رژیم غذایی!

خدابیامرز پدرمان روی غذا خوردن بنده حساسیت ویژه ای داشت . آن قدر که به رژیم غذایی این جانب اهمیت می داد به والده و مسایل مهم خانواده کاری نداشت ! گر چه گاهی با رژیم میانه اش خوب بود و برخی مواقع متنفر از رژیم !! ( رژیم غذایی را عرض کردیم !) بشنوید:

پدر دایم در منزل و هنگام غذا خوردن من می گفت : « چه خبره لندهور؟! نترکی یه وقت … ؟! کمی رژیم بگیر ! دو روز دیگه نمی تونی از سرجات بلند شی » و من فکر می کردم چقدر این پیرمرد ساده دل به سلامتی فرزندش می اندیشد! در دل می گفتم عجب پدر دلسوزی است که همواره نگران بیماری های ناشی از چاق شدن پسرش و عوارض خطرناک آن است !

اما نمی دانم چرا هر وقت منزل فامیل مهمان بودیم و یا مثلاً در مراسم جشن و عروسی به اتفاق پدر دعوت می شدیم ، قضیه کاملاً برعکس می شد و بحث رژیم و … را بالکل از بیخ و بن فراموش می کرد . این در حالی بود که پرخوری من همچنان ادامه داشت و حتی ریتم تند لقمه ها در بیرون از منزل تندتر هم می شد، ولی پدر مدام می گفت : « پسر ! چقدر موقع خوردن حرف می زنی! غذاتو بخور سرد شد … » و در ادامه به صاحب خانه و بغل دستی ها می گفت : « این بچه روز به روز داره آب می شه ! بس که غذا نمی خوره … نیگاش کنین مثل نی قلیون شده ! » که البته بیشتر دوستان پدر و مهمانان با لبخند در جواب می گفتند : « همچین لاغر و نی قلیونی هم نیست حاج آقا … ماشاالله خیلی هم سرحال و قبراقه !»

و اماقبل از این که مورد بعدی را عرض کنم، قبلش این را بگویم که آن خدابیامرز (یعنی پدر دوستم)عاشق اهل بیت (ع) و در کل آدم  مومن و متشرعی بود .

دوستم تعریف می کرد ،یادم می آید آن سال ها که در روستا زندگی می کردیم و کودکی بیش نبودیم ، هر سال ماه محرم که می رسید از اول محرم تا روز تاسوعا پدر مدام می گفت : « پسرم! حسینیه رفتن شما بچه ها جز فتنه و دعوا و نگرانی فایده ی دیگری نداره !! » و همیشه سعی می کرد من و برادران شیطان و بازیگوشم را از رفتن به حسینیه روستا منع کند ! و ما هم تا حدودی گوش می کردیم.

اما همین که به روز عاشورا نزدیک می شدیم و قرار بود ظهر عاشورا به تمامی اهالی روستا طبق سنتی قدیمی ، غذا بدهند ! یا به قول ما ( گوشت و برنج )! شروع می کرد به نصیحت کردن  و همچنین از شهامت و فضایل آقا اباعبدا… الحسین (ع) سخن گفتن . درست یک شب قبل از عاشورا می گفت : ( با بغضی در گلو ) « پسرم ! حتماً فردا بیا حسینیه و کنار خودم بشین ! » و( کم کم با عصبانیت) : « تو چرا این قدر بازیگوشی پسر ؟! چرا از منبر گریزانی ؟! کافر، بی دین ، بیا تا چیزی یاد بگیری و … » که منظور همان پلو خوردن ظهر عاشورا بود !

خداوند انشاالله همه ی رفتگان شما را بیامرزد ، همچنین پدر این جانب و پدر دوستمان را .

نوشته ی: راشدانصاری(خالوراشد)

 

۴۲ نظر (نظرات شما) در ”;رژیم غذایی!“

  1. با درود .. گلستان سعدی علیه الر حمه نگاه میکردم بیاد ۶۶ سال قبل افتادم وبغض گلو یم را گرفت که در مکتب خانه ملا روانش شاد این شعر در سر لوح مینوشت وما هم بطور مکرر انرا مینوشتیم
    گلی خو شبوی در حمام روزی … رسید از دست محبوبی بدستم
    بدو گفتم که مشکی یا عبیری … که از بوی دلا ویز تو مستم
    بگفتا من گلی نا چیز بودم .. و لیکن مدتی با گل نشستم
    کمال همنشین در من اثر کرد …. وگرنه من همان خاکم که هستم

