اتوبان استاندار ـ خبرنگار در ۵ اپیزود!

استاندار هرمزگان گفت: اتوبان ارتباط استاندار با رسانه ها و خبرنگاران کاملاً دو طرفه و با تمامی علائم و امکانات است. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل استانداری هرمزگان، استاندار در پاسخ به این سوال که خبرنگاران چه طور؟ ابراز داشت: خبرنگاران نیز بدون شک استاندار را دوست دارند. (برمنکرش لعنت!) مطلب داخل پرانتز را خودمان از ته دل عرض کردیم!
اپیزود اول:خبرنگار متوقع!
خبرنگاری ساعت ها ابتدای اتوبان ( استاندار ـ خبرنگار) ایستاده و به تابلوی حداکثر سرعت ۱۱۰ کیلومتر وهمچنین به خودروهای با سرعت بیش از ۱۷۰ کیلومتر خیره شده است. بالاخره خودرویی شخصی از راه می رسد و با احترام تمام خبرنگار یاد شده را به محل استانداری می رساند. خبرنگار درست مقابل ساختمان استانداری پیاده می شود و دو هزار تومان به راننده می دهد … اما راننده مذکور لبخند می زند! خبرنگار تعجب می کند و می پرسد:” ببخشید کجای کار بنده خنده دار بود؟! یعنی حالا به روزی رسیدیم که دو هزارتومان هم بی ارزش و خنده داره؟!” راننده در پاسخ می گوید: «من راننده ی استاندار هستم! لازم نیست پول بدین جیگر!». خبرنگار برای لحظه ای کُپ می کند و سپس با عجله وارد اتاق انتظامات استانداری می شود و با ارایه کارت شناسایی از «گیت» به سلامت عبور می کند! بلافاصله به دفتر استاندار که ایشان نیز ساعت ها منتظر خبرنگار یاد شده بود، مراجعه می کند. به محض ورود استاندار با کشیدن لُپ خبرنگار (که اتفاقاً مَرد است) و کمی نوازش اظهار می دارد:« آخ بمیرم الهی برات! چقد عرق کردی! بیا این آب قند و آب لیمو که از قبل واسه ات آماده کردم نوش جان کن تا یه کم جون بگیری!»
خبرنگار، باترس و لرز می پرسد:« قربان اشتباه گرفتین … بنده خبرنگارم…!» جناب استانداراز جای خود بلند می شود و در حالی که نگاهی سرشار از محبت به خبرنگار می کند، می گوید:« می دونم عزیزم!! بنده هم عزیزی هستم!»
پس از انجام مصاحبه نیز استاندار محترم شخصاً با خودروی خود نامبرده را از لاین دیگر اتوبان به محل کارش می رساند و مبلغی نیز یواشکی در جیب خبرنگار می گذارد و می گوید:« اینو بردار بزن به زخم زندگیت چون می دونم گرفتاری!» خبرنگار در حالی که از خجالت قرمز شده است، می گوید:« بابا تو دیگه کی هستی!»
اپیزود دوم:خبرنگار کم توقع
خبرنگار در ابتدای اتوبان (استاندار ـ خبرنگار) ایستاده و به تابلوی «کارگران مشغول کارند!» نگاه می کند. خبرنگار از کارگران پروژه می پرسد: ” این جا چه خبر است؟!”
همگی یک صدا می گویند:« اتوبان در دست تعمیر است!»
اپیزود سوم:خبرنگار خیلی کم توقع!
خبرنگاری قبل از اتوبان (استاندار ـ خبرنگار) سوار تاکسی می شود و به جای این که مقابل استانداری پیاده شود، تاکسی او را پشت ساختمان استانداری و درست کنار ساحل پیاده می کند. این خبرنگار ناچار با خودروی دربستی از کوچه پشت ساختمان دانشگاه علوم پزشکی خود را به اتوبان می رساند که در آن جا نیز به دلیل یک طرفه بودن به بن بست می خورد!
اپیزود چهارم:خبرنگار بی توقع!
خبرنگار وارد اتوبان (استاندار ـ خبرنگار) که می شود، سرعت گیرهای فراوانی را مشاهده می کند… شیب های تند و سرعت گیرهای بزرگ مقابل فرمانداری و استانداری و بالا و پایین پریدن های زیاد موجب می شود که خبرنگار یاد شده چند صد متر آن طرف تر از استانداری متوجه شود از مقابل استانداری عبور کرده است. چون راه بازگشت ندارد! از بد شانسی اواسط اتوبان خودروی خبرنگار بخت برگشته که هنوز چند نوبت قسط اش نیز مانده است! پنچر می کند. با هزار گرفتاری خودروی خود را به منتها الیه سمت راست اتوبان هدایت می کند. در این هنگام خبرنگار دوزاری اش می افتد که نه راه بازگشت دارد و نه می تواند از بالای نرده به سمت دیگر اتوبان برود.
اپیزود پنجم:خبرنگار….
خبرنگار دیگری از ابتدای اتوبان (استاندار ـ خبرنگار) دقیق به علائم راهنمایی و رانندگی و امکانات موجود! نگاه می کند و در کمال ناباوری حد فاصل بین فرمانداری تا استانداری به جز تابلوی پارک ممنوع و پارک مطلقاً ممنوع علائم دیگری را مشاهده نمی کند!
این خبرنگار در نتیجه جایی را برای پارک خودروی خود پیدا نمی کند و اجباراً می رود دنبال کارش…

۱۸ نظر (نظرات شما) در ”;اتوبان استاندار ـ خبرنگار در ۵ اپیزود!“

  1. فیس بوکی:

    ماهی تو و خلوت ِ دلم تابانت
    ای دوست ! مرا بخوان به تابستانت !!
    من تشنه ی بوسیدن ِ لبهای ِ توام
    یک لحظه ببند ، چشم ، بر ایمانت !!!!@ آرش نوید
    **
    هر چند که نام خار و خس میگیرم!
    اما به هوای تو نفس میگیرم!
    یک روز دوباره با تو لبخندم را
    از بازی روزگار پس میگیرم!@ هانی دری
    ***
    ما یک نفس و صدا و هرمیم همه
    بنگر که دوباره روی فرمیم همه
    او طنز نوشته ، ما به آن میخندیم
    پس با دل او شریک جرمیم همه@ الهه ملک محمدی

  2. سلام
    خبرنگار موجودی که همیشه در معرض اتهامست. مظلومست و تنها

  3. سلام راشد جان.بالاخره به این نتیجه میرسیم که برای ملاقات خبرگار واستاندار هیچ راهی وجود ندارد جز…دنبال کارت

  4. راستی همه لینک شدن جز من و دیده بانیها

  5. خلیل گفت:

    سلام،

    اصلن کار خبرنگارها ایجاد مزاحمت و توهم و شایعه است.

  6. سلام خالو جان
    و اله من استاندار و خبرنگار اولی را خیلی می پسندم…
    دم استاندار اولی گرم

    تو استانداری و من چاکرستم
    اگر چه دکترم یا تاجر ستم
    برس خالوی ما را از دل و جان
    برس من هم از اینجا شاکر ستم

  7. سلام خالو جان خیلی میخوامت
    لینک جدیدت رو اضافه کردم

  8. سلام / با اینکه این جمله کلیشه ای است اما امیدوارم حالتان خوب باشد / آلا چیق در به در ما آپ گردید / هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم/
    آقای دارای بیماری های خاص!!

  9. درود برحضرت خبرنگار!
    خالو این اتوبان همیشه شلوغ پلوغه احتیاط شرط اوله!

  10. سنوبال گفت:

    درود بر خالو و قلم توانمندش

  11. سلام وعرض ادب خدمت استاد
    خانه نومبارک

  12. سلام بر کاربران محترم
    فروشگاه اختصاصی اینترنتی فداغ نیوز با دهها محصول جدید افتتاح شد
    خرید آسان وراحت را در فداغ نیوز تجربه فرمایید
    منتظر حضور سبز شما هستم

  13. مشایخی گفت:

    سلام
    خونه ی نو مبارک
    موفق باشی
    مشایخی

  14. طالبي گفت:

    سلام این قدر برایم جالب بود که دوبار خواندمش و متوجه نشدم طنز است یا جدی آخه خیلی قشنگ بیانش کردی

  15. شهرآشوب گفت:

    سلام راشد جان خوبی؟
    اولن که دلم برات خیلی تنگ شده
    دومن کجایی؟؟؟؟ چرا اینقدر کم کار شدی؟
    سومن: من چرا تو لینکات نیستم؟؟؟؟؟؟؟؟

  16. شهرآشوب گفت:

    سلام راشد
    این برای بار چندمه که دعوتت می کنم نمیایا…
    بیا یه طنز بخون برو

اضافه کردن نظر به شهرآشوب

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo