهش می کنم استقبال نکنند…البته سرقت را نمی شود کاری اش کرد

  4. سلام استاد
    شما که بر روی چشمان ما جا داری حالا کسی استقبال هم اگر بیاید بعدا توقع دارد تعریفش کنید و دیگر در نقدش شعر ی نگویی و الا آخر
    همان بهتر کسی استقبال نیاید تا توقعی نشاید

    • خالو راشد گفت:

      سلام
      آخه مهندس جان به استقبال شعر آمدن در طنز رایج است. مثلا شما برای شعری جدی نقیضه یا نظیره می نویسی هیچ اشکالی هم ندارد اما برخی از دوستان به محضی که شعری را گذاشتم سایت در همان وزن و قالب و قافیه و ردیف شعر طنز می گویند که البته باز هم ایرادی ندارد چرا که طرف ذکر می کند بااجازه از فلانی….گرچه خود بنده به شخصه این کار را نمی کنم و صحیح نمی دانم چرا که طرف دوم یعنی مقلد تنبل بار می آید! ولی مصیبت این جاست یا آن جاست که همین شاعر مقلد در نشریات استان خود و یا در وبلاگ خود که شعر یادشده را منتشر می کند هیچ اشاره ای به شعر شما نمی کند و فاجعه آمیز تر آن است که طرف بلافاصله کتاب چاپ می کند اما به فرض مثال شما ده سال دیگر کتابت منتشر می شود ، آن جاست که مردم فکر می کنند شما از طرف تقلید کردید و هیچ ذکر خیری هم از طرف به زبان مبارک نیاورده اید!!

  5. خرنامه گفت:

    سلام راشد جان من همواره ارادتمند و دوستدارشما هستم یکبارهم آمدم کامنت گذاشتم یا ثبت نشده یاتایید کردی و فراموش کردی به من سربزنی وگرنه همیشه ارادتمندیم. شادباشید

  6. سلام برراشدعزیز همواره ارادتمندم. قبلا نظر دادم به نظرم ثبت نشد . همیشه دوستت دارم ای شاعرخوب

  7. محمد گفت:

    سلام
    تست نظر

  8. حسین ارجمند گفت:

    من که از نثرهای شما بیشر خوشم می آید. نمی دانم شاید به دلیل این باشد که شاعر نیستم و …

  9. سلام برادر جان
    الان برای اینکه شما برای دقایقی هم حس کردید که اومدن استقبالتون! دارید به ما فخر میفروشید!!؟ Razz

  10. سلام استاد ،وقت بخیر، واقعاً به نظر جنابعالی چرا به هنر و ادب اهمیت نمیدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخه چراااااااا
    همین اهمیت ندادنهاست که بعضی از جوونا از راه به در میشن!!!!!!!!!!!!!

    نمیگویم همیشه ،گاه گاهی!!!
    هنرمندی ندارد جایگاهی!!!!!
    ولی این را بدان خالو ،همیشه
    گل و گلدون چیه؟ مانند ماهی Big Smile

  11. خلیل گفت:

    سلام،

    بالاخره شما هم از آن نمد کلاهی برای خودتان ساختید.

  12. سلام خالوی عزیزم. قلمتان روان باد.

  13. لک زد دلمان به جان خالو
    ما منتظر یه شعر نابیم

  14. سلام
    نگران نباشید بلاخره هم دوچرخه براتون می خرند ! هم حلقه ی گل ، البته اگه امسال هم حائز چندین و چند مقام دیگه بشید که … البته همینطوره Smile

  15. کـــد خـــدا (تنبان الدوله) گفت:

    با استناد به آن سخن که میفرماید: یک پایان تلخ بهتر از تلخیه بی پایان است!

    یک لحظه خوشحالی! بهتر از یک عمر لگد خوردن(تکواندو) است!!!

  16. درود خالوی نازنین
    از آن جایی که هنر نزد ایرانیان است و بس
    به نظرم بهتر است هنرمندان عزیزمان بروند جای دیگر تا ما چشم نخوریم
    و هم کشورهای دیگر از حضور هنرمند بهره مند شوند.
    هرچی فکر می کنم می بینم خیلی هم خوب نیست تمام امکانات یکجا متمرکز شود

  17. خالو جان
    بعد از این چند متن نثر
    یک شعر هم بگذار
    دلمون برای شعرات تنگ شده

  18. با سلام
    ممنون که به وبلاگ من سر زدید و با کمترین کلمات اظهار نظر کردید!!
    من هم بعضی مطالب شما را خواندم
    طنز لطیف و کمتر گزنده‌ای دارید.
    اشعارتان را هم به نظرم رسید به بهانه‌ی طنز بودن خودنان از برخی اشکالاتش با اغماض می‌گذرید.
    موفق باشید
    البته ما طنزنویسان غیراهل کتاب(یعنی کتاب چاپ نکرده!) وسعمان نمیرسد سایت داشته باشیم و به وبلاگ بسنده کرده‌ایم
    این بضاعت مزجات(درست نوشتم؟! این اظهار فضل کار دستمان ندهد) ما را ببخشید!! Cool

  19. شکیبا گفت:

    سلام استاد انصاری
    به نظر می رسد شعرهای چند پست اخیرت دیگر مثل سابق تند و بی پروا نیست، نکند اخطاری هشداری …چیزی!

    • خالو راشد گفت:

      علیک سلام شکیبای عزیز
      نه الحمدالله هیچ اتفاقی نیفتاده فقط شاید اتفاقی چندتا عاشقانه و اجتماعی ترها رو این اواخر گذاشتم سایت وگرنه شما که بهتر خالو رو می شناسید!

  20. نثراتونم خیلی خوبه
    سلام
    ارادت
    خوشا و صد بارکلا به تقدیر یا شانس شما که توفیق هدیه دادن یک شاخه گل به یک دختر نوجوان را داشتید ما که باید این آرزو رو به گور ببریم و دعا کنیم که به لطف و مرحمت خدا در آنجا بتوانیم از گل های بهشتی شاخه ای جدا کنیم و به بانوان محترمه فردوس برین هدیه بدیم. بگو الهی آمین

  21. با درود …. عمو زاده گرا می حدود ۷۰ سال قبل یک بیت شعر از مر حوم مشدی خا نباز را ستی شنیده ام که اینک بخا طرم امد ولی اصل شعر نمیدانم چیست و از کیست .
    شعر من و مرگ فقرا و ننگ بزر گون …. این هر سه متا عی ست که ا وا زه ندارد Really Angry Really Angry

    • خالو راشد گفت:

      سلام عموجان
      این شعر از شوقی بهبهانی است:
      خدا رحمت کند مرحوم راستی را که مرحوم پدرم همواره از آن بزرگوار به نیکی یاد می کردند

      سه متاع بی اندازه

      این گردش گیتی که بود روز و شبش نام

      چون کهنه کتابی است که شیرازه ندارد

      شعــر من و مــرگ فــقــراء، ننگ بزرگـان

      این هـر سه متاعی است که آوازه ندارد

      صلوات نبی، مدح علی، کشتــن کــفــار

      این هر سـه ثـوابی است که اندازه ندارد

  22. سلام

    اهل چمن مشتاق دیدار شمایند؛

    با فصلنامۀ «پیک شادی پاییزی- شمارۀ ۷ سال ۱۳۹۳».

  23. سلام استاد. نقیضه ای نوشتم به ترانه دل من یه روز به دریا زد و رفت.
    لطفا ملاحظه و ایراد گیری بفرمایید.

    «دل من یه روز به دریا زد و رفت»

    به دوبی بدون ویزا زد و رفت

    شلوارک به جای پیژامه پوشید

    «پشت پا به رسم اینجا زد و رفت»

    «پاشنه کفش فرارو ور کشید»

    با همین قایق شوتی ها زد و رفت

    «یه دفعه بچه شد و تنگ غروب»

    واسه پول به جیب بابا زد و رفت

    «کاغذ گذشته ها رو پاره کرد»

    مثل پول شمرد و بعد تا زد و رفت

    وقتی فهمید آدماش اون جورین

    این جوری به عشق حوا زد و رفت

    لباساش خیلی براش کهنه بودن

    پاره هاشو جا مدل جا زد و رفت

    چون چیزای تازه تر دلش می خواست

    از اونجا به آنتالیا زد و رفت

    همه حرفا رو نمیشه زد ولی

    یه جا می خواست بره ودکا زد و رفت

    «دنبال کلید خوشبختی می گشت»

    دو سه شب پیش به اروپا زد و رفت

    پیله کرده بود منم باهاش برم

    همون روزی که به دریا زد و رفت

    وقتی دید حال ندارم سفر کنم

    بی خیالم شد و تنها زد و رفت

  24. درود برخالوی مهربان نیک مرد بزرگ جنوبی
    امروز بخت یارشد وهمای سعادت بردوش
    بعداز مدتها توانستم هم برای بهره مندی از گلواژه زیبایتان وهم برای عرص ارادت به پیشگاه شما به حضوربرسم
    البته به دنبال شعر بود م ولی این مطالب نیز هم ه آموختنی بود نتوانستم بگویم کدام بهتر بود دزد کافریا زایوی درراه یا حسرت دسته گل
    بدرود تادرودی دگرباره

  25. سلام خالو جان . پست جدید گذاشتم بیان ببینین و نظر بدین.

  26. یه نفر گفت:

    خوشم امد که گفتی شاخه گل را کش رفتی
    اگر می گفتی خریده بودم باور نمی کردم

  27. با سلام
    در آستانه زمستان و شب یلدا دعوتید به شعری با همین مضمون .

  28. هادی خادمی گفت:

    سلام ..

    Yes – به تعداد کافی..

    خیلی خوب بود – خدا رو شکر که برای استقبال از این دردانه هم اومدند – ما بیشتر نگرانی سلامتی خود مسوولین هستیم که عاشق چله نشینی اند..

  29. سطرگریه گفت:

    سلام
    بی خبرازهمه جا
    با یکخب آمده ام
    به روزم

  30. محمود گفت:

    سلام. شبیه همین اتفاق واسه منم افتاده. خالو

  31. سطرگریه گفت:

    سلام

    چه انتظارها ی بی جایی از مسوولین داری شمااااااااااااااااااااااااااااااا
    با غزلی برای امام رضا ع به روزم
    [گل]

  32. سلام استاد
    با شعر گاه نامه به روزم اگه افتخار بدید و به وبلاگ بنده سری بزنید باعث افتخار بنده خواهید شد.

  33. ADEL گفت:

    عالیه راشد جان! Grin Chic

  34. فروردین گفت:

    تبریک میگم موفقیت‌تونو Smile

اضافه کردن نظر به ADEL

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo