افتاده!

تا سر پر شور ما از شور و شر افتاده است
شور و حالی بین جمعی بی هنر افتاده است

شاعری که مدح این و آن بگوید ، شک مکن
تا ابد از چشم هر صاحب نظر افتاده است

گر که آویزان شوند از او جماعت ، واضح است
هر درختی پر ثمرتر ، بیش تر افتاده است

تا قلم بر روی کاغذ می دهم جولان ، عجیب
موقعیت های برخی در خطر افتاده است

از حماقت های تعدادی سلاطین جهان
ملتی همواره توی دردسر افتاده است

هم خودی ها را بسوزاند! وَ هم غیر خودی
آتشی که در میان خشک و تر افتاده است

سرنوشت این بشر از خوش خیالی قرن هاست
دست مشتی حاکمان کور و کر افتاده است!

آن که دایم تیز می راند ، یقینا در مسیر
عاقبت یک روز می بینی دمر افتاده است

فین (۱) به آن حمام هایی که به جای آب خوش
داخلش انواع تیغ و نیشتر افتاده است!

بس که بار زندگی این روزها سنگین شده ست
تازگی ها مرد خانه از کمر افتاده است!

می نوازد گرم، با دست محبت ، هر کسی
بچه ی ما را که حالا بی پدر افتاده است
پی نوشت:
۱- فین= تخلیه محتویات بینی! با عرض پوزش البته
سروده : راشدانصاری

۴۷ نظر (نظرات شما) در ”;افتاده!“

  1. سلام خالو جان؛ دلتنگتم بیا که به آغوش گیرمت…! Wink

  2. سلام و درود فراوان بر خالوی مهربان ، شعر افتاده ای بود!! احسنت Smile

    آنکه از خود مطمئن بود و به خود شکّی نداشت

    پای در گِل (عرض پوزش) مثل خر افتاده است…

  3. با درود .. داستانی از عبید زا کانی که او هم از دفتر پنجم مو لوی نقل کرده است .
    ان یکی میگفت من پیغمبرم …. از همه پیغمبران فا ضلترم ..
    گر دنش بستند و بردندش به شاه .. کا ین همی گوید رسو لم از اله .
    خلق بر وی جمع چون مور وملخ … که چه مکر است و چه تزویر و چه فخ .
    گر رسول انست کا ید از عدم … ما همه پیغمبریم و محتشم
    ما از انجا امدیم اینجا غریب … تو چرا مخصوص باشی ای ادیب
    دادایشان را جواب ان خوش رسول …. کای گروه کور وناد ان و فضول
    این ندا نستید ای قوم از قضاه … بیخبر ایجا رسیدید از عما
    نه شما چون طفل خفته امدید … بی خبر از راه و از منزل پدید
    از منا رل خفته بگذ شتید و مست … بیخبر از راه و از بالا و پست
    ما به بیداری روان گشیم و خوش .. از ورای پنج و شش تا پنج و شش
    دیده منز لها زاصل و از اساس … چون فلا ورزان خبیر و ره شناس
    شاه را گفتند اشکنجه اش بکن … تا نگو ید جنس او هیچ این سخن
    شاه دیدش بس نزارو بس ضعیف .. که بیک سیلی بمیرد ان نحیف
    کی توان اورا فشردن یا زدن .. که شیشه گشته است اورا بدن
    لیک با او گو یم از راه خوشی .. که چرا داری تو لاف سر کشی
    که در شتی ناید ایجا هیچ کار .. هم بنر می سر کند از غار مار
    مردمانزا دور کرد از کرد از گرد وی … شه لطیفی بود و نرمی ورد وی
    پس نشاندش باز و پر سیدش ز جای … که کجا داری معاش و ملتجی
    گفت ای شه هستم از دار و السلام … امده از ره در این دار الملام
    نه مرا خا نه است و نه همنشین … خانه کی کرده است ما هی در زمین
    باز شاه از روی لا غش گفت باز … که چه خوردی و چه داری چاشت
    اشتها داری چه خوردی با مداد … که چنین سر مستی و پر لاف و باد
    گفت اگر نانم بدی خشک و تری … کی کنم دعوی پیغمبری Cool

  4. با درود .. عمو جان از اینکه جو یای حال ما شدید الحمد الله ملالی نیست خدا کند که از جمیع بلیات ارضی و سما ئی محفو ظ با شید باری اینک ۳ بار مزا حم میشوم که ۲ تای ان عمومی ویکی خصو صی میبا شد
    در گذ شته در فداغ تنبا کو وتر یاک کشت میشد که در زمان رضاه شا ه کشت تر یاک ممنو شد ولی خرید و فروش و کشیدن ان ازاد بود تا زمان دکتر محمد مصدق نخست وزیر کشیدن تر یاک ممنو ع شد وکسانیکه معتاد بودند کارت برا یشان صادر میشد و از دارو خانه سهمیه میگر فتند .
    من بعد از ۷۰ سال اینک خودرا به قلیان وگوش دادن به ار کستر های ماه با نو . و مهر بانو . و روؤان و سیما بینا . وگروه کامکا ران وگروه رستاک و عقیلی و فلا حتی و خیلی دگر وا بسته ام و دیگر دور کتاب خواندن خط بطلان کشیده ام Really Angry

  5. رسول باقری گفت:

    بسیار زیبا و با معنی بود

  6. اینهمه خالو زند فریاد و گوشی نشنود
    گوئیا اشعار او هم از اثر افتاده است !
    Smile

    اما جای خوشحالی است که بالاخره :
    آن که دایم تیز می راند ، یقینا در مسیر
    عاقبت یک روز می بینی دمر افتاده است

    با درود بر خالوی گرانقدر

  7. ثریا نوروزی گفت:

    سلام
    عجب شعری
    دستتون درد نکنه استاد

  8. پُرم از سال هایی که
    ابتدایش را بی او تحویل می گیرم..

    انتهایش را..
    انتهایش که گفتن ندارد..

    آنقدر طول می دهم خودم را
    در عرض روزهایی که
    به هر چیزی جز زندگی، آغشته اند..

    کاش
    سالش را که بی من تحویل گرفت
    برایم فال بگیرد …

    شاید بشود
    تکلیف زمستان سال بعد را، همین بهار روشن کرد…

  9. تحویل نمیگیرم،

    سالی که بی حضورش

    تحویل گردد…

    از هم اینک

    بهاران بر شما

    مبارک…

    http://www.hammihan.com/users/status/thumbs/thumb_HM-20133740613870961121421482298.2138.jpg

  10. درود بر خالو

    شاعری که مدح این و آن بگوید ، شک مکن
    تا ابد از چشم هر صاحب نظر افتاده است
    ـــــــــ
    دقیقا همینطور است
    البته معمولا مصرع اول بیشتر صرف دارد!! :دی

    ـــــــــ
    بس که بار زندگی این روزها سنگین شده ست
    تازگی ها مرد خانه از کمر افتاده است!
    ــــــــ
    زمانهای دور که زندگی اینقدر سخت نبود
    دلیلش چیزهای دیگری بود
    اما روزگار است دیگر،، ورق برمیگردد!! :دی
    Big Smile)

  11. سلام و عرض ادب دارم و احترام محضر مبارکتان جناب استاد انصاری

    با احترام دعوتید به طنز عیدانه

    منتظر حضور گرمتان میمانم سرور گرامیم

  12. سلام خالوی مهربان! اگه وقت داشتید دوباره بیاید وبلاگ ، بیت سوم و چهارم دچار تغییری کلی شد. Smile

  13. به نام خدا

    شاعری که مدح این و آن بگوید ، شک مکن
    تا ابد از چشم هر صاحب نظر افتاده است

    اتفاقا بنده مخالف خالو راشد بوده و مخالفت خود را به شرح ذیل اعلام می دارم.!!!

    در جامعه ای که مردمش می لنگند

    بر آنکه درست راه رود می خندند

    باید که چو دیگران تو هم لنگ شوی

    با مردم این زمانه همرنگ شوی

    جایی که همه افعی و همچون گرگند

    گوسفند مشو که گردنت می برند

    امروزه وطن چو جنگل و راز بقاست

    یک عده مثال شاه و جمعی چو گداست

    جان من و تو فدای دزدان وطن

    آنکس که ربوده خنده را از لب من

  14. شکیبا گفت:

    خالوجان عالی بود
    به خصوص بیت: سرنوشت این بشر از خوش خیالی قرن هاست…..

  15. شکیبا گفت:

    عالی بود خالو
    به خصوص بیت: سرنوشت این بشر از خوش خیالی قرن هاست/….

  16. محمد حیدری گفت:

    باسلام و تبریک پیشاپیش عید نوروز خدمت استاد خودم

  17. سلااام

    باز هم عالی بود

    فعلا که بنده از بهار فاطمی

    و عاقبت خوش زبانی های علی مطهری

    دبل هنگ کرده ام

    و کنون در پس یک صلاه جماعت دست به روی زانو نشسته

    و با چشم امید به پنجره و آفتاب می نگرم

    همچنان ساکت و صامت تنها نشسته ام

    تنها که چه؟

    شاید توافق!

    شاید تورم!

    شاید بیداری مسلمین!

    شاید ظهور!

    شاید نمایشی دیگر!

    شایدم قانون! . . . . و

    شاید هم تفکر و دوستی و تعقل و مهر و وفا و صمیمیت

    و همزیستی و گذشت و محبت و عشق ورزی و تبریک تحویل سال ۱۳۹۴

  18. احمد گفت:

    چشم خالو بر جمال آن قمر افتاده است
    ای دل غافل نگه کن درخطر اقتاده است
    می کند پنهان ولی هرخاص وعام
    نیک می داندکه حالی برگذر افتاده است
    ازلب لعلش سخن می گویداز سودای دل
    لاجرم درکام هرخلقی شکر افتاده است
    هرکسی می پرسد ازخالوچه می گویی مدام
    پاسخی کو ازهمه عالم پکرافتاده است
    ای که شعرت رفته تااقصای سیر
    شورحال دیگرت گویا به سرافتاده است
    عفوفرما گرکه کردم لغزشی
    شعرنغزت درنظرافتاده است

  19. درود بر خالوی عزیز و طناز
    زیبا بود اساسی
    بروزم با طنز جفتک
    بفرمایید

  20. نشاطی گفت:

    سلام
    عیدتون مبارک
    [گل][گل]

  21. خیالِ کج گفت:

    سلام بر خالو

    خواندم

    نمیدانم چرا هی “آنکه دائم تیز میراند” را “آنکه دائم تیز میداده!!” میخوانم که با دمر افتادن هم تناسب داره!

    الان که نوشتم دیدم جمله خودم هم ایهام داره منظورم اصطلاح “تیز دادن” بود

  22. محمدامیر گفت:

    احسنتم

  23. خیالِ کج گفت:

    سلام بر خالو

    شعرخوانی دخترم سارا در “به طرز طنز” دانشگاه پردیس فارابی بهمن ۹۳ در :

    http://www.aparat.com/v/lsuKi

    همچنین خود حقیر :

    http://www.aparat.com/v/lq0nV

  24. جاهدی گفت:

    سلام
    واقعا قوی بود

  25. فاطمه اکبری گفت:

    سلام
    سال نو مبارک استاد

  26. سلام خالوراشد جان.
    استفاده میکنیم از اشعار زیبا و موجز و شایسته توجه و تعظیم و ماندگار شما.
    سال نو را به شما تبریگ میگم.

  27. سلام و درود خالووو جون ، عید شما هم مبارک [گل]
    خالووو جون باافتخار لینک شدی[گل]
    [گل]

  28. دوست داشتن اش را

    از سالی به سال دیگر

    جابجا می کنم … !

  29. شاعری که مدح این و آن بگوید ، شک مکن
    تا ابد از چشم هر صاحب نظر افتاده است
    …….
    سلام دوست شاعرم وقت بخیر…. خیلی اتفاقی با وبلاگتون آشنا شدم ولی این بیت که از غزلتون بالا نوشتم خیلی عجیب منو به فکر فرو برد……. چون بلایی بود که سر خودم اومد!
    با یکی از دوستان شاعرم (که باهم رابطه ی خوبی داشتیم) با (یک انجمن شعر بی سواد و بدون شاعر درست و حسابی) درگیر شد و از اون انجمن بیرونش کردن… چند روز بعد از طرف انجمن رسمی ارشاد اسلامی شهرستان، باهاش تماس گرفته شد که بعنوان یکی از شاعران منتخب عاشورایی انتخاب شدی سه شنبه بیا واسه تقدیر و دریافت جایزه… منم این دوبیتی رو بعنوان بداهه نوشتم و تقدیمش کردم…
    ظاهرن با همه ی قافله قهری استاد
    برخلاف همه شان عالم دهری استاد
    با تماسی که از آنجا به تو شد فهمیدم
    تو غزلخیز ترین شاعر شهری استاد
    ……
    خیلی تشکر کرد ولی چند روز بعد ارخوردش بلکل عوض شد……………
    خواهش میکنم اگه شاعرین از شاعرای دور و برتون خیلی تعریف نکنید ممکنه بعدن پشیمون شین………. Neutral Neutral Neutral

  30. رفیق ما عجب مهمون پرسته
    سند می بخشه ، یا رد بول به دسته
    همه کردن فرار از دست مهمون
    ولی ایشون کنار در نشسته
    قضاوت با شما ، تو این زمونه
    مخش عیب داره ، یا گیج ِ السته ؟

اضافه کردن نظر به محمدامیر

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo