شربت تلخ

از کوچه ی عاشقی گذر خواهم کرد

تا مملکت جنون سفر خواهم کرد

 

من شربت تلخ دکترم ، بی تردید

هنگام وفات هم اثر خواهم کرد!

سروده: راشدانصاری(خالوراشد)

۷۰ نظر (نظرات شما) در ”;شربت تلخ“

  1. شاکری گفت:

    خیلی زیبا و نغز بود

  2. تابالوگا گفت:

    یعنی خالوی عزیز فوق العاده ای بعله کیمیای شعر شما روح مرده رو هم زنده میکنه
    کاش دارویی بود تا ارواحی که خودشون رو به مردن زدن هم زنده میشدن!!!

  3. رنجبر گفت:

    سلام
    رباعیاتت عالی است استاد

  4. محمدامین گفت:

    خوب بود
    دستت خوش خالو

  5. طاهرزاده گفت:

    سلام
    عالی بود

  6. مهدی گفت:

    درود
    سال خوشی برایتان آرزو میکنم

    عید بندرعباستان خوش گذشت

  7. بی بی گل گفت:

    آقای راشد انصاری،ای صاحب دم مسیحایی(که هنگام وفات هم اثر خواهید کرد!) سال خوب و خوش و پرباری داشته باشید…

  8. مسیبی ها گفت:

    سلام و درود رباعی بسیار زیبایی بود جناب خالو
    شما هم دعوتید به غزلی دست و پا شکسته

  9. خلبل گفت:

    سلام ،

    نمی دانستم که « نوشداروی پس از مرگ سهراب » در دست خالو است.

  10. سعید گفت:

    رباعی خوبی بود خالوجان

  11. سلام استاد:
    بر اساس انتشار خبری از ملک روس

    هر کسی آید و گیرد همسری از ملک روس

    دولت آنجا علاوه بر اقامت می دهد

    پول و کار و خانه ای و بستری از ملک روس

    بر همین مبنا زنم را گففتم ای زن بعد از این

    گر کنی غرغر ستانم دختری از ملک روس

    بنده نگذارم به لی لی تو لا لا چون که من

    پشت در دارم هزاران مشتری از ملک روس

    گر بیفتد حرف من روی زمین بالا برم

    حرف خود را با زن بالابری از ملک روس

    همچو سربازان جنگی هر شبی نارنجکی

    می زدم چون دیده بودم سنگری از ملک روس

    بینوا او در سکوت از ترس اینکه شیر نر

    در سرش افتد شکار بهتری از ملک روس

    الغرض یک هفته من با داس و چکش داشتم

    در خیالم کاوه ی آهنگری از ملک روس

    ناگهان یک شب خبر آمد که کذب است و دروغ

    این چنین اخبار پر شور و شری از ملک روس

    تا شنیدم این خبر را لرزه دیدم بر تنم

    بر سرم افشانده شد خاکستری از ملک روس

    همسرم لبخند تلخی زد سپس با طعنه گفت

    بار کج را می گذاری بر خری از ملک روس

    چشمتان هرگز نبیند روز بد دیدم که شد

    در میان خانه بر پا محشری از ملک روس

    لنگه کفش از یک طرف خوردم لگد از یک طرف

    گفت که داری انتظار دیگری از ملک روس؟

    می شوی تحریم از این پس پاره آجر می خوری

    می روی نوشیدنی هم می خری از ملک روس

    یاد هندستان اگر فیلت کند باید پوتین

    آورد شخصاً برایت یک پری از ملک روس

    می کنم کاری که رعشه بر تنت افتد اگر

    هر کجا که بعد از این نام آوری از ملک روس

    دیدم او اینترنتی دارد برایم می خرد

    قبری از ایران زمین و خنجری از ملک روس

    تا کنون هرگز نخوردم در تمام عمر خود

    این چنین که خورده ام چوب تری از ملک روس

  12. علی اسلام نیا - قشم گفت:

    سلام شما همیشه اثر می کنید سایه تان بر سر ما باقی و عمرتان با دوام باد استاد

  13. سهیلا قاسمی گفت:

    سلام
    رباعی هنوز طرفدار داره حتی در بین پست مدرن ها و سپید سراها

  14. محمد گفت:

    استاد انصاری واقعا شعرهای شما بی نظیره
    مخصوصا اون شعرهای سپید و کوتاهی رو که در لار خوندید

  15. ناصری گفت:

    به قول خودتان آورین!

  16. زینلی گفت:

    به به
    سال نو مبارک خالو

  17. حاجی زاده گفت:

    سلام
    خوب و تلخ و شیرین…

  18. شجاعی گفت:

    من هنوز از رباعی مدیر کل شما خیلی خوشم می آد….طنزش بسیار قوی بود
    و اگه قراره یک شاعر رو با یک شعر شناخت همون کافیه

  19. SaeidR گفت:

    سلام بر خالوی خومون

  20. من قرص بروفن رو ترجیح میدم?

  21. لیلا گفت:

    به نظر من که تلخ نبود
    شیرین بود

  22. آرزوی گفت:

    درود
    سال نومبارک
    جناب انصاری سپاس از این که حقیر رامورد لطف قراردا ه ویادفرمودید
    عذرتاخیرم رابپذیرید

  23. سعید گفت:

    استاد تلگرام و رها کن!
    بیا سایتو بچسب!

  24. یسنا غیبی گفت:

    خیلی هم خوب
    فقط یک سوال؟
    چرا شعرهای سپید طنزتان این جا نیست اما قبلا در وبلاگ خالوراشد بود؟!

  25. هادی گفت:

    سلام. مثل همیشه لذت بخش و زیبا
    Yes

  26. علی اسلام نیا - قشم گفت:

    ما که قید جام برجام و زدیم
    قید هرخوش نام و بدنام و زدیم
    گفته بودیم که در سال جدید
    قید تبریک عمو سام و زدیم
    ما برای اینکه تن پرور نشیم
    قید یک سفره پر از شام و زدیم
    بعد از این تحریم ها رو بی خیال
    قید آ تا میم و تا لام و زدیم
    بیت آخر هم اگر ابهام داشت
    ما بقید قرعه ابهام و زدیم .
    علی اسلام نیا
    فروردین ۹۵

  27. علی اسلام نیا - قشم گفت:

    بی بند و باری سیاسی
    همینکه بسته شد دستا بکاری
    گذاشتند اسمشو بی بند و باری
    اگر تنها بمونی توی خونه
    بهت می گن مگه کاری نداری
    اگر بیرون بری از خونه تنها
    تو حتما بسته بر عشق نگاری
    شده این قصه عین کار دولت
    که سر از اون نمیشه در بیاری
    یه روز می گن چرا رفته خریده
    پژوی خارجی رو جای گاری
    و یا اینکه چرا رفته اورده
    هواپیما برای سال جاری
    چرا رفته سفر دور اروپا
    ولی اصلا نرفته شهر ساری
    چرا با قایقش تفریح تا کیش
    چرا اصلا نرفته خر سواری
    خلاصه هرکسی هر چی که تونست
    به موج مملکت کرده سواری
    اگه کارا بره بازم جلوتر
    همین هم آخرش میشه فراری
    هنوزم هست کسی روشن کنه باز
    به زیر پای دولت یک بخاری؟
    کسی هست پا کنه تو کفش دولت
    کمی یشتر تر از یک پا فشاری ؟
    همینطوری اگر کارا بره پیش
    نتیجش میشه شاید خونه داری
    برای دولتش باید بخونه
    در آخر یکسره قرآن رو قاری
    علی اسلام نیا

  28. آرزوی گفت:

    روزی به هوای دل سفر خواهم کرد
    البته به عشق تو خطر خواهم کرد
    رخصت بدهی دوبال می پردازم
    ازغروب رفتنت گذر خواهم کرد
    با بهره گیری ازشعرزیبای شما جناب انصاری

  29. آرزوی گفت:

    روزی به هوای دل سفر خواهم کرد
    البته به عشق تو خطر خواهم کرد
    رخصت بدهی دوبال می پردازم
    ازغروب رفتنت گذر خواهم کرد

  30. سلام بر استاد راشد انصاری عزیز
    اشعار شما همیشه دوا بوده بعضن شیرین چون عسل که بر هر دردی دوا است و بعضن سمی که آن هم دوا است بر بعضی دردها
    همواره سالم و استوار باشید
    (طنز)
    هنگام خرید ، کیف هم ، لازم است
    یک با هنر و حریف هم ، لازم است
    چون عقل فروشنده به چشمش باشد
    شلوار و کت کثیف هم ، لازم است

    تقدیم به شما و همه ی خوانندگان اشعار شما

  31. رسولی گفت:

    سلام
    کاش شعر بیشتری در هر پست می گذاشتید استاد
    یک رباعی برای ما کم است!

  32. حسن از جهرم گفت:

    برای اولین بار با سایت شما آشنا شدم
    خیلی شعرهای خوبی خواندم

  33. احمد گفت:

    استاد سلام
    حضور شما در دبیرستان ما و سر کلاس درس باعث خوشحالی ما دانش آموزان شد
    از صحبت های مفید شما در باره ادبیات و طنز استفاده بردیم
    خیلی خوشحال شدم

  34. سلام
    روز و شب تون به خیر و موثر
    چون نوشتید اثر خواهید کرد
    من که اول نفهمیدم
    ولی بعد به کامنت های فهمیدگان نگاه کردم
    فهمیدم
    و فهمیدم چرا نفهمیدم
    سلامت و معزز باشید
    ارادتمند
    خدانگهدار تون

  35. رضا اسماعیلی گفت:

    با سلام و درود و سپاس
    خواندم و بهره بردم . زنده باد .
    سبز و سربلند باشی .

  36. مسیبی ها گفت:

    سلام بر خالوی مهربان
    غزل قبلی م رو یه تغییرات کوچولو دادم دوباره بیاید بخونید ممنون Smile Smile

  37. آغا کلان گفت:

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دعوت نامه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    سلام، عزیز ارجمند: خالو راشد بزرگوار

    اهل چمن مشتاق دیدار شمایند و چشم انتظار نظرات شما خوبان. با سرودۀ؛

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «زورَکی» Grin ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اضافه کردن نظر به محمد

برای نمایش شکلک بر روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo