دوبیتی

به صفحه آرایی که یکی از دوبیتی هایم را به دلیل نداشتن فضای کافی در روزنامه ، بنا به تشخیص خود!در سه مصرع چاپ کرده بود.

دوبیتی در سـه مصرع دیده بودی؟
که توی صفحه آن را چیده بـودی
خدا حفظ ات کند همــکار خـــوبم
به جای صفحه بندی …. بـودی!

۳۹ نظر (نظرات شما) در ”;دوبیتی“

  1. انگولک گفت:

    خدا نصفش کند این صفحه ارای
    که بهتر بود باشه صفحه پالای
    همان که گفته بودی ری…بوده
    به یک روزنامه از پایین و بالای

  2. سلام خالو!
    انشاله احوال خوش و روزگار به کام!
    بر و بچ اچمی ها یه چیز دارن نمیدونم اسمشو شنیدین یا نه، یه چیزه که همه دور هم جمع میشن و میگن و میگن( اون وسط هم شاید یکی هم نظرشو داد) یه محفل اینترنتی و مجازی، اسمشو گذاشتن اچم نت ( نرو کلات بیا نت)!
    و ما(من و کسانی دیگر، هرکس به سهم خودش)
    داریم اچمی زبان ها رو دونه دونه دعوت می کنیم که به این محفل و جامعه مجازی بپیوندن و مطمئنن به اشخاصی مثل شما نیاز هست و حضورتان مایه خوشحالی خیلی ها!
    همون گه گداری هم که بتونین به این سایت سر بزنید و اگه زحمتی نبود چند خطی هم برای دیگران به یادگار بزارین، همه ی اچمی ها سپاس گزار خواهند بود!
    اچم نت : http://achomnet.ir/
    استاد!
    وجود شما، افتخاری برای ماست! یا حق!

  3. شما هم کاش آن بنده خدا را
    به تشخیص خودت بخشیده بودی

  4. سلام بر خالوی عزیز…

    غیر از دست مریزاد چه می توان گفت!!!!!!!!!

  5. ملکان گفت:

    با سلام و ادب خدمت شما!
    احتمالاً از “اختیارات صفحه آرایی” شون استفاده کردن!
    موفق و منظم باشید…

  6. صبا گفت:

    سلام
    زمانی من هم با موسسه ی گل آقا برای بچه ها گل آقا فعالیت می کردم.
    حالا اما، نه تنها نمی تونم بخندونم، بلکه خودم هم نمی خندم.
    تمام نوشته هام پر از غمه!
    دوست دارم به گذشته برگردم!

  7. درود
    به به چه چه
    سایت جدید مبارک…
    مسکن مهر که نیست هست؟
    پاینده باشید استاد.
    وقت اضافه داشتید سری هم به ما بزنید.

  8. جل الخالق ! ندیده بودیم که دیدیم خداحفظت کند خالو!

  9. نکن تعجب که در این ملک ایران
    شود پیدا چه موردهای بدتر
    سلام
    با داربی بروزیم

  10. تو خالی بند یا که صفحه بندی
    که مصراعی ز خالو را ببندی
    اکر بار دگر تکرار گردد
    بخندی های بخندی های بخندی

    با عرض سلام
    و ادب …
    به خالوی شیرین زبان

  11. خالد از لارستان گفت:

    از فشار زندگی در رنج بودی؟
    یا ز در خواب هذیان مرغ دیده بودی؟
    که چهار بیت ما را سه نشان خلق دادی
    ناز شستت، دم شعر ما رو خوب چیده بودی؟!
    سلام خالو، فی البداهه در چند دقیقه ساختمش.بگمانم منم عین اون همکاراتان ر…. باشم!
    بین خودمون باشه استاد، دستی به طنز دارم. البته بیشتر “مقلد کار” “تصحیح نما” هستم تا مبتکر…
    یکبارم کریشکی دیدمتان و اون دو بیتی معروف هویج عربی رو خوندید!!
    راستی دلمو نشکن و درباره کریشکی یه دوبیتی از خودتون در وکنید…
    راستی الان موقعیتتان کجاست؟! دیده بان هم سر میزنید یا همش بندر پلاسید؟!

  12. خالد از لارستان گفت:

    نظر قبلی که ارسال کردم، دیدم ای بابا زمانی که برای ثبت کامنتم نشون میده، هنوز نرسیده…!!

    تاریخ و ساعت سایت خالو هم
    عین خودش، عقب و جلو دارد
    یا ساعت و تاریخ زدن بالا
    یا که خالو ناشتا عدس پلو دارد

  13. سلام . اینم یه جور سپید گویی بوده دیگه ولی ایندفعه از طرف کاغذ!

  14. حواشي گفت:

    سلام
    اندازه یه مثنوی طنز بود

    موفق باشید

  15. سلام خالو راشد!
    من مرتب به سایتت سر می زنم و حتی مطلبت درباره روز خبرنگار را نیز در نشریه صدف ۴ شهریور چاپ کرده ام.

  16. امان از دست شما طنزپردازها ادم جرات نمی کنه پیش شما تکون بخوره ..
    ممنونم رفیق موفق باشی

  17. ساني گفت:

    همین قدرشو برام فرستاده بودن. درست مثل صفحه آرای شما

  18. باغ ادب گفت:

    سلام

    شاید بیچاره تصور کرده قالب جدید «سه گانی » است شعر شما.

  19. برزین گفت:

    درود بر استاد خودم مرحبا به شما
    قلم تند وتیزی دارید مطمئنن طرف جراحت برداشته
    امشب از رندکده دیدن فرمایید

  20. خلیل گفت:

    سلام،

    اگر پشه نبنوازد دست من را

    خالو راشد یکسر می دهد گیر

  21. هری هالر گفت:

    تماشاگر که تیمش لوله گشته
    به آن اگزوز خاور می دهد گیر

  22. سلام من اصلا از جشنواره خبر ندارم. در ضمن آقایان ماهارو آدم حساب نمی کنند شرکت نکنیم سنگین تریم !!
    ممنون

  23. درود بر خالو راشد عزیز.گیر دادنت واقعا دلربا بود.محظوظ بجد شدم:
    یک شاعر طنزگوست خالو راشد
    همواره به جستجوست خالوراشد
    مانند پیازهای تبریز مکان
    پیچیده و تو به توست خالو راشد

  24. علی مظفر گفت:

    پدر هر گاه از مسجد بیاید….

    به هرکس می شود پنچر دهد گیر

  25. علی مظفر گفت:

    درود

    طنزی محکم و با اندیشه و در عین حال اجتماعی از استاد خودم خواندم که بسیار گوارا بود
    اما به نظر من اگز با توجه به فعل و زمان آن تنافر حروف و موسیقای کلمات دو بیت بالا اینگونه باشد بهتر است
    نویسا باشی

    قلمت وقدمت پویا

    از عشق، از آزادی و از دین خواندیم
    از اول درد تا به پاییـــــــــــن خواندیم
    ما مردم مهربان خوبــــــــــــی بودیم
    در گوش کران اگرچه یاسین خواندیم

    بدرود

  26. هترین قوت و غذا در این زمانه جیگر است

    جای او محفوظ در یخچال خانه جیگر است

    در خیابان هم فراوان گشته این کالای بیست

    عشق من و عشق تو بی چانه مانه جیگر است

    من و تو سهل است حتی هر سفیر و هر وزیر

    تیر خود آماده کرده چون نشانه جیگر است

    مدعی گوید که بابایم نود سالش فزون گشته است و باز

    بس بهانه دارد او – اول بهانه جیگر است

    در شلوغی خیابان گر به هر جا بنگری

    مثل یک حلوای تر هر سو روانه جیگر است

    روزها می بینمش حسرت فراوان می خورم

    چون که بعد از آن فکرم شبانه جیگر است

    رستم و اسفندیار و زال جای خود ولی

    در خیال ما جوانان جاودانه جیگر است

  27. محرمانه گفت:

    عجب گیری به راشد داده این “گیر ”

    به مولا من شدم از “گیر ” هم سیر

  28. سلام
    منزل نو مبارک!…

    دریــن جا طــبق قـانون طبــیعت
    هرآن کس شد قوی تر، می دهد گـیر

    عالی بود!… منم ده روزه همینو میگم!… (هرچند نه به این زیبایی!)
    اگه وقت کردید سر بزنید!

  29. سلام…خوب بود گیر بازارت….

  30. سلطانی گفت:

    درود و آفرین بر شما
    اما خودمانیم تا جابجا شدید و به سایت نقل مکان کرده اید نام وبلاگ ما را هم حذف کردیه اید . ایا واقعا اینجا کمه هستید تنگ است ؟

  31. غلوم رضا گفت:

    دستون درد نکنه. دس م ریزا

  32. ممنون از مطلب خوب شما!

اضافه کردن نظر به باغ ادب

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo