سوژه…
نیمی از سطح ِ خیابان های بندر چاله است
باقی اش در دست ِ تعمیرات ِ چندین ساله است!
عده ای در حال ِ کندن، عده ای پُر می کنند
این یکی دارد کلنگ و آن به دستش ماله است
پیش ِ پای شهروندان چاله کندن شد هنر
کارِ مردم روز و شب هی آخ و اوخ و ناله است!
مصرع ِ قبلی اگر از دردِ پا نالیده ای
مصرع ِ فعلی ولی تبلیغ ِ دوغ ِ «کاله» (۱)است!
هر کسی ما را دو روزی خوب بازی می دهد
سوژه گاهی چاله باشد، یک زمانی «هاله » (۲)است!
شاعرِ بی چاره! بس کن چون ببندند عده ای،
هر دهانی را که بی دربان شبیه گاله است!
آش چربی پخته شد با دست ِ مسوولان ِ امر
پس تو هم «خالو» بخور، این آش ِ کشک ِ خاله است!
پی نوشت:
۱-ریاست محترم شرکت لبنیات کاله… باسلام احتراما مبلغی جزیی بابت تبلیغ آن شرکت در شعر… به حساب خالوراشد واریز نمایید.
۲-هاله هم که نیازی به توضیح ندارد!







