خلاف

پیش از این گر خلاف می کردم
بعد از آن اعتراف می کردم

با خودم جای دشمن فرضی
نیمه شب ها مصاف می کردم

در خیابان و کوچه ها دایم
دوری از هرچه داف می کردم!

در شب سرد و بی کسی ، تنها
درد دل با لحاف می کردم !

می شدم تا کلافه در کارم
نخِ خود را کلاف می کردم

یا به مسجد نمی شدم وارد
یا در آن اعتکاف می کردم !

تا که سیمرغ مان به تخم آید
رو سوی کوه قاف می کردم

شهر قزوین اگر مخوف نبود!
کی سفر سوی خاف می کردم؟

تازه قبل از تولدم ، بنده
خنده بر بند ناف می کردم !

با همین شعر های بودارم
چه دهن ها که صاف می کردم !

با سرانِ مخالفان ، حتی
دور قبل ائتلاف می کردم ( ۱ )

کاش می شد رئیس اخمو را
قرص خنده شیاف می کردم !

نوک کفشم که پاره شد ، انگشت
داخل هر شکاف می کردم !

بعد از آن هم بنا به تشخیصم
فوری آن را غلاف می کردم

می نشستم به شعر خود ، با شوق
دو سه بیتی اضاف می کردم

سروده : راشد انصاری
پی نوشت : ۱- بالاخره در عالم شعر و شاعری و طنازی نیز باید با مخالفان مدارا کرد .

۷۴ نظر (نظرات شما) در ”;خلاف“

  1. کریما گفت:

    پاچه ی قافیه ت چو تنگ شدی!

    خشتک اش راسجاف می کردم!!

    درود بر خالوی خوش خلق و دل افروز.

  2. سلام استاد وقت بخیر ، خیلی عالی…..

  3. سلام ، این شعرایی که تو سایتتون قرار میدین ، این روزا سرودید یا از کتابهای قبلی قرار میدید؟

  4. سلام بر شاعر بزرگ خالو راشد عزیز من همیشه شعرهای شما رو دنبال میکنم واقعا از اشعارتون لذت میبرم اگر قابل دونستید به وبلاگ بنده هم یه سر بزنید شعر های منم رو نقد کنید به امید ظهور شاعرانی دیگر از خطه فارس قلمت غزل باران.!!!

  5. لیلا گفت:

    خیلی شعر خوبی بود استاد

  6. بیچاره پاییز…
    دستش نمک ندارد…
    این همه باران به آدم ها میبخشد اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.
    خودمانیم …تقصیر خودش است؛
    بلد نیست مثل “بهار” خودگیر باشد تا شب عیدی زیرلفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویل را هدیه دهد …
    سیاست “تابستان “را هم ندارد که در ظاهر با آدمها گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند.
    بیچاره …..
    بخت و اقبال “زمستان” هم نصیبش نشده که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد .
    او “پاییز” است رو راست و بخشنده…ساده دل
    فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدمها بریزد …روزی.. جایی…لحظه ای… از خوبیهایش یاد میکنند.
    خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمیگذارند.. ..یکی به این پاییز بگوید آدمها یادشان میرود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای … و تنها یادگاری که برایت میماند… “صدای خش خش برگهای تو بعد از رفتن آنهاست…

  7. ﻫﯿﭻ ﻣﮕﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﯼ ﻓﺘﺢ ِ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ… ﻭ ﻫﯿﭻ ﮔﺮﮔﯽ ﮔﺮﮒ ِ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺵ ﻧﻤﯽ ﮐشد . ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﻼﻏﯽ ﺑﻪ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﺭﺷﮏ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ . ﻭ ﻗﻨﺎﺭﯼ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﻫﻢ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ . ﻣﻮﺵ ﻓﯿﻞ ﺭﺍﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺵ تحسین ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ . ﻭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﮔﻞ ، ﻣﺎﻝ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ. ﻭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ ﻫﻢ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻣﯿﺪﻫﺪ… ﻭ ﻋﻘﺎﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﺧﻠﻮﺕ است… ﻭ ﻻﮎ ﭘﺸﺖ ﺁﻫﻮ ﺭﺍ ﺳﺮﻣﺸﻖ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ… ﺑﺎﻍ ، ﺑﻬﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭﺧﺖ ﺩﺭ ﭘﺎﺋﯿﺰ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ… ﻭ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ… ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﺎﻫﻤﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ… ﻭ ﭼﺸﻤﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﻮﺳﺖ… ﮐﻮﻩ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺳﻔﺮ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺪ ﺗﺎ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﯾﮕﺮﺵ ﻫﻢ ﺑﺘﺎﺑﺪ… ﻭ ﺧﺎﮎ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﻧﺪﻥ، ﺯﺷﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ… ﻫﯿﭻ موجودی ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ در قبول آنچه هست امتناع نمی ورزد…..

    عالی.. قلمتان مانا

  8. سلام جناب راشد
    اثر طناز و زیبایی است . درود بر شما Smile

  9. سلام
    بفرماین ناهار Razz
    ————–
    راستی
    تشخیص تون رو قربون بشم Yes
    ———————–
    فدای انگشت پای تو بشم من
    چون نکردی صبر چون اسلاف

  10. بهار گفت:

    دلنوشته شخصی:
    برای اینکه ازگریه کردن دست برداریم لازم که ازبه گریه انداختنهادست برداریم.هرکسی خوب میداندکه دستهای ماعاشقانه به هربهانه ای به هم وصل است
    سلام استاد.دوست دارم بریدتوی وبلاگم وهمه ی دلنوشته های شخصی من رومطالعه کنید.البته میدونم که وقت اینکاررونداریدپس اصرارنمیکنم.دوست داشتم نظراتتون رودرمورددلنوشته هام میدونستم.
    خلاصه اینکه جای استادانی مثل شماتاهمیشه توی عرصه ادبیات ماندگاره ومن به عنوان دانشجوی شماازاین فرصت استفاده میکنم.
    زنده باشید Smile

  11. وقتی انسانها از تنهایی می نالند,منظورشان این نیست که اطرافشان خلوت است,تنهایی این است که هیچکس نمی فهمد چه می گویند[گل]

    kermanshahan20.blogfa.com (وبلاگ دیدنیهای کرمانشاهان)

    kermanshah29.blogfa.com (وبلاگ کرمانشـاه پایتخت گردشگری وتاریخ وتمـدن)

    kermanshah39.blogfa.com (وبلاگ اخبار کلانشهر کرمانشـاه)

  12. درودبرراشدعزیز. مشکل بعضی ها باشیاف هم حل نمی شود!!
    زیبابود

  13. همراه اول گفت:

    می تونم خواهش کنم انگشت پاتون را که فرمودین توی چند تا سوراخ کردین؟

  14. درود
    زیبا بود
    لذت بردیم

    آخ،، کاش بر آن قرص دست بدی چون خالو!فرو نمودی درون ِ …. جناب رئیس چون، هالو!

  15. درود
    زیبا بود
    لذت بردیم

    آخ،، کاش بر آن قرص دست بدی چون خالو!فرو نمودی درون ِ …. جناب رئیس ،،،چون هالو!

  16. درود
    زیبا بود
    لذت بردیم

    آخ،، کـــــاش بر آن قرص دست بدی چون خالو!فرو نمودی درون ِ …. جناب رئیس ،،،چون هالو!

  17. درود
    زیبا بود
    لذت بردیم

    آخ،، کـــــاش بـــر آن قرص دست بدی چون خالو!فرو نمودی درون ِ …. جناب رئیس ،،،چون هالو!

  18. کـــــد خــــ.ـدا (تنبان الدوله) گفت:

    درود
    زیبا بود
    لـــذت بردیم

    آخ،، کـــــاش بر آن قرص دست بدی چون خالو!فرو نمودی درون ِ …. جناب رئیس ،،،چون هالو!

  19. خاله خانباجی گفت:

    رییس اخمو رو خوب اومدی خالو!

    اول آن دیده بان چشمش را
    مثل حاجی طواف می کردم
    دوم آن پاسبان گوشش را
    پنبه گونه معاف می کردم
    سوم آن ابروان تیزش را
    نرم نرمک غلاف می کردم
    چارمن! گاز خنده ی اعلا
    داخل پیف پاف می کردم
    بعد رندانه از در رأفت
    دعوتش با عفاف می کردم

    حالا باز بگو قهری!

  20. خیالِ کج گفت:

    خالوجان خیلی خوشحالم که بازم ریسک میکنی و شعرهای زیبا و خوش آهنگتو میذاری

  21. خلیل گفت:

    سلام،

    همه ی کارها را کردی / خسته نباشی خالو با این زیبا شعر گفتنت.

  22. صابی گفت:

    سلام خالو .
    قافیه ی شعرتون جالب بود.
    راستی خالو ۹بهمن تولدمه.!

  23. با درود به شاعر بلند آوازه وفرهیخته ام جناب خالو راشد عزیز.من اگر دیر دیر مطلبی در مورد سروده های از دل برامده ات می نویسم چون کلامی زیبا تر از آنچه به شکل سروده هایت می خوانم نمی یا بم .خواندن شعر هایت در عمق وجودم اثر می گذارد،لذت می برم وبر آن قریحه ی خدا دادی آفرین می گویم..ای کاش می توانستم از نزدیک با تو درد دل کنم یا جایی برایت بنویسم .تا به دردِ درونم پی ببری وراهنمایم باشی مرا ببخش موفق باشی.

  24. سلام استاد
    کاش می شد رییس اخمو را
    قرص خنده شیاف می کردم
    عالی بود دست مریزاد
    اگر چه قرص خنده هم مشکل اخمشان را حل نمی کند چه با شیاف چه بی شیاف
    ولی محشر بود این شعر و این بیت

  25. با درود … از بر نارد شاو پر سیدند از چه وقت احساس کردی که احساس پیری میکنی گفت
    از وقتیکه بیک زن چشمکی زدم ان خا نم گفت ببشید اقا چیزی در چشمتان افتاده Really Angry

  26. سلام. لطفا از وبلاگ من با مطالبی درباره شعر، فلسفه و جامعه شناسی و…بازدید فرمایید. ممنون.

  27. سلام خالو راشد عزیز. ممنونم به من سر میزنی. استفاده کردم از مطالبتون Wink

  28. Big Smile)

    هیچ کدوم از نظراتم ثبت نمیشد!

    یعنی ظاهرا نمیشد! وپیغام خطا میداد!
    اما گویا رکب بوده است و…..
    Big Smile)

    چند تا نظر…..
    Big Smile)

  29. با حس

    ویرانی یه شعر من بیا

    من آرامش واژه ها را

    دوست ندارم….

  30. به نام خدا
    درود بر حضرت خالو راشد
    از خدا خالو جان پنهان نیست چرا از شما پنهان بماند حقیقت امر تا به حال من فکر می کردم فقط من درد دلم را به لحاف می گویم اما برابر اظهارات حضرت عالی شما هم محرمتر از لحاف کسی را نیافتید.
    اولاً، مسئول داری اهل بحث و بذله گو

    هر دم و ساعت بگوید یک چرندی جان من

    ثانیاً، با جعبه ی جادوی سیما میتوان

    دم به دم بر حرف مسئولان بخندی جان من

    ثالثاً، آزاد می باشی درون خانه ات

    بیست کانال را ببینی یا ببندی جان من

    رابعاً، زیر پتو از هر کردی انتقاد

    بی هراس از طعنه و نیش وگزندی جان من

    خامساً، وقتی که در حمام بودی زیر دوش

    هر چه میخواهی بخوان بی قید و بندی جان من

    سادساً گر کور و کر هستی برو آسوده باش

    کس نمیگوید که کوته یا بلندی جان من

    سابعاً آندم که عزرائیل آید پیش تو

    او نپرسد روی خر با سمندی ای عزیز

    ثامناً وقتی که افتادی به دست مرده شور

    فرق نگذارد گدا یا کار مندی جان من

    تاسعاً در قبر میگردد عدالت بر قرار

    چونکه همرنگ غنی و مستمندی جان من

    عاشراً با شعر و شوخی سلیمان حال کن

    گر نمی خندی بزن یک نیشخندی جان من

  31. شیردژم گفت:

    سلام
    بسیار زیبا
    با احترام
    با یک دوبیتی به روزم…

  32. سلام استاد اگه افتخار بدین به این نقیضه هامون نظر بدین
    ممنون

  33. ن.ا گفت:

    با سلام به محضر شاعر طنز پرداز ارجمند ، آقای راشد انصاری
    دو شعر طنز از شما به آدرس ذکر شده بر روی سایت ما قرار گرفت که تقاضای کسب اجازه بعد از اقدام داریم .
    ای که دستی تو در ادب داری
    این بدان در شروع هر کاری
    در جدلگاه شعر و وادی طنز
    کس نباشد چو راشد انصاری

  34. سلام استاد ممنون که سر میزنید!!!!!!!! Big Smile

  35. آنقدر رفتن ها را به نظاره نشستیم تا خود هم رفتنی شدیم…

  36. تمام شعرهای جهان را خواندم
    مو به مو ، ورق ورق ..
    اما حرفی از چشم های او
    در میان شان نبود
    و این گونه بود که من
    شاعر شدم …

  37. ن.ا گفت:

    علیکم السلام
    از حضور و نظر لطفتان ممنونم .
    بنده آن شعر را از یک وبلاگ برداشته بودم و غلطهای موجود به مبدأ مربوط می شد ، با تذکری که بیان داشتید ، به وبلاگ شما آمدم و همانطور که خواستید اصلاح گردید . همیشه شاد و سربلند و عزیز باشید .

  38. رضا نوروزی گفت:

    سلام استاد
    اخیرا شعر طنز تقریبا ضعیفی در فضای مجازی واتس اپ و….دست به دست می چرخه با عنوان شعر منتخب سال.و البته به نام خالوراشد…این طوری شروع می شه:
    گفت معلم سر درس کلاس
    صرف کنید ماحصل اختلاس
    داد جوابش پسری کله تاس
    اختلس یختلس اخلاس
    که البته بعید می دونم از شما باشه
    می خواستم ببینم از شماست؟

    • خالو راشد گفت:

      سلام جناب نوروزی
      متاسفانه این روزها در فضای هش الهف مجازی کارهای این چنینی زیاد می شود. البته گاهی عکس این قضیه هم اتفاق می افتد یعنی شعرهای قوی خالو رو به نام دیگران منتشر می کنند!
      کسی نیست شعرهای ضعیف خالوراشد رو به نام دیگران منتشر کند!
      و باید عرض کنم این شعر اختلاس برای خود بنده هم ارسال شده و البته بلافاصله به ارسال کننده تذکر دادم که از بنده نیست

  39. زد روی دستم
    شبی در خواب دیدم مست مستم
    کنار دختری زیبا نشستم
    همینکه دست بر دم سوی دختر
    زنم بیدار شد زد روی دستم
    علی اسلام نیا – قشم

  40. وقتی که او هست
    اجابت معنای سوره ناس می شوم
    آواز سحرگاه حنجره بلبل می شوم
    علت مستی شراب می شوم
    ابر می شوم
    دف می شوم
    همسایه ی دل با صفای دانه های انار می شوم
    خودش
    خوب می داند
    که
    در زمین منهای وجود او
    ساکن متروک ترین
    سیاره از
    کهکشان راه شیری می شوم !

  41. سلام بر خالوی عزیز ودوست داشتنی! مثل همیشه شعرت زیبا بود وبه دل نشست پاینده باشی!

  42. درود براستاد عزیز
    بهروزی است امردز ونیکبختی
    که هم آموختم از شماوهم عرض ادبی به پیشگاه شما دارم.ونیک بخت خواهم شد اگر تار نمای من هم با کامنت شما آراسته گردد

  43. خالوی عزیز سلام
    بسیار زیبا و دلنشین
    سلامتی و شادیتان را آرزو دارم

  44. حسینی گفت:

    سلام وعرض ادب

    پیش از این گر خلاف می کردم
    بعد از آن اعتراف می کردم!

    درود!

  45. در عجبم…
    از شیطانی که تا دیروز حاضر نبود انسان را سجده کند و امروز…
    به پایش می افتد تا از راه به درش کند…

  46. گر که من می شدم رئیسِ جمهور
    رفع هر اختلاف می کردم !

    درود بر خالوی عزیز …

  47. سلام

    عصرتون بخیر

    سلامت و شاد و شادی بخش باشید

    عزت زیاد خدانگهدار

  48. مشتی از خاک بر می دارم . . .

    شاید این همون گمشده ی من باشه

    که خدا یادش رفته خلـــق کنه…

  49. سلام استاد ، با چند رباعی به روزیم و منتظر…

  50. کودک و تورم
    کودکی پرسید روزی از پدر
    این تورم جیست بر جان بشر
    گفت دردی بوده از روز ازل
    چون ککی در زیر تنبان ای پسر
    علی اسلام نیا

    • بیدار گفت:

      گفت کودک کک ز چه زاده شده؟
      گو به من این قصه را ساده شده!!!!!
      گفت از ترس صدای اعتراض ملتی
      بس چنین کک هاست آماده شده

  51. امروز …

    شکوفه داده دلم

    در هوای دیدن او

    اگرچه فصل زمستان رسیده در تقویم … .

  52. سطرگریه گفت:

    عالی بود خالوجان
    لذت بردیم
    Smile

  53. سلام استاد خبری از شعرای جدیدتون نیست!؟

    دعوتید به چند فنجان رباعی داغ….

  54. مسعود گفت:

    من از این می ترسم
    که دوست داشتن را
    مثل مسواک زدن بچه ها
    به من و تو تذکر بدهند

  55. بیدار گفت:

    سلام و عرض ادب خدمت شما هنرمند عزیز
    اشعار زیبایی گفتین
    فقط اگه مشکلی نیست یه انتقاد کوچیک کنم
    بعضی اشعار تموم نمیشن و جای ادامه دارن یا در واقع نتیجه گیری آخر اونا نمیشه
    در بعضی اشعار هم موضوع در اواسط شعر عوض میشه و سوژه یکم کمرنگ میشه.
    ممنون از سایت خوبت
    به امید دیدار
    Yes

  56. علی گفت:

    با سلام دعوتید به یک کار اعدامی منتظر حضور شما هستم[گل]

  57. سلام و عرض ادب دارم و احترام استاد راشد انصاری عزیز
    به روزم منتظر حضور پرمهرتان میمانم

اضافه کردن نظر به بهار

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo