من عاشق روی ساندویچم
دیوانه ی بوی ساندویچم !
می خواهم از او بگویم، امّا
من راز مگوی ساندویچم
با او همه شب به گفت و گویم
انگار که شوی ساندویچم!
از ظاهر زشت آن چه باکم
من مایل توی ساندویچم!
مانند سُس ِسفید گاهی
آرایش روی ساندویچم
گاهی مگسی کثیف و بی حال
مخلوط ِ کوکوی ساندویچم!
سمبوسه شدم برای برخی
یعنی که هووی ساندویچم!
یارانه رسید و ناگهان زد
سنگی به سبوی ساندویچم!
ای دوست مپرس نام من چیست
من، بنده لولوی ساندویچم!
* *
از ترس ِعواقب ِ سیاست
شب عازم کوی ساندویچم
مخفی شده ام شبیه بُغضی
مهمان گلوی ساندویچم!
سروده:راشدانصاری