شمیم نوروز

به زودی طبق تقویم جلالی ،

طبیعت شاهد فصلی جدید است

 

شمیمش پر شده در کوی و برزن

همان عیدی که مقداری سعید است  !

 

دگرگون می شود حالِ من و تو

اگر چه با چنین وضعی بعید است  …

 

زنان گویند با صوتی دل انگیز

کجایی عشق من ؟! وقت خرید است

 

شکم نه؛ چاه ویل است این یقیناً

شعار دایمش « هل من مزید » است !

 

سفر کردم شبی تا عمقِ جیبم

ولی قحطی در آن جا هم شدید است

 

زنم گفته ببر ما را سفر کیش

چه باید کرد ؟ دستورش اکید است !

 

فرار از خانه طرحی بود و لو رفت

بله، هنگام دید و بازدید است

 

ندارم سکه ای در هفت سین ام

به جای آن دو تا برگ شِوید است

 

علیرغم تمام این مسایل

دل ما منزل شوق و امید است

 

میانِ ما تفاهم نامه جاری ست

همیشه من مرادم او مرید است !

 

زنم در گردگیری یکه تاز است

از این رو عیدها گُردآفرید است !

 

شگفتا سبزه ای که ریخت « راشد »

شده قّد خودش از بس رشید است !

سروده:راشد انصاری « خالو راشد »

وعده های انتخاباتی

کاش جای تمام آن گفتار…
پرسش ام راجواب می دادی

 

یا اگر صحبتی نمانده به جا
دو سه متری طناب می دادی

 

انتخابات قبل یادت هست؟
نانِ داغ وکباب می دادی!

 

آن زمانی که میکروفن در دست
وعده با آب و تاب می دادی

 

می نوشتی که مقصد آزادی ست
آدرسِ انقلاب می دادی !

 

درمجالس که می شدی دعوت
دسته گل هی به آب می دادی!

 

به مریدان وچاکران هرشب
لوح تقدیر وقاب می دادی

 

سکه را می گرفتی از « عباس»
به زنِ او « رباب» می دادی !

 

در میان مجردان، اما
وعده های خراب می دادی!

 

هرکسی هرکجا خرش می رفت
زیر پالان رکاب می دادی

 

با دو تا سیخونک به آن جایش
خرِ او را شتاب می دادی!

 

انجمن های شاعران مفتی،
به جماعت کتاب می دادی

 

آن چه دادی حلالشان باشد
چون به قصد ثواب می دادی

 

جای گافی که این وآن دادند
شیر تازه … نه، گاب می دادی!

 

سخنانت اگر چه آرام، آه
به همه اضطراب می دادی

 

فکر ما را مثال چرخ وفلک
الکی پیچ و تاب می دادی

 

گر فلانی به ما تشک می داد
تو خودِ تختخواب می دادی!

 

روز وشب با بلوف زدن هایت
گوش مان راعذاب می دادی

 

جای آن وعده ها به ما ای کاش
شربت وقرص خواب می دادی!
سروده: راشدانصاری(خالوراشد) به نقل از کتاب “طنزینه =طنز اینه”

و کانال تلگرام:https://telegram.me/rashedansari

شرمندگی !

بعدِ عرضِ سلام ، شرمنده
مردمِ با مرام ، شرمنده

 

از همین ابتدا نزن چانه
آخرش یک کلام ، شرمنده !

 

گر حضوراً نشد ، نشد ! الان
می دهم این پیام : « شرمنده »

 

رأی دادید و من وکیل شدم
لطفتان مستدام ، شرمنده

 

پله ها را دو تا دوتا رفتم
نرسیدم به بام ، شرمنده

 

قول دادم ، ولی نشد هرگز
کارهایم تمام ! شرمنده

 

چون نشد قول هایمان عملی
دوستان گرام ، شرمنده

 

یا نشد اسب همت عالی
زیر پامان لگام ، شرمنده

 

من به پاس سکوت در مجلس
داشتم احترام ! شرمنده

 

( عطسه ای کرده ام اگر گاهی
اَلامان از زکام ، شرمنده ! )

 

بابت رأی تان به این جانب
خجلم والسلام ! شرمنده

 

***
انتخابم کنید اگر این بار
تا بیابم دوام ، شرمنده !

 

دور بعدی که می روم مجلس
دولت آید به کام ، شرمنده

 

می ستانم به سرعت از وُزرا
چند تا حکم تام ! شرمنده

 

می زنم چون مهاجم ایران
گل به تیم « گوام » ! شرمنده

 

هر چه شد افتتاح نیمه تمام
می کنم اختتام ، شرمنده

 

می کنم زخم های کوچک را
زود زود التیام ، شرمنده

 

می شوم بعدِ مدتی فربه
با حلال و حرام ، شرمنده !

 

قصه هایم تراژدی شد ، یا
دیم دارام دام دارام ، شرمنده !
سروده:راشد انصاری ( خالو راشد )به نقل از “کرگدن” ضمیمه طنز روزنامه اعتمادسه شنبه ۴ اسفند۹۴

وکانال تلگرامhttps://telegram.me/rashedansari

به من رای دهید

ایها الناس ، به من رای دهید
بندرعباس ، به من رای دهید

به خدا زاهد و صوفی هستم
دکترای خط کوفی هستم

دایما شوق عبادت دارم
دست من نیست ، که عادت دارم

نیمه شب نافله هم می خوانم
عربی هم کمکی می دانم

جمعه ها در صف اول هستم
در نمازم به شما دل بستم !

لقمه را قد دهان می خواهم
بنده رای همگان می خواهم

اشتهایم دو برابر شده است
در شکم‌، معده شناور شده است!

از چپ و راست ، به من رای دهید
بی کم و کاست ، به من رای دهید

هر کسی نام مرا قید کند
تن ماهی پس از این صید کند

این خلیج عربی ، یعنی چه ؟
کشوری یک وجبی ، یعنی چه ؟!

آخر ، «‌ اسفند »‌ کجا «‌ مارس » شود ؟
خواب دیدم که جهان پارس شود

من «‌ گونو » (۱)‌ را پس از این رام کنم
از خودِ تهران اقدام کنم

این جوان های به ظاهر بیمار
بگذارم همه را بر سر کار !

من فلان را به فلان خواهم داد
و فلان را به همان خواهم داد

مصلحت نیست که در کشور ما
دختری خوب بماند تنها

دختر آن است که شوهر بکند
پسران را همگی خر بکند !

من به هر زوج جوان وام دهم
در ستادم همه شب شام دهم

***
شام ، آن هم نه شام معمولی
نیست ما را مرام معمولی

( وقت خوردن ، به وزن گیر ، نده
مرگ این تن ، به وزن گیر ، نده )‌

وزن شعرم اگر چه درهم شد
در عوض رای من فراهم شد

سفره را می کنم شلوغ و پلوغ
کیک و نوشابه می دهم با دوغ

مرغ بریان‌، کباب کوبیده
چیزهای مجاز هم چیده …!

شامتان می دهم که حال کنید
( من مُخم ، مُخ ! ازم سوال کنید ؟!‌ )‌

***
بازگردیم به ابیات نخست
گفته های خفن و کار درست

که شما ساکت و من می گفتم …
داشتم از چه سخن می گفتم ؟!…

ایها الناس ، به من رای دهید
بندرعباس ، به من رای دهید
سروده:راشدانصاری(خالوراشد)به نقل از کتاب “طنزینه = طنز اینه”
و کانال تلگرام:https://telegram.me/rashedansari
پی نوشت :
۱ـ منظور توفان موسوم به « گونو » است که چندی پیش بخشی از هرمزگان را درنوردید .
۲-تغییر وزن شعر و…آگاهانه است.

آقای رییس…

حرف تان زور است ، آقای رییس
از ادب دور است ، آقای رییس

 

سابقا کر بود گوش ات! تازگی
چشمتان کور است ، آقای رییس

 

دور تا دور سرت از خلوتی
هاله ی نور است، آقای رییس

 

آن سر و این گردن باریکتان
شکل وافور است، آقای رییس!

 

گردنم از لطفتان این روزها
زیر ساطور است، آقای رییس

 

با نهیبت می رود آدم ز هوش
نفخه ی صور است! آقای رییس

 

زیر دستان را بپا ، چون پیش رو
گودی گور است آقای رییس

 

کاختان البته مانند بهشت
حور در حور است ، آقای رییس

 

با شما ابلیس در گشت و گذار
توی یک تور است! آقای رییس

 

پشت در خیلی معطل مانده ام
راهمان دور است، آقای رییس

 

زرت مان از دست دستوراتتان
سخت قمصور است آقای رییس!

 

حرف های منشی ات تند است و تیز
نیش زنبور است، آقای رییس

 

گرچه این زنبور جای خواهری
خوشگل و بور است ! آقای رییس

 

دزدکی از لای در دیدم چقدر
جفتتان جور است، آقای رییس

 

عالم و آدم ولی فهمیده است
آش تان شور است! آقای رییس

 

بنده می دانم که ناز و غمزه اش
طبق دستور است،آقای رییس!

 

پاسخ من هر چه باشد منفی است
بس که مغرور است آقای رییس!

 

حرف های دیگری هم داشتم
شعر معذور است آقای رییس…
سروده:راشدانصاری(خالوراشد)
به نقل از ضمیمه طنز “کرگدن” روزنامه اعتماد

وهمچنین کانال تلگرام خالوراشد به این نشانی:https://telegram.me/rashedansari

صفحه 7 از 32« بعدی...56789...2030...قبلی »