  2. تابالوگا گفت:

    سلام خالوی عزیز
    شما هم که جا پای علی مسعودی و مهران غفوریان گذاشتی!
    خدا همه ی ما رو بیامرزه و رحمت کنه
    اینقد این دعای پیرزن ها رو دوس دارم:خدایا اول پاکمان کن بعد خاکمان کن!
    پایدار وسربلند وسربه زیر وسر به راه باشید
    ولی خداییش خوردن غذای امام حسین یه حالی میده که نگو

    • خالو راشد گفت:

      ممنون
      البته برخی مواقع طنز پرداز ها غلو می کنن….شاید پدر یک طنزپرداز این گونه هم که ما می گوییم نباشد!!

  3. جناب استاد سلام و عرض ادب.
    خداوند متعال رحمت کند پدر مرحوم شما و تمامی اهل قبور را.
    از اینکه قابل دونستید و به وبلاگ سراسر تقصییر بنده سر زدید کمال تشکر و امتنان را دارم. اما استاد به جان بچه هام من قبلا این مصرعی رو که فرموده بودید نه جایی خوانده بودم و نه شنیده بودم. اما با تذکر به جای شما دو نکته به ذهن بنده رسید. بلکه سه نکته.
    ۱- در چنین مواردی که وجدانا برداشتی صورت نگرفته و از بد روزگار همان که شاعری قبلا سروده، (با اندکی تغییر) منم هم گفته ام سرقت ادبی محسوب می شود. چون همین اتفاق یک بار دیگر اگر خاطر مبارک باشد البته در ردیف و قافیه و وزن شعر ” من از روز ازل گفتم که از روباه می ترسم” برای بنده پیش آمده.
    ۲- واقعا به معلومات و حضور ذهن حضرتعالی تبریک گفته و مراتب غبطه خود را اعلام می دارم.
    ۳- و اما یک سوال فنی: آیا تغیر کلماتی از نقیضه یک شاعر به عمد( که خدا وکیلی در این مورد من این کار را نکرده ام) نقیضه بر نقیضه محسوب می شود.
    ببخشید که پر چونگی کردم. خدا یار و یاور شما. در ضمن من کماکان منتظر یک اس ام اس خالی از شما جهت ثبت مجدد شماره مبارک هستم.

    • خالو راشد گفت:

      ممنون احمد جان
      در خصوص مصراع شما که بسیار شبیه شعر جناب رحیم رسولی بود و هر دو هم نقیضه گفته اید باید عرض کنم همان طوری که مستحضرید در ادبیات بحث توارد داریم که مربوط به همین شباهت شعر شما و آقای رسولی است….اما مورد دیگر درست که شما شعر آقای رسولی را قبلا ندیده اید و بنده هم قبول دارم و اصلا من چه کاره ام که قبول داشته باشم یا نداشته باشم!! اما در شعر بحث دیگری هم داریم که می گویند یک شاعر باید اطلاع داشته باشد و اگر غیر از این باشد این دلیل ضعف شاعر است….
      که اتفاقا هم توارد و هم مورد دوم برای خیلی از شاعران مطرح و غیر مطرح!! اتفاق افتاده است و زیاد به دل نگیرید!
      و در پایان چیزی به عنوان نقیضه در نقیضه نداریم چرا که دقیقا می شود همان خر تو خر سابق!
      اما هم کار شما و هم رسولی هر دو نقیضه است

  4. رمضانی گفت:

    استاد با کلمه رژیم خوب بازی کردی ضمن این که در خاطره دوم به موضوع بسیار مهمی اشاره شده….و خاطرات خودم با پدرم زنده شد
    دست مریزاد

  5. فردوس گفت:

    سلام
    وبلاگهای لینک داده شده در سمت چپ را داشتم نگاه میکردم رسیدم به فیلسوف قزوینی،
    خودتان نیم نگاهی بکنید!
    شاید دستمایه خوبی برای طنز بعدی تان باشد.

  6. جمشید احمدی گفت:

    سلام
    نثرت هم خوب است خالو

  7. علی اسلام نیا - قشم گفت:

    روحش شاد
    حالا بعضی ها یکسال در اداره پلو می خورند و ده روز هم در هیئت

  8. شعیب گفت:

    بانمک بود
    اما شعر شما چیز دیگری است

  9. خلبل گفت:

    سلام

    گذشته ها گذشتهُ خداوند همه این مومنان زنده را به راه راست هدایت کند از دست ما کاری ساخته نیست!!!

  10. رامین گفت:

    سلام بر استاد انصاری

    من از سال ۸۳ که وارد دانشگاه هرمزگان شدم وصف اشعار شما رو بسیار شنیدم و در برنامه قندپهلو هم پیگیر برنامه های شما بودم
    خوشحالم که بصورت اتفاقی وبسایت شما را هم پیدا کردم

    به امید دیدار
    یکی از دوست داران شما از شهرستان نورآباد ممسنی

  11. سلام خالو جان
    خواندم و لذت بردم. خداوند پدرتان را اگر زنده است نگاه دارد و اگر هم نیست، رحمت کند.

  12. نوری گفت:

    سلام
    خوب بود برادر

  13. علی محمدی گفت:

    سلام
    ایام تسلیت

  14. علیرضا احمدی گفت:

    وقت شما به خیر
    هفته گذشته که تشریف آوردید دانشگاه ما شعرهای بسیار خوبی را خواندید
    من و دوستانم شب خوبی در محضر شما داشتیم استاد

  15. درود بر حضرت خالو راشد انصاری

    به استحضار خالوی عزیز برسانم غیبت این حقیر نه از بی ادبی و فراموش کردن خالو میباشد بلکه دلایلی دارد که در ذیل معروض میدارم.

    سلیمان استوار فدیهه, [۱۹.۱۰.۱۵ ۱۱:۱۱]
    امان از دست تلگرام
    در عجب ماندم چرا اینکار کرده تلگرام
    از زن و از زندگی بیزار کرده تلگرام
    خورد و خوابم گشته مختل من نمیدانم چرا
    صبح زود از خواب خوش بیدار کرده تلگرام
    در میان مجلس بزم و عزا هر جا روم
    گوشه گیر و عاری از گفتار کرده تلکرام
    درس و مشق و ورزشم از یاد رفت و میرود
    زرد و زار و لاغر و بیمار کرده تلگرام
    بس که زوم کردم به روی صفحه ی گوشی خویش
    گردنم را کج دو چشمم تار کرده تلگرام
    بی خبر گردیدم از اخبار ایران و جهان
    چشم ما را دور از اخبار کرده تلگرام
    بس گرفتم شارژ از ایرانسل بی چشم و رو
    بنده را بیچاره و نادار کرده تلگرام
    چَه چَه و آوازهای خوش مرا از یاد رفت
    دشمن تنبک و هم گیتار کرده تلکرام
    جسم و جانم را فدا کردم به راه این خبیث
    شک مکن بر گردنم افسار کرده تلگرام
    با زنم دیگر نگویم از گُل و گُل نشنوم
    چون به پیش او مرا چون خار کرده تلگرام
    عکس عریان بس که دیدم از زری و از پری
    راه شیطان را عجب هموار کرده تلگرام
    با زنم درگیرم و هر روزه در جنگ و نزاع
    بر چنین کاری مرا وادار کرده تلگرام
    رفته از یادم همه رسم و رسوم جمعه ها
    بی خیال از بوسه ی دلدار کرده تلگرام
    از نماز صبح و استغفار دیگر دم مزن
    چون مرا بی قید و لاکردار کرده تلگرام
    ای خدا رحمی نما بر شیعیان مخلصت
    زندگی را عین زهر مار کرده تلگرام
    ای سلیمان بس کن و دیگر از این دشمن مگو
    عاقبت بینم تو را بر دار کرده تلگرام.!!!!
    ( استوار فدیهه)

  16. خرمای خنیزی گفت:

    ولی خالو اینطور به نظر میرسه که تمام ایام سال را درحسینه ها بوده اید! ماشاالله خدا حفظتان کند

  17. علی مقدم گفت:

    تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت

  18. نگهداری گفت:

    سلام و درود
    عاشورا نزدیکه شما هم که نی قلیونی
    گفتم یاداوری کنم

  19. […] مه ولات، خالو راشد انصاری شاعر و طنز پرداز هرمزگانی در وبسایت شخصی خود به بحث رژیم غذایی پرداخته و برگی از خاطرات خود را ورق […]

اضافه کردن نظر به گلدون وبلاگی/بهترین مطالب صدای دریا در هفته ای که گذشت - کانون وبلاگ نویسان استان هرمزگان

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo