برابر تر !
مرگِ من دارد هزاران راه حلِ بهتری
کاش می مردم، نمی دیدم تو را با هر خری !
در قبال کارهایت کرده ام عمری سکوت
کارِ خوبی نیست این که با فلانی… می پری !
خوب من ! دنیا ندارد ارزش این کارها
تو دلت با دیگران و بنده هم با دیگری
آبرویت را همان جا پیش مردم می برم
آبرویم را همین جا پیش مردم می بری
هر یک از ما دایماً در حالِ رو کم کردنیم
جنگ ما باشد شبیه جنگ های زرگری
شادی ات با این و آن و غصه هایت سهم من
مرد مؤمن ! این نباشد راه و رسم همسری !
یاد از آن روزی که آغوشت مکانی امن بود
عاشقانه با تو می گفتم سخن از هر دری
گوشه ای از درد دل ها را بیان کردم، ولی
در امورات اساسی تر کماکان محشری
فی المثل با ما برابر می شوی در حقّ رأی
در دیه امّا به واقع یک سر و گردن سری
در خیابان تند بادی گر وزید از بخت بد
حقِ یک ذره عقب رفتن ندارد روسری !
افتخار بچّه داری با من و ، تو دایماً
در سرت فکر وزارت را فقط می پروری
گر حقوق ما برابر بوده از روز ازل
پس چرا از هر نظر از من برابرتر تری ؟!
سروده: راشد انصاری







زیبا بود
و از زاویه دید یک زن خوب نگاشته شده بود.
البته در ازن زمینه سخن فرا.وان است!
اما خوب، گذر میکنیم که جنجال نشود!!:دی
سلام شاعر بزرگوار
گر حقوق ما برابر بود از روز ازل
پس چرا از هر نظر از من برابر تر تری
آفرین خیلی خوشم اومد
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب و احترام و کسب اجازه از محضر استاد عزیز جناب خالو راشد انصاری.
راه حل بهتری
مرگ من دارد هزاران راه حل بهتری
کاش می مردم نمی دیدم تو را با عنتری
یا که می شد کور چشمانم نمیدیدم دگر
در کنار نره غولی یا کنار هر خری
گر که ده تا صیغه میدارم عدالت میکنم
از برای هر یکی دارم حساب و دفتری
هر چه میخواهی بگو با من دگر نارو مزن
در یکی دستت هویچ و دست دیگر خنجری
روز اول تا مرا دیدی شدی شیدای من
حال میگویی چرا زرد و ضعیف و لاغری
من قسم خوردم نکردی حرفهایم را قبول
هر چه آن یارو بگوید پیش او خوش باوری
مار کج هر گز نخواهد رفت در سوراخ خویش
دائم اندر فکر مکر و حیله های دیگری
آن اوایل عاشقت بودم حسابی کور و کر
مست بودم بق بقو کردم مثال کفتری
بوی عشقت آنچنان مست و ملنگم کرده بود
فکر میکردم که عطری یا گلاب قمصری
حال می فهمم که راهی اشتباهی رفته ام
نه به فکر زندگی بلکه به دنبال زری
هر چه آید روز نو ترفند دیگر میزنی
آنچه خرجت کرده ام از ریشه آنرا منکری
هر چه نازت میکنم ناز تو بالا می رود
در خیال خام خود گویا ز من بالاتری
در میان مردم تربت ندیدم حقه باز
یا عرب بوده و یا از مردمان بندری
تکیه بر دنیا مکن زیرا ندارد اعتبار
صبح بر خیزی ببینی بار دیگر پنچری
سلیمان عزیز می گم این همه زحمت می کشی و از شعرهای ناقابل خالوراشد استقبال می کنی ، یه وقت کتابت چاپ نشه بعد بگن چقدر خالو از سلیمان تقلید کرده؟!
سلام
زیبا بود
خوبه آخرش اسم شاعر رو آوردین وگرنه دوباره تماشایی می شد !
ممنون
دیگه مدتیه مجبورم در سایت خودمم ذیل شعرهام بنویسم سروده راشدانصاری!
عالی بود جناب انصاری.حظ بردیم…
سلام و درود بر استاد بی بدیل طنز خالو راشد عزیز
عالی بود و ما لذت بردیم شما هم در طنز سرایی از همه سرترتری برادر چی فکر کردی
گر چه زن هستم ولی، چون با تو دعوایی کنم
می زنم مُشتی که چند متری به بالا ور پری !
می زنم با پتک و چکش، آنچنان بر فرق تو
خلق گوید رحم کن! … جانم مگر آهنگری ؟!
