نقیضه
” آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند ”
یک شب به جای همسرم از من پرستاری کند !
اول به بانکی دولتی! ملی ، سپه یا ملتی…
وام ِ مرا ضامن شود ! عمری سپس زاری کند
ارثی بدون شک نخواهد ماند بعد از من ولی ،
از شعرهایم لااقل ایشان نگهداری کند
آن همسر بیهوده گو ، با من نمی گردد نکو
تا بشنود نام هوو ، فورا نکو کاری کند !
دولت که قربانش روم ، گسترده خوانی از کرم
در خواب دیدم از همه رفع گرفتاری کند
(در خواب که عمرا نشد، فکری به حال من نشد
ای کاش کارش را فقط در وقت بیداری کند!)
زآن پس دهد یارانه ام ، بعد از اجاره خانه ام
فکری به حال ِ این همه قرض و بدهکاری کند
مشکل که حل شد کاملا ، تنها نه در شام و یمن
در کل عالم بعد از آن ، اسلام را یاری کند!
سروده:راشدانصاری







سلام
احسنت احسنت احسنت
استاد این کارتون خیلی کلاس داره
اصلا باید در سالن های دانشکده ادبیات
و در مقطع فوق لیسانس تدریس شود
و در مقطع دکترا تحلیل و تفهیم گردد
گر یکی مردان قضا هم شهرداری کند
به نام خدا
درود بر حضرت خالو راشد
مثل همیشه زیبا بود و دلچسب ……….و باید عرض کنم از تو فقط اشاره از ما به سر دویدن البته پرستاری از خالو راشد آن هم در شب و در این اوضاع بی نظمی در توان ما می باشد.!!!!
در توان ما نمی باشد صحیح است.
سلام بر استاد عزیز، خیلی خیلی چسبید مخصوصاً اینکه امروز، روز تولد ماست ،…….
ان شا ا… صد سال به این سالا !!!!!!!!!!
تبریک
با درود … ایدل ز اهل و اولاد دیگر مکش ملامه … در شهر خویش بنشین با لخیر و السلامه .
ن قوم بی کرم را یک بار از مودی … من جرب المجرب حلت به الندا مه .
ای
ای اقچه گرد و روی کانی ……..ای بی تو حرام زند گا نی
ای را حت جان و قو ت دل …. ای مایه عیش و کامرانی
تا کی با شد عبید بی تو … تن داده به عجز و نا توا نی
عبید را کانی . اقچه = واحد پول انز مان
سلام و عرض ادب
بسیار زیبا
سلام و درود بر شما دوست خوب
مشکل که حل شد کاملا ، تنها نه در شام و یمن
در کل عالم بعد از آن ، اسلام را یاری کند!
درود خالو راشد عزیز
هم این پست وهم پست قبلی بسیار عالی بود ولذت بخش
دست شاعرانگی تان مریزاد
عالی بود خالوی عزیز

استاد سلام
این سروده ی شما هم مثل بقیه سروده هایتان زیبا ؛ دل نشین و نشاط آور بود
آفرین بر شما و قلم شیوایتان
سپاس مهندس
درودبراستادراشد انصاری طنزی زیبا و کوبنده بود. بسیارلذت بردم وحال کردم
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند, بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند.بسیارجالب بود حافظ هم اگر امروز زنده بود اینگونه درد دل می کرد
ممنون
اشکم در اومد بس که خندیدم خالو عالی بود.
ممنون
احسن به شما استاد انصاری
خوب و عالی بود
سپاس
کار خوبی بود خالو
با سلام

شعر شما در بیت اول خیلی اروتیک است، اما در بیت های بعدی کار به بحثهای مالی و اقتصادی و یاری اسلام میرسد.
چنین شخصی که به قول معروف«کت بده، کلاه بده و دو غاز و نیم بالا بده» این همه سرویس یکجا به شما بدهید پیدا نمیکنید!!
پشت کامیونی نوشته بود: «گشتم نبود، نگرد نیست»!!!
محسن جان طرف بیماره یه پرستار می خواد چرا منفی!!؟
اروتیک نیست
ممنون که سرزدی
سلام
بعضی دوستان خوش نیت و خوش قلم و خوش قلب
مثل اینکه مفهوم عنوان شعر را نگرفته اند
آقاجان ببین اون بالا نوشته نقیضه
یعنی توی این ابیات چیزهایی رو می نویسند و می خونید که بیرون از شعر نیست
یعنی چون در واقعیت نیست شده نقیضه
اگر که بود می شد فریده
درود
زیبا
ــــــــــــ
به نام خدا
درود بر حضرت خالو راشد
مثل همیشه زیبا بود و دلچسب ……….و باید عرض کنم از تو فقط اشاره از ما به سر دویدن البته پرستاری از خالو راشد آن هم در شب و در این اوضاع بی نظمی در توان ما می باشد.!!!!
پاسخ دادن
*
سلیمان استوار فدیهه میگه:
دی ۲۰, ۱۳۹۳ در ۲:۰۶ ب٫ظ
در توان ما نمی باشد صحیح است.
پاسخ دادن
ـــــــــ
در این اوضاع گرانی وبی نانی!
نون به کسی نمیدهند!
همان میباشد صحیح است!
چوون نونش را خورده اند!!
:دی
ــــــــ
ضمنا بانک ملت نیز از بانک های خصوصی میباشد!
ـــــــ
و در آخر
پرستار مرد به وفور موجود است!
مشکلی که با جنسیت آن ندارید خالو جان؟! :دی
خیر جانم
سوراخ بین بینوا با اغنیا شد دره ای…
پتروس بگو آید که تا شاید فداکاری کند!
زیبا.. قلمتان مانا تا همیشه
سلام آقای انصاری
خیلی طنزتون جالب بود حتما آثارتون رو می خونم امروز خنده رو واسمون سوغاتی آورد /ممنون
خواهش می کنم
سوراخ بین بینوا با اغنیا شد دره ای…
پتروس بگو آید جلو عمری فداکاری کند!
زیبا.. قلمتان مانا تا همیشه
سلام خالو
اجازه میدید از مطالبون استفاده کنم و پخش کنم؟
توی یک برنامه اندروید؟
سلام
لطفا در خصوصی بیشتر خودتان را معرفی کنید
شماره تلفن هم فراموش نکنید
سلام خالو
یکی از بچه های منطقه چاهورز هستم
محمدجان سرم خلوت شد تماس می گیرم…
جگرم نیست
(جز فکر و خیال تو هوایی به سرم نیست )
با گفتن نه حوصله ی دردسرم نیست
درجا زده ام روز جوانی و به پیری
هستم چو عقابی که دگر بال و پرم نیست
در ماه عسل شیره ی زنبور ؛ و حالا
افسوس به جز نیش صفای دگرم نیست
دیروز که چون شانه به سر بودم و امروز
از لنگه ی کفش است که مویی به سرم نیست
خرجی که تراشیده برایم به جهنم
از من چه در آورده که دیگر پدرم نیست
دخلم که درآمد بخدا نفله شدم چون
جز قوم خودش هیچ کسی دور و برم نیست
تدبیر به حل کردن مشکل که ز ریشه است
افسوس چنین خواستم! اما تبرم نیست
هرجا که تبر بوده مهییای رهایی
خود حاضرم امازچه رو پس جگرم نیست
از بی جگری گفته ام امروز به دلدار
من با تو خوشم جز تو کسی در نظرم نیست
علی اسلام نیا – قشم
درود بر خالو راشد و شعرهای زیبایش….
باسلام و عرض ارادت
این نقیضه ی شما را خواندم و خیلی خوشمان آمد!
دست مریزاد
درودها جناب انصاری… دست مریزاد
سلام برادر
الان اون فرد مورد نظر رو پیدا کردی یا همچنان در جستجویی!
پیدا شد
اما روزها پرستاری می کنه!
سلام
شعرهای شما بیشترشون آخرش ضربه داره…قبلا می گفتن ضربه مختص رباعی و دوبیتیه!
خیلی جالبه
بنازم به این ذوق و قدرت شاعری شما
ممنون
شما محبت دارید
انـدر حکایـت گـرانی مـرغ
مرغ، آهنگ جدایی ساز کرد
ناگهان از سفره ام پرواز کرد
از فراقش قلب بشقابم شکست
قاشق و چنگال من در غم نشست
دید او فیش حقوقم را مگر؟
کاین چنین از پیش من بگرفت پر
مرغکم رفتی تو از پیشم چرا
کردی از پیش خودت کیشم چرا
من به تو خیلی ارادت داشتم
حشر و نشری با کبابت داشتم
خاطراتت مانده در کنج اجاق
سوخت قلب دیگ تفلون از فراق
ران و بال و سینه ات یادش بخیر
قلب چون آیینه ات یادش بخیر
با سس قرمز چه زیبا می شدی
خوب و دلچسب و دلارا می شدی
ای فدای ژامبون رنگین تو
سوپ های داغ و آن ته چین تو
ناز کم کن پیش ماها هم بیا
لطف کن، یک شام، اینجا هم بیا
دستمان از گوشت دور است ای نگار
پس تو دیگر اشکمان را در نیار
زندگی بی تو جهنم می شود
سکته، اسبابش فراهم می شود
ای فدای قُد قُدایت باز گرد
این دل و جانم فدایت باز گرد
بی تو باور کن که مردن بهتر است
از جهان تشریف بردن بهتر است
از خر شیطان بیا پایین عزیز
عشوه کم کن، زهر در جامم مریز
تازگی از دیگران دل می بری
هرکه بامش بیش، با او می پری
در نبودِ هیکل زیبای تو
دلخوشم با سنگدان و پای تو
پس چه شد آن بال های خوشگلت
لک زده است این دل برای شنسلت
ذهن یخچالم پُر است از یاد تو
بازگرد ای خوشگل تو دلبرو
تخم خود را لااقل از ما نگیر
تا که با خاگینه اش گردیم سیر
ممنون
این شعر فکر کنم از دوست عزیزمان مصطفی مشایخی است
درود بر خالو راشد گرامی
سیمای شما در سیمای (میلی ) بسیار دلنشین و زیبا و با وقار بود
حضور ذهن و حاضر جوابی و اخلاق نیکو نیز چاشنی کله قند شده بود
نقیضه نیز خواندنی و لذت بخش
سپاس
سلام خالو
ببینم همسرت خبر دارد دنبال زن دوم هستی
—–
با یک هشدار پلیسی به روزم و شاید هم به شبم
علی جان الان که این حرفو می زنی پیش زن سومت هستی؟!
” احمد شاملو ”
تیکه کلامش بود؛
فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی ،می گفت
“تنور دلت گرم…”
معنی این جمله را بعدها فهمیدم …
هرجا که از دلم مایه گذاشتم و اتفاق خوبی افتاد یاد حرفش افتادم .
انگار تنور دلت که گرم باشد نان مهربانی اش را می خوری
هرچه دلت گرمتر ، مهربانی ات بیشتر و روزگارت آبادتر است.
امیدوارم امروز یکی از زیباترین و بهترین روزهای زمستانیت را تجربه کنی.
“””تنور دلت گرم..”””
سپاس
همچنین
خوبید استاد؟
در شعر طنز بی رقیبید خدایی اش…
خواهش می کنم رسول جان
در جا نکوکاری کند!!!!!!
(خالوجان یه وخ نگی نگرفتیم؟!)
ارادت
سلام لذت بردم قشنگ بود یه بیت شعر یادم اومد گفتم براتون بنویسم
سنگ قبر پدرم مشکل املایی داشت
چند وقتیست به گور پدرم می خندم
ممنون از دعوتتون.درود
ممنون
فکر کنم این بیت زیبا هم مال محمدرنجبری باشه
شعرناب .::. سایت شعر , سایت ادبی , نقد تخصصی شعر
مجموعه اشعار شاعران معاصروجوان،بزرگترین سایت ادبی شعر و ادب فارسی،نقد تخصصی،داستان،شعر کوتاه،شعر نیمائی ،سپید،کلاسیک،غزل،افراغ اندیشه و ترانه
http://WWW.SHERENAB.COM
سلام جناب انصاری عزیز
لذت میبریم از آثار طنزتان
وبلاگ پرده ی خیال محل انتشار آثار طنز ، بداهه سرایی وطنز و جدی و مطالب تولیدی و نقد و مباحثه است اگر قابل دانستید ما را لینک بفرمایید .
سپاسگزار مهرتان
http://pardeyekhial.rozblog.com/
دست در دست داف کردم که..
ناگهان گشتی آمد از ارشاد
دست خود را غلاف کردم که…
گفت :این محرمست یا نامحرم
گفتم آیا خلاف کردم که…
سلام بر استاد بزرگوار جناب خالو راشد انصاری…قسمتی از شعر طنزی که قبلن نوشته بودم را تقدیم شما عزیز بزرگوار می کنک امیدوارم مقبول افتد…
راستی استاد به من سر زدید ولی گویا اشعار قبل تر بنده رو نخوندین هم طنز هست هم نطنز…ملاحظه بفرمایید استاد و نظر خوبتون رو بنویسید…ممنون
بنده هم اعتراف کردم که…
دست در دست داف کردم که..
ناگهان گشتی آمد از ارشاد
دست خود را غلاف کردم که…
گفت :این محرمست یا نامحرم
گفتم آیا خلاف کردم که…
سلام بر استاد بزرگوار جناب خالو راشد انصاری…قسمتی از شعر طنزی که قبلن نوشته بودم را تقدیم شما عزیز بزرگوار می کنک امیدوارم مقبول افتد…
راستی استاد به من سر زدید ولی گویا اشعار قبل تر بنده رو نخوندین هم طنز هست هم نطنز…ملاحظه بفرمایید استاد و نظر خوبتون رو بنویسید…ممنون
سلام بر استاد ، درود و دست مریزاد
برای این که سلامی به گل کنم تقدیم
به آستانه ی گلزار دوست آمده ام
خوش آمدی دکتر….
درود بر خالو راشد عزیز….
رعب و وحشت به پای می کردم
بعد هم « لا تخااااف » می کردم…!
زنده باشی راشد جان…حظ بردم….
سلام
هر چه آدم پیر تر میشه خَم تر می شه – نمی دونم چرا راشد انصاری روند رو به رشد صعودی ش رو حفظ کرده .. به نظرم وقت خم کردنش هست، خالو..
سلام استاد انصاری واقعا اشعارتون عالی بود من چه گویم از اشعار انصاری که هست انها همه عالی منه بی مغز که نشناسم انصاری پس بگویم الکی همه عالی
سپاس دوست بی مغز!!
سلام تشکر از مطالب و سایت خوبتون به سایت ما هم سر بزنید http://arshhost.ir
سلام. سایت پرباری دارید.با تشگر از مطالب خوبتون.به سایت ما هم سر بزنید.
بیمه عمر پاسارگاد
پانته آ توتونچی
info@pasargad2064.ir
http://www.pasargad2064.ir
ممنون
چشم
مطلب خوبی بود! ممنون