آفرین خالو، که با این ریتمِ “هشت و شیش! “خود

کرده ای غوغا و افکندی چنین شور وشری !
سلام استاد
عالی بود
نمی دونستم شما فمینیسم هستین…
سلام خالو راشد جان.چند وقت پیش یه کامنت گذاشتم واسه اجازه گرفتن از شما برای استفاده از اشعارتون در وبلاگم اما جواب ندادین.لطفا جواب بدین و خواهشا اجازه بدین تا وبلاگم با اشعار زیبای شما رنگ و بوی زیباوتازه ای به خودش بگیره.
خواهش می کنم شما صاحب اختیارید
اما لطفا با ذکر نام شاعر باشد….
سلام استاد
در خصوص مخالفان شما که در پست های قبلی دوستان اشاره کرده بودند و حضرتعالی هم پاسخ های منطقی و به جایی را داده بودید، می خواستم عرض کنم البته خودتان استادید اما هیچ اعتنایی به این گونه غرض ورزی ها و مخالفت ها نکنید .خودتان بهتر می دانید که در تاریخ ادبیات و….به محضی که چهره ای مطرح می شد بلافاصله مخالفانی پیدا می کرد و….قصد مقایسه را ندارم بی شک شنیده اید ماجرای نیما و….شاملو و شاهرودی و….با حمیدی شیرازی و فروغ و نادرپور و هدایت و…. پس شما کار خودتان را بکنید و به قول شاعر: بزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد…ضمن این که این را هم عرض کنم مگر می شود نام شما و تاثیر گزاری شما را بر طنز جنوب و کشور فراموش کرد…چند شب قبل در رادیو از بزرگی در حوزه ی طنز کشور شنیدم که در خصوص شما چقدر با احترام صحبت می کرد و حقیقتا در آن لحظه به عنوان یک هرمزگانی به خودم بالیدم و احساس غرور کردم
سپاسگزارم محسن جان
خالو خاک پای همه است حتی مخالفان عزیز
خسته نباشید
استاد سوالی داشتم به نظر شما در حال حاضر بهترین شاعر طنزپرداز ایران چه کسی است؟
سلام
چه سوال سختی دوست عزیز
به نظر بنده همه خوبند و هیچ کس بد نیست
عرض ادب و ارادت
شعرهای بسیار زیبایی را خواندم
زنده باشید خالوی مهربان و دوست داشتنی
ممنون
سلام
از همین حقوق و حدود برابر است که اینجا می بینیم که یک مرد با عزت و با عظمت مثل شما از سوی زنان شعر درست می سراید.
البته بنده با نیمه دوم سردوه شما موافق تر ترم ولی با بخش اول آن خیلی با این تهدیدات حال نمی کنم چون معتقدم رای ذاتی اکثریت مردان موافق با تعدد است پس شایسته و زیبنده همان شاعر با عزت و با عظمت نیست که به واحد تسلیم گردد.
البته شاید نظر احدی از مردان بر امر واحد بنا به مصالحی و عواملی تحمیلا ایجاد شده باشد.
تقدیم با سه کیلو شیرینی خامه ای جهت پوزش مکرر – البته ولخرجی امروز ۲۳ شهریور بخاطر تامین بودجه از سوی حساب یارانه خانواده می باشد.
سلام خالو جان… ببخش منو / خداییش این روزها دیگه به خودمم سر نمیزنم . شما گلایه ازم نکن که اندوهم بیشتر میشه.
شعر زیبا و عمیق و دقیقتو خواندم و باید بگم که : تو کماکان محشری
شاد و سلامت باشی خالوی عزیز و گل و نازنین.
ممنونتم صد هزارتا.
سلام
یاد از آن روزی که آغوشت مکانی امن بود
عاشقانه با تو می گفتم سخن از هر دری
درود بر راشد
درود و سلام بر خالو راشد بزرگوار….
خواندن کارهای زیبا و خوبتان همیشه لبخند بر لبهای مخاطبان و خوانندگان می آورد….
شاد زی .
ممنون بانو
سلام استاد
واقعا زیبا بود
خیلی خیلی خوش حال میشم اگر بنده رو قابل بدونید و یه سری هم وبلاگ من بزنید
کتاب لطفا میخ نشوید بسیار زیباست
سپاس
درود بر خالو
زیبابود
دعوتید با حافظ در ارشاد
آفرین استاد
دست مریزاد
سپاس
با عرض سلام و خسته نباشید
من تقریبا بیشتر شعرهای طنز شاعران طنزسرا رو دنبال می کنم و بدون اغراق می خواستم عرض کنم اگر بخواهم ۵ شاعر طنز پرداز برتر حال حاضر ایران را نام ببرم قطعا شما جزو این لیست خواهی بود….زبان شعر شما مدتی است بسیار قوی تر از گذشته شده است …کلی را عرض می کنم نه این شعر یا شعر خاصی…
شما محبت دارید
سلام
می خواستم در پاسخ به آقای محمود عرض کنم که به نظر بنده خالوراشد به این چیزها نباید فکر کند و فقط باید تولید کند
رشیدی جان بیشتر توضیح می دادی تولید چی؟ شاید برخی فکر کنند منظورت تولید فرزند است….!!
با درود … مجید جان من از همه شا عران شا عر ترم چون هفتاد و چند سال سپری کردم ولی هنوز یک بیت هم نمیتوانم سر هم کنم
عموجان شما علاوه بر شاعر بودن ،عزیز هم هستی چون احمدعزیزی!
استاد مدتی قبل در جم و ریز شعرخوانی شما را از نزدیک دیدم و شنیدم و لذت بردم
سپاس
درود بر خالو والا بد گرفتارم ، شعر مثل همیشه عالی بود
سلام ای طنزپرداز قدیمی
رفیق ساده و سبز و صمیمی!
وقت شما به خیر
جناب انصاری انتقادی داشتم از شما
چرا شما در اشعار طنزتان مثل آقای هالو از انتقادهای تند از مسوولین رده بالای مملکت خبری نیست؟!
نجاتی عزیز انتقاد شما را با دیده ی منت می پذیرم اما مگر می شود شعر طنز انتقاد نداشته باشد!!
با سلام و ادب
عاشقانه با تو می گفتم سخن از هر دری
که با این در اگر در بند در مانند در مانند…!
موفق باشید
سلام خالو

لذت بردیم خالوجان
با رباعی به روزم
[گل]
سلام استاد عالی بود. و اما یک مثلا شعری هم از حقیر.
اهدای عضو
شبی گفتم به همسر که اگر من
به مرگ مغزی مردم احتمالاً
ببخشا قلب و مغز و قلوه ام را
و بعد از آن بکن فریاد و شیون
بگفتا بس کن از اینگونه گفتن
چرا با من کنی صحبت ز مردن
الهی سایه ات روی سر ما
نبیند خانه بی تو ، دیده ی من
به او گفتم، حالا صد سال دیگر
که سرشارم کنون از شوق بودن
ولی از من نصیحت کردن ای دوست
وصیت را تو می باید شنفتن
بگفتا همسرم با مهربانی
الهی باشی از هر غصه ایمن
ولی اعضای تو در سن بالا
به کار کس نمی آید یقیناً
نمی دانی مگر ای جان شیرین
خدا فرموده در انفاق کردن
چه بهتر باشد از چیزی ببخشی
که سالم باشد و لازم شدیداً
سلام جناب انصاری
شعر عالی بود
موفقیتتون پایدار
,واقعا احسنت به این همه نبوغ زنده باشی خالوراشد……….راستی به ماهم سربزن
درودها مهربان دوست دور و دیرینم مانا مانی قلمت مستدام
درود
همش میخونه آهنگ نوایی
عزیزم دلبرم جونم کجایی
جوابش می دهم مردم بدونید
جوابش واجبه اما کفایی
سلام شعر های طنزتان بسیار جالب و خواندنی است .
لطفا از وبلاگ منم بازدید کنید
تبادل لینک هم می کنم
سلام جناب خالو راشد. منم هانیه خواهرزاده فرامرز ریحان صفت در حلقه ی رندان مرداد ماه با شما دیدار داشتیم. اشعارتان بحق زیباست و از خواندش لذت می برم مستدام باشید و بسرایید.
به من هم سری بزنید استاد. بدرود
سلام از بنده است….احوال شما؟
ممنون خیییییییییییییییییییییییلی زیبا بود البته حسن ختام هم داشت!
درود وسپاس مهربان راشد
قرائت شد تبارک الله
سلام و درود
با
“چای با طعم تو…”
به روزم.
درود استاد !
کاش می مردم، نمی دیدم تو را با هر خری !!!!!
استاد تو این مصرع کو…………….کی به پا کردن
پی نوشت اول: به دلیل حضور خانواده در این مکان کلمه ی بالا سان سوز گشته و از نمایش آن معذورییم
پی نوشت دوم : به دلیل ادا نکردن حق مطلب از سوی کلمات دیگر مجبور به استفاده از این واژه نا مایوس شدم
متوجه نشدم عزیز